;
    در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    گر هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ غم چند جمله است

    1 بازدید

    گر هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ غم چند جمله است را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    گنجور » مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را

    مهدی کاظمی نوشته:

    نه غم و اندیشه‌ی سود و زیان

    نه خیال این فلان و آن فلان

    مردمان در خواب به یاد سود و زیان دنیایی و یا به یاد این و آن نمی‌افتند.
    البته باید توجه داشت که این انقطاع کامل از مسایل دنیوی در همه‌ی خوابها صورت نمی‌گیرد بلکه فقط زمانی رخ می‌دهد که روح کاملا از قفس تن رها شده و از حواس ظاهری منقطع شود.

    حال عارف این بود بی‌خواب هم

    گفت ایزد: “هم رقود” زین مرم

    خفته از احوال دنیا روز و شب

    چون قلم در پنجه‌ی تقلیب ربّ

    عارف در بیداری نیز چنین حالی دارد. یعنی، شخص عارف در حالت بیداری نیز از دنیا و آنچه به آن مربوط است، گسسته و وارد عالم دیگری شده است. خداوند نیز فرموده است که ” آنان خفتگان‌اند” از این تعجب نکن و نگریز، چون آنها از این دنیا صرف نظر کرده‌اند، مانند این است که خوابیده‌اند و مانند قلمی هستند که در دست پروردگار قرار گرفته‌اند و او هر آن‌گونه که بخواهد آنها را می‌چرخاند.
    در این دو بیت اشاره‌ یی به آیه‌ی ۱۸ سوره کهف است: و تحسبهم ایقاظا و هم رقود و نقلبهم ذات‌الیمین و ذات‌الشمال. یعنی : و تو می‌پنداشتی که آنها بیدارند، در حالی که آنها خفته‌اند و ما آنان را به راست و چپ می‌گردانیم.

    👆☹

    منبع مطلب : ganjoor.net

    مدیر محترم سایت ganjoor.net لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معلم دانش

    معنی درس سوم فارسی هفتم

    معنی شعر توفیق ادب هفتم

    فرمت PDF + لینک دانلود مستقیم قرار گرفت

    نام درس : فارسی | موضوع : معنی شعر | نویسنده : نمره برتر

    منتشر شده در نمره برتر | پایه و رشته : پایه هفتم


    معنی شعر توفیق ادب هفتم

    ✅ شعر خوانی: توفیق ادب

    🔴قالب شعر : مثنوی

    مولانا جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی یا مولانا، عارف و شاعر بزرگ قرن ھفتم.
    آثار : مثنوی معنوی، دیوان شمس

    1⃣ ای خدا ای فضل تو حاجت روا
    با تو یاد هیچ کس نبود روا

    در این بیت روا در مصراع اول به معنای بر آورده کردن است و در مصراع دوم به معنای شایسته.
    معنای بیت: ای خدایی که لطف و احسان تو نیاز های ما را برآورده می کند. با وجود تو، یاد کردن از هیچ کس شایسته نیست.

    2⃣ قطره ی دانش که بخشیدی ز پیش
    متصل گردان به دریاهای خویش

    قطره نماد کمی و دریا نماد بسیاری است. معنای بیت: علم اندکی که از نزد خودت به ما بخشیدی به دریای علم خودت متصل کن. مفهوم بیت: خدایا علم ما را زیاد کن.

    3⃣ صد هزاران دام و دانه است ای خدا
    ما چو مرغان حریصی بینوا

    دام ودانه: نماد مشکلات و گرفتاری های دنیوی است.
    معنای بیت: ای خدا در مسیر زندگی ما هزاران گرفتاری وجود دارد در حالی که ما همچون پرندگانی طمع کار و بیچاره ایم.
    ( در این بیت ما انسان ها به پرندگان حریص و بیچاره تشبیه شده ایم. ما: مشبه – مرغان: مشبه به)

    4⃣ گر هزاران دام باشد هر قدم
    چون تو با مایی نباشد هیچ غم

    اگر هزاران گرفتاری هم جلو راه ما باشد، وقتی تو با ما باشی هیچ غمی نداریم.

    5⃣ از خدا جوییم توفیق ادب
    بی ادب محروم شد از لطف رب

    از خدا می خواهیم که در فراگیری ادب و فرهنگ درست ما را یاری دهد. زیرا انسان بی ادب از رحمت خدا بی نصیب است.

    6⃣ بی ادب تنها نه خود را داشت بد
    بلکه آتش در همه آفاق زد

    آدم بی ادب نه فقط به خودش بدی میکند. بلکه بدی او همه جهان را در برمی گیرد.

    منبع مطلب : avaliha.blog.ir

    مدیر محترم سایت avaliha.blog.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    گر هزاران دام باشد در قـَدم / چون تو با مایی نباشد هیچ غم

    گر هزاران دام باشد در قـَدم 
    چون تو با مایی نباشد هیچ غم

    چون عنایاتت بود با ما مقیم  
    کی بود بیمی از آن دزد لئیم

    هر شبی از دام تن ارواح را 
    می‌رهانی می‌کَنی الواح را

    می‌رهند ارواح هر شب زین قفس

    فارغان، نه حاکم و محکوم کَس

    شب ز زندان بی‌خبر زندانیان 
    شب ز دولت بی‌خبر سُلطانیان

    نه غم و اندیشه‌ی سود و زیان
    نه خیال این فلان و آن فلان

    حال عارف این بود بی‌خواب هم 
    گفت ایزد هُم رقودٌ زین مَرَم  
    [15]

    خُفته از احوال دنیا روز و شب 
    چون قلم در پنجه‌ی تقلیب رب  
    [16]

    آن که او پنجه نبیند در رقم   
    فعل پندارد به جنبش از قلم

    شمّه‌ای زین حال، عارف وانمود
    عقل را هم خواب حسّی درربود 
    [17]

    رَفته در صحرای بی‌چون جانشان  

    روحشان آسوده و ابدانشان

    وز صفیری باز دام اندر کشی  
    جمله را در داد و در داوَر کشی 
    [18]

    چون که نور صبحدم سَر برزند 
    کرکس زرّین گردون پر زند

    .

    ادامه در وبلاگ الفاظِ مثنوی

    مثنوی معنوی، دفتر اول، ابیات ۳۲۲ تا ۴۰۸

    منبع مطلب : sadrizadeh2.persianblog.ir

    مدیر محترم سایت sadrizadeh2.persianblog.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    فاطمه 26 روز قبل
    1

    ۳جمله است

    مهدی 11 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید