در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی تو را توش هنر می باید اندوخت حدیث زندگی می باید اندوخت

    1 بازدید

    معنی تو را توش هنر می باید اندوخت حدیث زندگی می باید اندوخت را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    معنی شعر علم زندگانی

    مرا در دام ها بسیار بستند             ز بالم کودکان پرها شکستند

    من در دام ها و بلا های بقسیاری گرفتار شدم و بارها بچه ها بال و پرم را شکستند .

    منبع مطلب : adabiat2arak.blogfa.com

    مدیر محترم سایت adabiat2arak.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس هفتم: علم زندگانی

    پیام درس: 1- از تجربه بزرگترها استفاده کنید. 2- فرزندان مانند گنج ارزشمند برای پدر و مادر هستند. 3- برای رسیدن به موفقیّت باید تلاش کرد.

    1- کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز / به جرئت کرد روزی بال و پر باز

    - کبوتر کوچکی با اشتیاق پرواز روزی با جرئت بال و پر را باز کرد.

    قلمرو ادبی: جرئت داشتن کبوتر تشخیص است.

    2- پرید از شاخکی بر شاخساری / گذشت از بامکی بر جو کناری

    - از شاخۀ کوچکی به سر شاخه پرید. از بام کوچکی گذشت و به کنار جوی آبی رسید.

    قلمرو فکری: بیت دو جمله است. «ـَ ک» نشانۀ کوچکی یا تصغیر است. بیت شاخک، شاخسار، بامک، جو کنار، متمم هستند.

    3- نمودش بس که دور آن راه نزدیک / شدش گیتی به پیش چشم تاریک

    از بس آن راه نزدیک به نظرش طولانی آمد جهان پیش چشمش تاریک شد.

    قلمرو فکری:‌ «ش» در شدش جهش ضمیر دارد و به چشم می‌چسبد. آن راه و گیتی، نهاد هستند.

    قلمرو ادبی: دور و نزدیک، تضاد دارند. جهان پیش چشمش تاریک شد. کنایه سرش گیج رفت.

    4- ز وحشت سست شد بر جای ناگاه / ز رنج خستگی ماند در راه

    از ترس ناگهان در جایش سست شد و به خاطر خستگی در راه ماند.

    قلمرو ادبی: در راه ماندن کنایه از ناتوانی

    5- فتاد از پای کرد از عجز فریاد / ز شاخی مادرش آواز در داد

    - خسته شد و با ناتوانی فریاد زد. از شاخه‌ای مادرش او را صدا کرد.

    قلمرو فکری: بیت سه جمله است. مادر، نهاد است. پا، عجز، شاخی، متمم هستند.

    قلمرو ادبی: از پا افتادن کنایه از خسته شدن است. مصراع دوم تشخیص دارد.

    6- « تو را پرواز بس زود است و دشوار / ز نوکاران که خواهد کار بسیار»

    - پرواز برای تو بسیار زود و دشوار است. کسی از افراد تازه‌کار و بی‌تجربه کار زیاد نمی‌خواهد.

    قلمرو فکری: بیت سه جمله است. «پرواز و که» نهاد هستند. «را» به معنی«برای» حرف اضافه است.

    قلمرو ادبی: نوکاران کنایه از بی‌تجربه‌ها

    7- هنوزت نیست پای برزن و بام / هنوزت نوبت خواب است و آرام

    هنوز زمان رفتن به کوچه و پشت بام نیست. اکنون وقت خواب و آرامشت است.

    قلمرو فکری: بیت سه جمله است. «ت» در دو مصراع جهش ضمیر دارد.

    8- تو را توش هنر می‌باید اندوخت / حدیث زندگی می‌باید آموخ5ت

    - تو باید هنر بیاموزی و سخن زندگی را فرا بگیری.

    قلمرو فکری: بیت دو جمله است. فعل‌ها غیر شخصی است. «را» به معنی «برای» و حرف اضافه و «تو» متمم است.

    قلمرو ادبی: هنر مانند توشه و زندگی مانند حدیث، دو تشبیه دارد.

    9- بباید هر دو پا محکم نهادن / از آن پس فکر بر پای ایستادن

    - باید هر دو پا را محکم بگذاری و بعد از آن به فکر ایستادن باشی.

    قلمرو فکری: بیت دو جمله است. فعل غیر شخصی است و نهاد ندارد.

    10- من اینجا چون نگهبانم تو چون گنج / تو را آسودگی باید مرا رنج

    - من اینجا مانند نگهبان هستم و تو مانند گنج هستی. من باید رنج بکشم تا تو آرامش داشته باشی.

    قلمرو فکری: بیت چهار جمله است. نگهبان، گنج، تو در مصراع دوم، من در مصراع دوم، متمم هستند. هر دو«را» به معنی «برای» حرف اضافه است. قلمرو ادبی: من به نگهبان و تو به گنج تشبیه شده است. نگهبان و گنج مراعات‌‌نظیر هستند.

    11- مرا در دام‌ها بسیار بستند / ز بالم کودکان پرها شکستند

    - مرا در دام‌های زیادی زندانی کردند و کودکان پرهای بالم را شکستند.

    12- گه از دیوار سنگ آمد گه از در / گهم سرپنجه خونین شد گهی سر

    - گاهی از دیوار و گاهی از در، سنگ به من زدند. گاهی بالم و گاهی سرم خونی شد.

    قلمرو فکری: بیت چهار جمله است. سنگ، سرپنجه، سر، نهاد جمله‌ها هستند. «م» در گهم جهش ضمیر دارد و به سرپنجه می‌چسبد. قلمرو ادبی: آمدن سنگ، تشخیص است. گه، تکرار دارد. سرپنجه و سر، مراعات‌نظیر دارد.

    13- نگشت آسایشم یک لحظه دمساز / گهی از گربه ترسیدم گه از باز

    - آسایش یک لحظه همراهم نگشت. گاهی از گربه و گاهی از پرندۀ شکاری ترسیدم.

    قلمرو فکری: بیت سه جمله است. آسایش، نهاد جمله است. «م» در آسایشم جهش ضمیر دارد.

    قلمرو ادبی: همراه شدن آسایش، تشخیص دارد. گربه و باز مراعات نظیر دارد.

    14- هجوم فتنه‌های آسمانی / مرا آموخت علم زندگانی

    حملۀ بلاهای آسمانی به من علم زندگی آموخت.

    قلمرو فکری: «را» به معنی«به» حرف اضافه است. بیت یک جمله است. قلمرو ادبی: بیت تشخیص دارد.

    15- نگردد شاخک بی‌بن برومند / ز تو سعی و عمل باید ز من پند

    شاخۀ کوچک بدون ریشه پربار نمی‌شود. تو باید سعی و تلاش کنی و من به تو پند بدهم.

    قلمرو فکری: بیت سه جمله است. شاخک، سعی و عمل، پند، نهاد جمله‌ها هستند. فعل جمله دوم(باید) است.

    منبع مطلب : tavanaelmi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت tavanaelmi.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فارسی : درس ششم ، علم زندگانی

    فارسی : درس ششم ، علم زندگانی

    کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز                     به جرئت کرد روزی بال و پر باز

    قافیه : پرواز - باز

    1 جمله

    آرایه ادبی :

    مراعات نظیر : کبوتر ، پرواز ، بال ، پر

    تشخیص : جرئت داشتن را به جوجه کبوتر نسبت داده است . 

    روزی جوجه کبوتری به شوق پرواز با شهامت شروع به پرواز کرد .

    پرید از شاخکی بر شاخساری                   گذشت از بامکی بر جو کناری

    قافیه : شاخساری - کناری

    2 جمله

    نکته :
    شاخک یعنی شاخه ی کوچک     

    بامک یعنی بامِ کوچک

    شاخسار : قسمت بالای درخت که پُر شاخه باشد.

    از شاخه ی کوچکی به شاخه کوچک دیگری پرید و از کنار بام کوتاهی به کنار جوی آبی پرید

    نمودش بس که دور آن راه نزدیک        شدش گیتی به پیش چشم تاریک

    قافیه : نزدیک - تاریک

    2 جمله  

    نکته : شدش ضمیر « ش » در مرتب کردن پس از چشم قرار می گیرد ،

             یعنی چشمش .

    آن راه نزدیک از بس که به نظرش دور آمد دنیا پیش چشم او سیاه شد .

    ز وحشت سست شد بر جای ناگاه               ز رنج خستگی درماند در راه

    قافیه : ناگاه - راه

    2 جمله 

    آرایه ادبی :

    مراعات نظیر : سست ، رنج ، خستگی ، درماند

    ز ترس زیاد درجا سست و بی حال شد و از سختی خستگی در راه درمانده شد و نتوانست راه را ادامه دهد

    گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد                گه از تشویش سر در زیر پر کرد

    نه فکرش با قضا دمساز گشتن                  نه‌اش نیروی زآن ره بازگشتن

    نه گفتی کآن حوادث را چه نام است             نه راه لانه دانستی کدام ست

    نه چون هر شب حدیث آب و دانی               نه از خواب خوشی نام و نشانی

    فتاد از پای و کرد از عجز فریاد                 ز شاخی مادرش آواز در داد

    قافیه : فریاد - داد

    3 جمله 

    آرایه ادبی :

    فتاد از پای کنایه از ناتوانی خستگی

    از پا افتاد و ار ناتوانی فریاد کشید ، مادرش از شاخه ای صدایش زد

    کزین سان است رسم خودپسندی                چنین افتند مستان از بلندی

    بدن خردی نیاید از تو کاری                      به پشت عقل باید بردباری

    ترا پرواز بس زودست و دشوار                 ز نو کاران که خواهد کار بسیار ؟

    قافیه : دشوار - بسیار

    3 جمله

    مصراع دوم استفهام انکاری دارد . یعنی پرسشگر خود پاسخ پرسش

    را می داند اما به خاطر این که روی مسأله ای تأکید کند یا نسبت به

    رفتاری اعتراض کند جمله ی خبری خود را به صورت پرسشی مطرح

    می کند.

    برای تو پریدن بسیار زود و سخت است و هیچ کس از افراد بی تجربه و تازه کار انتظار کارهای بزرگ ندارد ؟

    بیاموزندت این جرئت مه و سال                 هَمَت نیرو فزایند، هم پر و بال

    هنوزت دل ضعیف و جثه خرد است             هنوز از چرخ ، بیم دستبرد است

    هنوزت نیست پای برزن و بام                   هنوزت نوبت خواب است و آرام

    قافیه : بام - آرام

    3 جمله

    آرایه ادبی :

    تکرار : هنوز 

    هنوز قدرت رفتن به کوچه و پرواز به بر روی پشت بام نداری. اکنون وقت خوابیدن و استراحت توست.

    هنوزت انده بند و قفس نیست                    به جز بازیچه، طفلان را هوس نیست

    نگردد پخته کس با فکر خامی                    نپوید راه هستی را به گامی

    تو را توش هنر می باید اندوخت                 حدیث زندگی می باید آموخت

    قافیه : اندوخت - آموخت

    2 جمله 

    آرایه ادبی :

    توش ِ هنر اضافه ی تشبیهی . هنر به توشه و ذخیره تشبیه شده

                             است .

    تو باید هنر و فن و تجربه لازم را به دست بیاوری و راو و رسم زندگی کردن را یاد بگیری

    بباید هر دو پا محکم نهادن                       از آن پس، فکر بر پای ایستادن

    قافیه : نهادن - ایستادن

    2 جمله 

    آرایه ادبی :

    تکرار پا

    برپا ایستادن کنایه از استقلال ، به خود متکی بودن

    ابتدا باید دو پایت را محکم بر زمین بگذاری بعد از آن به فکر برپا ایستادن باشی و بخواهی به خودت متکی باشی

    پریدن بی پر تدبیر، مستی است                  جهان را گه بلندی، گاه پستی است

    به پستی در، دچار گیر و داریم                  به بالا، چنگ شاهین را شکاریم

    من این‌جا چون نگهبانم تو چون گنج            تو را آسودگی باید، مرا رنج

    قافیه : گنج - رنج

    4 جمله

    آرایه ادبی :

    من چون نگهبانم تشبیه من به نگهبان           

    تو چون گنج تو به گنج تشبیه شده .

    مراعات نظیر : گنج و نگهبان

    رنج ≠ آسودگی

    تکرار تو

    من اینجا مانند نگهبانی هستم و تو گنج هستی ، تو باید استراحت کنی و من سختی بکشم

    تو هم روزی روی زین خانه بیرون             ببینی سحربازیهای گردون

    از این آرامگه وقتی کنی یاد                     که آبش برده خاک و باد بنیاد

    نه‌ای تا زآشیان امن دلتنگ                     نه از چوبت گزند آید، نه از سنگ

    مرا در دام ها بسیار بستند                      ز بالم کودکان پرها شکستند

    قافیه : بستند - شکستند

    2 جمله

    بسیار اتفاق افتاده است که مرا اسیر کردند و کودکان پر و بالم را نیز شکسته اند .

    گه از دیوار سنگ آمد گه از در                گهم سرپنجه خونین شد گهی سر

    قافیه : در - سر 

    4 جمله

    آرایه ادبی :

    مراعات نظیر دیوار ، در

    تکرار : گه

    گاه از سوی دیوار و گاه از در خانه به من سنگ پرتاب کردند.گاهی چنگال هایم و زمانی سرم زخمی شد

    نگشت آسایشم یک لحظه دمساز               گهی از گربه ترسیدم، گه از باز

    قافیه : دمساز - باز  

    3 جمله  

    آرایه ادبی :

    تشخیص : دمساز شدن با آسایش

    تکرار : گه

    استراحت یک لحظه بامن همدم نشد ، گاهی از گربه و گاهی هم از باز شکاری ترسیدم

    هجوم فتنه‌های آسمانی                          مرا آموخت علم زندگانی

    قافیه : آسمانی - زندگانی

    1 جمله

    آرایه ادبی :

    هجوم فتنه ، فتنه مرا آموخت ؟

    بلاهایی که از زمین و هوا به من هجوم می آورد و به من روش زندگی کردن را یاد داد .

     نگردد شاخک بی بن برومند    زتو سعی و عمل باید ز من پند 

    قافیه : برومند - پند

    3 جمله

    نهال کوچک بدون ریشه قوی نمی شود و ریشه نمی کند تو باید برای زندگی تلاش کنی و

    من با تجربه هایم تو را نصیحت می کنم .

     دانش های زبانی و ادبی :

    در درس های گذشته خواندیم  که بعضی جمله ها با نهاد


    و فعل خاص کامل می شوند .

    نهاد + فعل خاص

    بعضی جمله ها برای کامل شدن ، علاوه بر نهاد و فعل خاص

    به مفعول هم نیاز دارند .

    نهاد + مفعول + فعل خاص

    بعضی جمله ها  ، علاوه بر نهاد ، مفعول و فعل خاص به نقش

    دیگری بنام متمم نیاز دارند . متمم گروه اسمی است که پس از

    حرف اضافه می آید .

    نهاد + متمم + فعل خاص

    و یا :

    نهاد + مفعول + متمم + فعل خاص

    حروف اضافه عبارتند از :

    به ، با، از، بر، تا، در، اندر ، پیش ، پس ، برای ،

    بهر و از بهر ( در متن های کهن به کار می رفت  . ) ،

    بی ، بدون ، چون ( = مانند ) ، درباره ٔ، مانند ، جز ،

    مگر ( = جز )

    به جمله های زیر توجه کنید .

    می گویند :

     اسکندر   در      ســفــــر   بــــــــه   شــهـــــری رسید .
                  حرف    متمم      حرف       متمم
                 اضافه                اضافه

    و  از    گورستان عبور کرد ،
      حرف    متمم
     اضافه

    لوح قبور را خواند

    حالا ادامه ی این داستان را بخوانید و حرف اضافه و نهاد را در

    آنها مشخص کنید .

    و به حیرت فرو رفت ؛

    زیرا مدت حیات صاحبان قبور که بر رو ی سنگ ها حک شده بود ،

    هیچ کدام از ده سال تجاوز نمی کرد .

    یکی از بزرگان شهر را پیش خواند

    و به او گفت :

    شهری باصفا ، با هوای خوب و آب گوارا چرا زندگی

    مردمش چنین کوتاه است ؟

    آن مرد بزرگ در پاسخ گفت :

    ما زندگی را با نظری دیگر می نگریم .

    زندگی به خوردن و خفتن و راه رفتن نیست ،

    ـ که در این قسمت ما و حیوانات تفاوتی نداریم ـ

    زندگی حقیقی آن است

    که در جستجوی معرفت بگذرد .

    بدین قرار هیچ کس بیش از پنج یا شش و حداکثر ده سال

    زندگی نمی کند ؛

    زیرا قسمت اعظم عمر به غفلت سپری می شود .

              

                         نکته ی دوم : جا به جایی واژه ها در شعر 

    وقتی شعر بهترین سرآغاز را می خوانید ، ، از مصراع اول

    تا پایان شعر ، آهنگ و یکنواختی خاصی را درمی یابید . در

    بقیه ی شعرها هم ، این هماهنگی را احساس می کنید .

    در صورتی که وقتی یک متن ساده ، یک داستان  و یا یک

    مقاله را می خوانید ، از این هماهنگی خبری نیست .

    به همین دلیل گاه شاعر مجبور است ، بعضی از واژه ها را

    در جمله جابه جا کند ، تا بتواند این آهنگ را در شعر خود

    ایجاد کند .

     به مصراع ها و بیت های زیر توجه کنید  .

    شدش گیتی به پیش چشم تاریک :

    - گیتی به پیش چشمش تاریک شد .

    کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز     

    به جرئت کرد روزی بال و پر باز

    - کبوتر بچه ای با شوق پرواز روزی به جرئت بال و پر باز

       کرد .

    حالا نوبت شماست . با باز کردن یک صفحه ی تمرین برای

    خود ، جمله های زیر را کپی و سپس مرتب کنید . 

    پرید از شاخکی بر شاخساری                  

    -

    گذشت از بامکی بر جو کناری

    -

    ز وحشت سست شد بر جای ناگاه             

     -

     ز رنج خستگی درماند در راه

    -

    فتاد از پای و کرد از عجز فریاد

    -

    ز نو کاران که خواهد کار بسیار

    -

    گهم سرپنجه خونین شد گهی سر

     -

    هجوم فتنه‌های آسمانی                         

     مرا آموخت علم زندگانی

    -

    نگردد شاخک بی بن برومند 

    منبع مطلب : asemune7iha.blogfa.com

    مدیر محترم سایت asemune7iha.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    آرزو 2 ماه قبل
    1

    ممنونم ازتون بابت مطالب که در اختیار ما گذاشتید.

    من همیشه رو این سایت حساب میکنم.واقعا که گل گذاشتید.

    مهدی 1 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید