در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی شعر تا افق های دور کوچ کنم باز پیغمبر بهار شوم

    1 بازدید

    معنی شعر تا افق های دور کوچ کنم باز پیغمبر بهار شوم را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    معنی شعر زنگ آفرینش (قیصر امین پور)

    معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی پایه هفتم از قیصر امین پور

    معنی شعر زنگ آفرینش

    در این پست، معنی و مفهوم شعر زیبای زنگ آفرینش از قیصر امین پور را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

    معنی شعر زنگ آفرینش

    ۱- صبح یک روز نوبهاری بود              روزی از روز های اول سال

    معنی: صبح یک روز تازه ای بود و سال تحصیلی جدید، یعنی مهرماه، شروع شده بود. ( منظور شاعر از نوبهار، ماه مهر است که همچون بهارتازه ای است که با آغاز مدارس، شروع می شود.)

    ۲- بچه ها در کلاس جنگل سبز             جـمع بودند دور هم خوشحال

    معنی: بچه ها در کلاس درس، با انرژی و خوشحال دور هم جمع شده بودند. ( باتوجه به بیت قبل که شاعر مهرماه را همچون بهار تازه ای در نظر گرفته بود، در اینجا منظور از جنگل سبز، کلاس درس است که با وجود دانش آموزانش، مانند سرسبزیِ درختان در فصل بهار شده است.)

    ۳- بچه ها گرم گفت و گو بودند                   باز هم درکلاس غوغا بود

    معنی: در کلاس بچه ها مشغول صحبت بودند و سر و صدایشان همه جا پیچیده بود.

    ۴- هر یکی برگ کوچکی در دست                       باز انگار زنگ انشاء بود

    معنی: هرکدامشان کاغذی کوچک در دستشان داشت. مثل اینکه زنگ انشا بود.

    ۵- تا معلم زگرد راه رسیـد                      گفت با چهره ای پر از خنده:

    معنی: معلم وارد کلاس و شد و با خنده گفت:

    ۶- باز موضوع تازه ای داریم                              “آرزوی شما در آینده”

    معنی: بازهم موضوع تازه ای برای انشا داریم؛ انشا با موضوع ” آرزوی شما در آینده ” چیست.

    ۷- شبنم از روی گل برخاست                            گفت: می خواهم آفتاب شوم

    معنی: شبنم بلند شد و گفت: من دوست دارم محو شوم.

    ۸- ذره ذره به آسمان بروم                                 ابر باشم، دوباره آب شوم

    معنی: (وقتی محو و بخار شدم،)کم کم به آسمان بروم و تبدیل به ابر شوم و دوباره از ابر تبدیل به آب شوم.

    ۹- دانه آرام بر زمین غلتیـد                            رفت و انشای کوچکش را خواند

    معنی: دانه روی زمینافتاد و انشای کوتاهش را خواند.

    ۱۰- گفت: باغی بزرگ خواهم شد                            تا ابد سبز خواهم ماند

    معنی: دانه گفت: من دوست دارم تبدیل به باغی بزرگ شوم و تا همیشه سرسبز بمانم. (دانه انگار دوست داشت در دل زمین کاشته شود تا از تبدیل به نهالی سرسبز شود و در آینده نهال های زیاد، باغ بزرگی را بوجود آورند.)

    ۱۱- غنچه هم گفت گرچه دل تنگم                              مثل لبخند باز خواهم شد

    معنی: غنچه هم گفت: اگرچه الان هنوز شکوفا نشده ام و بسته هستم اما بالاخره باز می شوم و تبدیل به گل زیبایی خواهم شد. ( منظور از لبخند، باز شدن غنچه است.)

    ۱۲- با نسیم بهار و بلبل و باغ                                گرم راز و نیاز خواهم شد

    معنی: غنچه ادامه داد: (وقتی غنچه ام باز شد،عطر من در فضا می پیچد و) با نسیم بهاری و بلبل و باغ، مشغول راز و نیاز با خدا خواهم شد.

    ۱۳- جوجه گنجشک گفت: می خواهم                       فارغ از سنگ بچه ها باشم

    معنی: جوجه گنجشکگفت: آرزو دارم از دست سنگ زدن های بچه ها راحت شود و در آسایش زندگیکنم.

    ۱۴- روی هرشاخه جیک جیک کنم                              در دل آسمان رها باشم

    معنی: بتوانم به راحتی جیک جیک کنان روی شاخه ها بنشینم و در دل آسمان پرواز کنم ( بدون اینکه ترس از تیر و کمان بچه ها داشته باشم، آزادانه بال بزنم.)

    ۱۵- جوجه ی کوچک پرستو گفت:                                 کاش با باد رهسپار شوم

    معنی: جوجه پرستوی کوچک گفت: من دوست دارم همراه با باد پرواز کنم

    ۱۶- تا افق های دور کوچ کنم                                        باز پیغمبر بهار شوم

    معنی: تا افق ها و آسمان های دور پرواز کنم و پیام آورِ خبرِ آمدنِ بهار شوم.

    ۱۷-جوجه های کبوتران گفتنـد:                           کاش می شد کنار هم باشیم

    معنی: بچه های کبوترها گفتند: ای کاش میشد که همه ما در کنار هم باشیم.

    ۱۸-توی گلدسته های یک گنبد                                روز و شب زائر حرم باشیم

    معنی: همه ما باهم، شب و روز، روی گنبد و گلدسته ها بنشینیم و زیارت کنیم.

    ۱۹- زنگ تفریح را که زنجره زد                                     باز هم در کلاس غوغا شد

    معنی: با صدای زنجره (جیرجیرک) زنگ تفریح به صدا در آمد و دوباره کلاس درس پر از سر و صدا شد.

    ۲۰- هر یک از بچه ها به سویی                              رفت و معلم دوباره تنها شد

    معنی: بچه ها پراکنده شدند و دوباره معلمدر کلاس تنها ماند.

    ۲۱- با خودش زیر لب چنین می گفـت:                  آرزو هایتان چه رنگین است!

    معنی: معلم با خودش گفت: چه آرزوی های قشنگی دارید!

    ۲۲- کاش روزی به کام خود برسید؛                            بچه ها آرزوی من این است!

    معنی: آرزوی من هم این است که شما به آرزوهایتان برسید.

    شعر از قیصر امین پور

    اختصاصی-دانشچی

    منبع مطلب : www.daneshchi.ir

    مدیر محترم سایت www.daneshchi.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی هفتم

    معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی هفتم

    معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی هفتم

    معنی شعر زنگ آفرینش در کتاب فارسی هفتم

    , فارسی هفتم , معنی شعر , هفتمی ها , معنی شعر زنگ آفرینش فارسی هفتم , معنی شعر زنگ آفرینش درس فارسی هفتم , معنی شعر زنگ آفرینش در کتاب فارسی هفتم , معنی شعر زنگ آفرینش فارسی پایه هفتم , معنی شعر درس اول زنگ آفرینش فارسی هفتم ,

    درس اول فارسی هفتم , درس اول کتاب فارسی هفتم , درس اول فارسی هفتم با جواب , درس اول فارسی هفتم معنی , کانال هفتمی ها با پاسخنامه , زنگ آفرینش فارسی هفتم , معنی درس زنگ آفرینش فارسی هفتم ,

    متن درس زنگ آفرینش فارسی هفتم , معنی زنگ آفرینش فارسی هفتم , معنی درس اول زنگ آفرینش فارسی هفتم , درس اول فارسی هفتم زنگ آفرینش

    سلام سلام دوستان عزیز پایه هفتمی

    تو این پست از سایت هفتمی ها , معنی شعر زنگ آفرینش [فارسی هفتم] و براتون آماده کردیم

    امیدواریم به کار ِ تون بیاااااد

    کانال هفتمی ها با پاسخنامه

    معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی هفتم

    زنگ آفرینش پایه هفتم صفحه 12

    صبح یک روز نوبهاری بود روزی از روز های اول سال

    صبح یکی از روز های فصل بهار بود و سال تحصیلی جدید آغاز شده بود.

    بچه ها در کلاس جنگل سبز      جـمع بودند دور هم خوشحال

    بچه ها در کلاس دور هم جمع شده بودند و خوشحال بودند.

    بچه ها گرم گفت و گو بودند      باز هم درکلاس غوغا بود

    بچه ها مشغول صحبت بودند و در کلاس سروصدا و شلوغ بود.

    هریکی برگ کوچکی در دست      باز انگار زنگ انشاء بود

    هر یکی از بچه ها برگه ای در دست داشتند و قرار بود زنگ انشاء شروع شود.

    تا معلم زگرد راه رسیــــد       گفت با چهره ای پر از خنده:

    همین که آموزگار وارد کلاس شد و رسید، خندان گفت.

    باز موضوع تازه ای داریم      "آرزوی شما در آینده"

    برای انشاء موضوع تازه ای داریم. موضوع آرزوی شما در آینده است.

    شبنم از روی گل برخاست      گفت: می خواهم آفتاب شوم

    شبنم بلند شد و گفت من میخواهم آفتاب شوم(صنعت تشخیص)

    ذره ذره به آسمان بروم      ابر باشم، دوباره آب شوم

    ذره ذره با آسمان بروم و به ابر تبدیل شوم و دوباره به آب تبدیل شوم.

    دانه آرام بر زمین غلتیـد      رفت و انشای کوچکش را خواند

    دانه آرام آرام برروی زمین چرخید و غلت خورد و شروع کرد به خواندن انشای کوچکش.

    گفت: باغی بزرگ خواهم شد      تا ابد سبز خواهم ماند

    در انشایش گفت: به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و همیشه سرسبز وسبز رنگ خواهم ماند.

       غنچه هم گفت گرچه دل تنگم      مثل لبخند باز خواهم شد

    غنچه گفت اگر چه دل تنگم، مانند لبخند باز خواهم شد.

    با نسیم بهار و بلبل و باغ      گرم راز و نیاز خواهم شد

    با باد ملایم بهار و بلبل و باغ، شروع به زار و نیاز کردن می کنم.

    جوجه گنجشک گفت: می خواهم      فارغ از سنگ بچه ها باشم

    جوجه گنجشک گفت می خواهم از سنگ بچه ها آزاد شوم.

    روی هرشاخه جیک جیک کنم      در دل آسمان رها باشم

    روی هر شاخه بنشینم و جیک جیک کنم و از منظره ی آسمان لذت ببرم.

    جوجه ی کوچک پرستو گفت:    کاش با باد رهسپار شوم

    جوجه ی کوچک پرستو گفت کاش بتوانم با باد همراه شوم.

         تا افق های دور کوچ کنم      باز پیغمبر بهار شوم

    تا آسمان های دور کوچ کنم و باز پیامبر خبر آمدن بهار شوم.

    جوجه های کبوتران گفتنـــــد:      کاش می شد کنار هم باشیم

    جوجه های کبوتران گفتند ای کاش می توانستیم در کنار هم باشیم.

    توی گلدسته های یک گنبد      روز و شب زائر حرم باشیم

    توی گلدسته های یک گنبد، همه وقت زیارت کننده ی حرم باشیم.

    زنگ تفریح را که زنجره زد      باز هم در کلاس غوغا شد

    زنگ تفریح را که زنجره زد(نوعی حشره)، دوباره در کلاس سروصدا و شلوغ شد.

    هر یک از بچه ها به سویی رفت      و معلم دوباره تنها شد

    همه ی بچه ها به طرفی رفتند و معلم دوباره تنها شد.

    با خودش زیر لب چنین می گفـت:      آرزو هایتان چه رنگین است!

    معلم زیر لب می گفت چه آرزو های قشنگی دارید!

    کاش روزی به کام خود برسید؛      بچه ها آرزوی من این است!

    ای کاش روزی به آرزوی خود برسید. این آرزوی من است.

    قیصر امین پور

    منبع مطلب : www.payehaftomi.ir

    مدیر محترم سایت www.payehaftomi.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس اول فارسی هفتم(زنگ آفرینش ) | بلاگ

    زنگ آفرینش

    قالب شعر : چهارپاره

    شاعر قیصر امین پور

    واژه نامه

    گرم : مشغول ، سرگرم

    غوغا : آشوب و فریاد ، همهمه

    انگار : گویی

    موضوع : مطلب

    ذره ذره : کم کم

    غلتید : از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید .

     انشای کوچک : انشای کوتاه

     ابد : زمانی که آن را نهایت نباشد ، جاودان ، همیشگی

    دلتنگ : ناراحت ، غمگین

    فارغ : آسوده ، راحت

     افق : کرانه ی آسمان

    پیغمبر : پیام آور

    گلدسته : مناره

    گنبد : سقف بزرگ که به شکل نیم کده است ٬ مثل سقف مسجد .

     زائر : دیدار کننده ، زیارت کننده

    حرم : داخل مکان زیارتی و مقدس

    زنجره : نوعی حشره که از خود صدا تولید می کند ، سیرسیرک

    کام : آرزو ، میل ، خواسته

     

    معنی بیت ها

    صبح یک روز نوبهاری بود                                   روزی از روز های اول سال

    معنی : صبح یک روز زیبای سال نو (اول بهار ) بود .

     بچه ها در کلاس جنگل سبز                                           جمع بودند دور هم خوشحال

    معنی : بچه های جنگل سبز ، شاد و خوشحال ، در کلاس دور هم جمع شده بودند .

    بچه ها گرم گفت و گو بودند                                     باز هم در کلاس غوغا بود

    معنی : بچه ها مشغول صحبت بودند و دوباره کلاس پر از سر و صدا شد.

    هر یکی برگ کوچکی در دست                                    باز انگار زنگ انشا بود

    معنی : هریک از آن ها برگ کوجکی در دست داشت . انگار دوباره ساعت انشا بود.

    تا معلم ز گرد راه رسید                                        گفت با چهره ای پر از خنده:

    معنی : همین که معلم وارد شد با لبخند گفت :

    باز موضوع تازه ای داریم                                             آرزوی شما در آینده

    معنی : دوباره موضوع انشای تازه ای داریم . موضوع تازه آرزوی شما در آینده است.

    شبنم از روی برگ گل برخواست                              گفت : می خواهم آفتاب شوم

    معنی : شبنم (قطره ی صبحگاهی)از روی برگ گل بلند شد وگفت : من دوست دارم مانند آفتاب شوم .

    ذره ذره به آسمان بروم                                           ابر باشم دوباره آب شوم

    معنی : کم کم به آسمان بروم و مانند ابری شوم و دوباره به باران تبدیل گردم.

    دانه آرام برزمین غلتید                                    رفت و انشای کوچکش را خواند

    گفت باغی بزرگ خواهم شد                                     تا ابد سبز سبز خواهم ماند

    معنی : گفت : من به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و برای همیشه تازه و شاداب می مانم.

    غنچه هم گفت گرچه دلتنگم                                        مثل لبخند باز خواهم شد

    معنی : غنچه هم گفت : اگرچه ناراحت و غمگین هستم ،دوباره مثل لبخند ، شکوفا خواهم شد.

    با نسیم بهار و بلبل باغ                                          گرم راز و نیاز خواهم شد

    معنی : با نسیم بهاری و بلبل باغ ، مشغول گفت وگو خواهم شد.

    جوجه گنجشک گفت:می خواهم                               فارغ از سنگ بچه ها باشم 

    معنی : جوجه گنجشک گفت : من می خواهم از دست اذیت و آزار بچه ها در امان و آسوده باشم.

    روی هر شاخه جیک جیک کنم                                     در دل آسمان رها باشم

    معنی : روی شاخه های درخت مشغول جیک جیک کردن ( آواز خواندن ) باشم و در دل آسمان آزاد و آسوده پرواز کنم .

    جوجه ی کوچک پرستو گفت :                                    کاش با باد رهسپار شوم

    معنی : جوجه ی کو چک پرستو گفت : ای کاش من هم با باد همراه و همگام شوم.   

    تا افق های دور کوچ کنم                                              باز پیغمبر بهار شوم

    معنی : تا عمق کرانه های آسمان پرواز کنم و دوباره پیام آور فصل بهار شوم . 

    جوجه های کبوتران گفتند:                                     کاش می شد کنار هم باشیم

    معنی : جوجه های کبوتر ها گفتند : کاش ما هم در کنار هم دیگر جمع می شدیم .

    توی گلدسته های یک گنبد                                      روز و شب زائر حرم باشیم

    معنی : روز و شب در داخل گلدسته های مسجد و مکان های مقدس ٬ مشغول راز و نیاز ( زیارت کردن ) باشیم .

    زنگ تفریح را که زنجره زد                                     باز هم در کلاس غوغا شد

    معنی : همین که زنجره زنگ تفریح و استراحت را به صدا در آورد ٬ دوباره کلاس پر از سر و صدای بچه ها شد .

    هر یک از بچه ها به سویی رفت                                  و معلم ٬ دوباره تنها شد 

    معنی : بچه ها ٬ هریک به سویی رفتند و دوباره معلم در کلاس تنها ماند .

    با خودش زیر لب چنین می گفت                              آرزو هایتان چه رنگین است!

    معنی : معلم با خودش زیر لب ٬ زمزمه می کرد : بچه ها ٬ چه قدر آرزو های شما زیبا است !

    کاش روزی به کام خود برسید                                 بچه ها آرزوی من این است

    معنی : بچه ها ٬ تنها آرزوی من این است که در آینده ٬ همه ی شما به آرزو هایتان برسید !

     

    پیام شعر درس :

    تصور یک کلاس خیالی است که در آن دانش آموزان به کمک معلم درباره ی آرزو های خودشان در آینده حرف می زنند . آرزوهایی که پاک و به دور از هرگونه ظاهر سازی مادی است . هرکدام از بچه ها می خواهند که در خیال خود و به دور از دردسر های مادی به آرزو های خود برسند . تمام این اتفاقات در یک جنگل خیالی پیش آمده است.

     

    منبع مطلب : 3244.niloblog.com

    مدیر محترم سایت 3244.niloblog.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 9 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید