در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    نامه ای به امام زمان بنویسیدوهرچه میخواهیدبه اوبگوییدوهرچه دوست داریدازاوبخواهید

    1 بازدید

    نامه ای به امام زمان بنویسیدوهرچه میخواهیدبه اوبگوییدوهرچه دوست داریدازاوبخواهید را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    متن نامه های بچه ها به امام زمان (عج)

    این نامه تقدیم به تو باد ای امام زمان.

    سلام ای مهدی غایب، سلام ای چهاردهمین معصوم، سلام ای عزیز نرگس.

    خودت می دانی ای مهدی زهرا که چه آدم ها آرزوی دیدنت را داشتند.

    راستی چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی ، چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی.

    سوالی ساده دارم من از حضورت ، که آیا من زنده ام وقت ظهورت؟ اگر که آمدی من رفاه بودم ، اسیر روز و سال و هفته بودم، دعایم کن دوباره جان بگیرم ، بیایم در رکاب تو بمیرم.

    امیدوارم که زودتر بیایی که با آمدنت همه جا را سرسبز گلستان می کنی بیا و از این همه ستم رهایمان ده.

    نامه ای می نویسم به تو و میگذارم در معتبرترین صندوق پست (قلبم) و خوب می دانم که تو نامه ام را می خوانی.

    ای آنکه بال بال تورا آسمان کم است، وصف تو عاشقانه ترین وصف عالم است

    بی سایه ی عنایت تو ای بزرگوار، کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

    به برکت وجود نازنین توست که من هستم ونمیدانی برای خداوند متعال چقدر ارزشمندم و چقدر از دعا های شما شامل حال من شده که توفیق یافته ام چادر بر سر کنم و زینت و زیبایی ام را از نامحرم بازدارم.دوستت دارم و میدانم که تو نیز مرا دوست می داریکه برایم دعا کرده ای و نامه هایم را که چند بار در کلماتی متفاوت ولی در یک منظور بوده را خوانده ای و خواهی خواند.من تورا در کنار خودم احساس می کنم و بزرگترین آرزویم دیدار با توست آقا.

    سلام امام زمان .من محمد رضا هستم. من از شما خواهشی دارم که برایم خیلی مهم است.من از شما می خواهم که یکی از سزبازهایتان باشم ، برای من دعا کنید ، ظهورتان را هرچه زودتر نزدیک تر کنید. مرا در درس هایم کمکم کن، دوست دارم روح پدربزرگم م کامران را شاد کنی . در روز قیامت اعمال نامه ی من را در دست راستم بگذار تا به بهشت بروم .

    اسم من علیرضا است و ده سال دارممن دلم برای شما خیلی تنگ شده است وبرای همین به شما نامه می نویسم . مادرم می گوید نام شما مهدی است و لقب شما قائم است اگر چیزی از شما بخواهم شما از خدا می خواهید تا به آرزویم برسم.

    چه خوب استکه آدم با کسی درد و دل کند.

    توی دل من یک عالم حرف است که می خواهم به شما بگویم.

    دلم می خواهد تمام مریض ها خوب شوندامام زمان دل تمام بچه های خوب را شاد کنی. چون خیلی مهربانید. ما روز تولد شما به امامزاده قاسم بابل رفتیم. یا امام زمان من با شما خداحافظی می کنم.

    امام زمان فرمود: آن کس که به حق ظلم کند در ردیف ظالمین قرار می گیرد.

    سلام آقا جون پسر فاطمه هر جمعه که شد فکر می کنم غروبش شما رو ببینم،به همین امید هر هفته به نماز جمعه می آیم که شاید هفته ی بعدی شمارا ببینم .سر نضری هفتمین سال دعا کردم که سال نوی بعدی شما باشیداما نشد. آقا جون بیا که با آمدنت دنیا عوض شود،یعنی تمام ظلم ها از بین رود و دوست دارم عدل علی بیاید همه چیز با هم مساویهمه کس با هم برابر شوند. مهدی جان نمی دانم در این یازده سالی که دارم چشمم به جمال نورانی شما افتاده یا نه مهدی جان چند سال دیگر یا چند روز دیگرآقا می خواستم بگم تحمل من کم است.آقا جان میشه دعای من هم برآورده بشود؟ دوست دارم بروم کرببلا سر قبر امام حسین(ع) شما هم باشین شما را هم ضیارت بکنم. خدا را به امام حسین قسم ظهور آقا امام زمان را برسان...

    سلام آقا حالت چطور است؟ میدونی حال من هم خوب است. اسم من فاطمه زهرا است. مادرم می گفت تو تین اسم رو خیلی دوست داری. منم مادرم نذر کرد اسم منو فاطمه زهرا گذاشت. دوست دارم مثل مادرت زهرا خانم خوبی باشم.

    آقاجون من به مادرم می گم کی به مسافرت میریم؟ مادرم میگه کجا؟ میگم مثل عمه رقیه اینها میرم کربلا اما ما نمیریم؟

    مادرم بهم گفت : یکمی بابا دستش خالی استانشالله دادیم سه تایی باهم می رویم.آقاجون دوست دارم که کمک کنی به بابام که بدهکاری مون و بدیم و ما زودتر بریم. دوس دارم تو بین الحرمین تورو ببینم .به امید دیدار مهدی جان

    (فاطمه زهرا . ا )

    امام من می خواهم سرباز تو باشم. امام من می خواهم روح عزیزم (مادر بزرگم) را شاد کنی. هر گناهی که کردم مرا ببخش.دوست دارم در کنار امام خدمت کا امام باشم. دوست دارم پدر و مادرم در پناه امام نگه داشته باشند.

    التماس دعا

    منبع مطلب : mostafa-tavassoli.blogfa.com

    مدیر محترم سایت mostafa-tavassoli.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان | دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان حضرت مهدی

    دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان | دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان حضرت مهدی

    شاید شما هم در زندگی بارها با خود گفته اید که چرا علی رغم مشکلات فراوانی که وجود دراد هنوز خداوند اجازه ظهور را به منجی اش نداده است. شاید شما هم نگرانید عاقبت آنقدر گناه کرده باشید که دیگر نتوانید و رویتان نشود با امام زمان خود حرف بزنید. با پرشین وی همراه باشید تا دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان را بخوانید.

    دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان

    یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست..
    سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران..می‌خواهم از جور زمانه بگویم ، می‌خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده‌ای فراگرفته اما زمان
    فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان.پس ذره‌ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر
    دلگیر و خسته‌ام.

    آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان
    مولای من می‌دانی چند سال است انتظار می‌کشم.از وقتی سخن گفته‌ام و معنای سخن خود را فهمیده‌ام انتظارت را می‌کشم.بیا
    و این انتظار مرا پایان بده.

    خسته‌ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم.چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم
    اند بشنوم و سکوت کنم.خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده.بیا و جهان را آباد کن.بیا و از
    آمدنت جهان را شاد کن.می‌دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره‌اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا
    و پناه بی پناهان باش.

    متن دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان

    چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می‌آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من
    حرف می زنی و به درد دل من گوش می‌دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم
    و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم.راستش می‌ترسم.می‌ترسم بیائی و من خواب باشم.می‌ترسم بیائی، همه تو را ببینند
    و تنها من از دیدنت محروم بمانم.هنوز هم می ترسم…

    حس می‌کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم
    اما در خواب غفلتم.بیا و بیدارم کن.بیا و هشیارم کن.بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن.همه به
    خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی‌شنوند.خودت بیا و همه ما را از این
    کابوس جهانی نجات بده.

    ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک
    چه می‌کنند! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند.منتظرند تا کی بیاید و
    جهان را از عدل پرکند.کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در
    کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان‌های تاریک و ظلمات را با نور بودنت
    چراغانی کنیم.بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می‌کنند؟

    روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا
    با فالی دلِ شکسته و سینه‌ی زخمی‌ام را مرهمی باشم.می‌دانی چه آمد؟

    یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم
    مخور….

    دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان در زمان غیبت

    نه؛ غم می‌خورم؛ غم می‌خورم بخاطر روزهایی که نبوده‌ای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی.غم می‌خورم به خاطر روزهایی
    که به یادت نبوده‌ام و با گناه شب شده‌اند.همان روزهایی که در تقویم خاطره‌ها در منجلاب گناه و زشتی با
    قلم جهل ثبت کرده‌ام.

    بهترین روز تنها روز ظهور توست.کی می‌آید؟ کی می‌شود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم
    و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»

    با تمام جهل و
    مستی تصمیم گرفته‌ام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو
    روزگار را آغاز کنم.هنوز در نخستین صفحات آن مانده‌ام و مطلبی برای نوشتن ندارم.تا پایان نوشتن انتظارت می‌کشم.

    دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگی‌اش ایمان می‌آورد….

    *اللهم عجل لولیک الفرج*

    کودک که بودم پدرم جمعه ها صبح درب خانه را آب و جارو می کرد تا  اگر مولا از آن حوالی عبور کند …

    و نو روز هر باره این حس را در من زنده می کند

    مردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن…

    اما برای چه ؟ برای که ؟

    اینان منتظرند تا  بهار شود ؟

    سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه به هم می ریزیم ، مهربان می شویم، به سراغ هم می رویم و از همه مهمتر منتظر می شویم…

    انتظار …

    دلنوشته ای بسیار زیبا به امام زمان امام دوازدهم

    سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم!

    و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!!

    کجایی ای  ربیع الأنام و نضره الأیام

    نمی دانم ،  شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند …

    وصد افسوس که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم.

    ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه با هم زمزمه می کردند دعای عهد و ندبه و فرج را …

    و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیم

    و در آن به جای سفره ، “سجاده ای” می انداختیم به گستردگی زمین…

    و”ستاره ای” از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو…

    و “ساعتی” برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت

    و “سدر” را به یاد سدره المنتهی مصطفی  (ص) بر سجاده می ریختیم!

    و “سیصد و سیزده سرباز” و “سلاحی” به نشان پایبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است  نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم ” شاهِراً‌ سَیْفی ،  مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبّیاً دَعْوَهَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی ” و با شمیشر آخته  ، و نیزه برهنه ،  پاسخ ‌گویان به ندای آن خواننده بزرگ در شهر و بادیه ایم.
    و سین ششم سجاده مان  را از خدا می خواهیم تا “سرمه” کشد چشمانمان را به وصال دیدارش… و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی…

    اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَهَ الرَّشیدَهَ ، وَ الْغُرَّهَ الْحَمیدَهَ وَ اکْحُلْ ناظِری بنَظْرَه منِّی اِلَیْهِ

    و سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم ” سلام علی آل یاسین”.

    هدایت هشت ـ یاسین

    منبع مطلب : persianv.com

    مدیر محترم سایت persianv.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نامه ای به صاحب الزمان

    مولای من سلام چند صبح آدینه ایست که برای دیدن سیمای پرفروغ تولحظه ای چشمان منتظرم را به هستی نبسته ام؛تا شاید جمعه ای را با سیمای فروغین تو آغاز بنمایم.              

    کاش می آمدی وپرده از خوبی ها وزیبایی ها بر می داشتی وبالبخند زیبای خود گیتی را واژگون می ساختی.                                                                                        

    مولای من سرور من ای کاش بودی وبانغمه دلنشین حقانیت خویش دنیای تیره وتار بشریت رامعطر و مبارک می کردی .دلم می خواست شاپرکی داشتم تانامه های بی شمار قلبم را برایت می آورد تا به تعجیلت تسریع ببخشد. متن نامه ای که دیشب قلبم برایت نوشت اینگونه بود: مهدی جان سلام،من بنده ای از پروردگارت هستم که آسمان پر ستاره مهتابی را ملاک دوست داشتنت واقع کرده ؛ من همانم که شب را به امید ظهورت به صبح می رساند؛من کسی هستم که صبحگاه آدینه هیچگاه چشمان خسته ومنتظرم را نبسته و نمی بندم وهمان کسی که ...      دوست دارم ملائکه از قلب من مطلع باشند وپیغام های قلبم را به گوش و قلب شنوا و رحیمت می رساندند تا جمعه ای دیگر وجود وچشمانم به چهره روشن و نورانی تو منور می گردید.

    منبع مطلب : yabaghiatalah313.blogfa.com

    مدیر محترم سایت yabaghiatalah313.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید