;
    در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی بی ادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش بر همه آفاق زد

    1 بازدید

    معنی بی ادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش بر همه آفاق زد را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    شرح و تفسیر از خداوند درخواست رعایت ادب

    شرح و تفسیر از خداوند درخواست رعایت ادب

    از خدا جوئیم توفیق ادب / بی ادب محروم گشت از لطف رب

    از خداوند توفیق ادب را خواهانیم زیرا که بی ادب از لطف پروردگار محروم است .

    – در اصطلاح اهل الله ادب چهار قسم است .   ادب شریعت – ادب خدمت – ادب حق – ادب حقیقت

    – مولانا در ابیات پیشین تصریح کرده که آن شاه نسبت به حکیم الهی نهایت ادب را رعایت کرد درست مانند احترامی که عمر خلیفه دوم نسبت به پیامبر (ص) قائل بود . به هر حال این بیت اشعار می دارد که سالک مبتدی باید نسبت به دلیل و پیر خود ادب را مراعات کند .

    منبع مطلب : didarejan.com

    مدیر محترم سایت didarejan.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    ادبیات پایه هفتم ( شعر خوانی درس توفیق ادب )

    شعر خوانی  ( توفیق ادب  )

    قالب این شعر : مثنوی است  یعنی هر بیت دارای یک قافیه است .

    توفیق ادب 

    ای خدا ! ای فضل تو حاجت روا  / با تو یاد هیچکس نبود  روا 

    قافیه :  روا  و روا  

    معنی : ای خدایی که لطف و احسان تو نیاز های ما را برآورده می کند. با وجود تو، یاد کردن از هیچ کس شایسته نیست. 

    ( روا ) در مصرع اول به معنای بر آورده کردن و در مصرع دوم به معنای شایسته بون 

    فطره دانش که بخشیدی ز پیش /  متصل گردان به دریاهای خویش 

    قافیه : پیش و خویش 

    معنی : علم اندکی که از نزد خودت به ما بخشیدی به دریای علم خودت متصل کن 

    مفهوم بیت: خدایا علم ما را زیاد کن.

    دانش ادبی : قطره نماد کمی و دریا نماد بسیاری است 

    صد هزاران دام و دانه است  ای خدا /  ما چون مرغان حریصی بی نوا 

    قافیه : خدا  و نوا 

    معنی :  علم اندکی در وجود من هست. آن را از هوی و هوس و خواسته های مادی نجات بده.

    دانش ادبی : دام  و دانه نماد مشکلات و گرفتاری های دنیوی / انسان به مرغان تشبیه شده که انسان مشبه و مرغان  مشبه به است و وچه شبه حریص و بیچاره بودن 

    گر هزاران دام باشد هر قدم /  چون تو با مایی ، نباشد هیچ غم 

    قافیه : قدم و غم 

    معنی :ی خدا در مسیر زندگی ما هزاران گرفتاری وجود دارد در حالی که ما همچون پرندگانی طمع کار و بیچاره ایم.

     از خدا جوییم ، توفیق ادب  / بی ادب ، محروم شد از لطف رب 

    معنی بیت : از خدا می خواهیم که در فراگیری ادب و فرهنگ درست ما را یاری دهد. زیرا انسان بی ادب از رحمت خدا بی نصیب است. 

    بی ادب ،تنها نه خود را داشت بد /  بلکه آتش در همه آفاق زد 

    معنی بیت : آدم بی ادب نه فقط به خودش بدی میکند. بلکه بدی او همه جهان را در برمی گیرد.

    تاریخ ادبیات

    مولانا جلال الدین از شاعران و عرفای  قرن 7 و  زاداگاه ایشان در بلخ است و در قونیه که ترکیه امروزی است مدفون شده است . آثار ایشان مثنوی معنوی در قالب مثنوی  و دیوان شمس که در قالب غزل می باشد مولوی  26 هزار بیت شعری دارد .

    منبع مطلب : kelas-majazi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelas-majazi.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شرح مثنوی کریم زمانی - جلسه چهارم

    (76)   گفت: معشوقم تو بو دستی، نه آن                         لیک کار از کار خیزد در جهان

    شاه با رعایت ادب به مهمان غیبی خود گفت: معشوق حقیقی من تویی نه آن کنیزک. لیکن در این دنیا از یک کار کاری دیگر حاصل آید. [کار از کار خیزد از ضرب المثل های رایج فارسی است. نیکلسون در شرح مصراع دوم گوید: حق تعالی معمولاً در این دنیا به وسیلت اسباب امکانیه کار می کند(رجوع شود به بیت 1543 دفتر پنجم). عشق شدید پادشاه به کنیزک سبب محنت رنج آور او بود که(همین محنت) به نوبة  خود سبب استغاثة او برای طلب کمک از حق بود تا آنکه حکیم الهی(آلت فعل عقل کلّی) بر او ظاهر شد. بنابراین عشق مجازی شاه به عشق حقیقی ارتقاء یافت.]

    (77)   ای مرا تو مصطفی من چون عمر                        از برای خدمتت بندم کمر

         ای راهبر! تو برای من همان طور عزیز هستی که حضرت محّمد مصطفی (ص) برای عُمَر، عزیز بود. من به خدمت تو کمر همّت  بسته ام.[عمر بن خطّاب، خلیفة دوم از اشراف و سرشناسان قریش بود که با گروش او به اسلام، مسلمانان تقویت شدند. بیت فوق بدین نکتة تاریخی اشارت دارد.]

    از خداوند ولّی التّوفیق در خواستن توفیق، رعایت ادب در همه حال ها

    و بیان کردن و خامت ضررهای بی ادبی

    (78)   از خدا جوییم توفیق ادب                     بی ادب محروم گشت از لطف رب

    از خداون، توفیق ادب را خواهانیم، زیرا که بی ادب از لطف پروردگار محروم است. [ادب، در لغت به معنی فرهنگ، دانش، حسن معاشرت و آزرم و غیره آمده است. امّا در اصطلاح صوفیه تعاریف مختلفی از آن شده که چون هر کدام ناظر به جنبه ای از آن است، همة آن تعاریف با هم قابل جمع است. مثلاً عزالدین محمود کاشانی گفته است: لفظ ادب عبارت است از تحسین اخلاق و تهذیب اقوال و افعال. و ابونصر سراج از یکی از مشایخ نقل می کند که: اَلاَدَبُ سَنَدٌ لِلفُقَراءِ وَ زَینٌ لِلاَغنِیاءِ. «ادب، تکیه گاه فقیران وآرایة توانگران است.»ابن عربی روی هم رفته ادب را مجموعة خصلت های نیک می داند و آنرا در اصطلاح اهل الله به چهار دسته تقسیم می کند:1. ادب شریعت 2. ادب خدمت 3. ادب حق 4. ادب حقیقت. نیکلسون نیز با الهام از ابن عربی می گوید: ادب را می توان مجموعة خصلت ها، احساسات و رفتاری دانست که ثمرة فرهنگ روحانی است.

         مولانا در ابیات پیشین تصریح کرده که آن شاه نسبت به حکیم الهی نهایت ادب را رعایت کرد، درست مانند احترامی که عُمَر خلیفة دوم نسبت به پیامبر(ص) قائل بود. به هر حال بیت فوق اشعار می دارد که سالک مبتدی باید نسبت به دلیل و پیر خود ادب را مراعات کند.]

    (79)   بی ادب تنها نه خود را داشت بد                     بلکه آتش در همه آفاق زد   

    شخص بی ادب نه تنها خود را دچار بلا می کند، بلکه سراسر جهان را در آتش فتنة خود می سوزاند.

    (80)   مایده از آسمان در می رسید                       بی صُداع و بی فروخت و بی خرید

    رزق و روزی الهی بی هیچ رنج و زحمت و داد و ستدی از آسمان بر قوم موسی(ع) فرو می بارید.[ در آیه ی 57 سوره ی بقره آمده است: وَظَلَّلنا عَلَیکُمُ الغَمامَ وَ اَنزَلنا عَلَیکُمُ المَنَّ وَ السَّلوی کُلُوا مِن طَیِّباتِ ما رَزَقناکُم وَ ما ظَلَمُونا وَلکِن کانُوا اَنفُسَهَم یَظلِمُونَ. «و ابر را بر شما(بنی اسرائیل) سایه افکندیم و مَنَّ و سَلوی را برای شما روزی کردیم. و گفتیم که از رزق پاکیزه ای که به شما بخشیده ایم بخورید. و آنان نه بر ما که بر خود ستم کردند.» در آیة فوق جملة محذوفه ای است که آنرا به هنگام ترجمه منظور داشته ایم. جمله محذوفه این است:قُلنالَهُم. از این گونه حذف ها در آیات قرآنی فراوان یافته آید. مفسّران در معنی مَنّ گفته اند: اِنَّهّ شَیءٌ کَالصَّمغِ کانَ یَقَعَ عَلَی الاَشجارِ وَ طَعمُهُ کَالشَّهد وَ العَسَلِ. «مَنّ ماده ای است صمغ مانند که بر درختان نشیند و مزه ای همچون انگبین و عسل دارد.» بعضی نیز گفته اند مَنّ نان لطیف و نازک بوده است. و این قول مطابق با روایت تورات است. درباره ی سَلوی نیز گفته اند: هُوَ طائرٌ اَبیَضُ یَشبَهُ السُّمانَی. «آن پرنده ای است سپید مانند بلدرچین.» نیز گفته اند: مرغی است سرخ از گنجشک بزرگتر.]

    (81)   در میان قوم موسی چند کس                         بی ادب گفتند: کو سیر و عدس؟! 

           در میان قوم موسی(ع) چند نفر آدم بی ادب گفتند: پس سیر و عدس کو؟! [در معنی مذکور« بی ادب» را صفت«چند کس» گرفته ایم که قید نیز تواند بود. یعنی بی ادبانه گفتند. البتّه وجه اول مناسب تر است. در سوره ی بقره آیه ی 61 آمده است: وَ اِذ قُلتُم یا مُوسی لَن نَصبرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ فَادعُ لَنا رَبَّکَ یُخرِج لَنا مِمّا تُنبتُ الاَرضُ مِن بَقلِها وَ قِثّائها وَ فُومِها وَ عَدَسها وَ بَصَلِها...«و یاد آید زمانی را که( شما بنی اسرائیل) گفتند: ای موسی! هرگز ما بر یک طعام نسازیم. پروردگار خویش را بخوان تا از آنچه زمین رویاند، سبزی و خیار و گندم و عدس، پیاز برای ما برون آرد...» بنی اسرائیل به دنبال نعمت هایی که یافتند به دل سیری و ناسپاسی افتادند. استاد فروزانفر گوید: در بیت فوق ذکر« سیر» بدان سبب است که« فومها» در آیة 61 بقره به سیر مقابل پیاز تفسیر شده و یا آنکه بعضی از قرّاء، « ثومها» خوانده اند.]

    (82)   منقطع شد نان و خوان از آسمان                         ماند رنج زرع و بیل و اسمان 

    آن نان و سفرة آسمانی قطع شد و برای ما زحمت زراعت و شخم زدن و درویدن باقی ماند.

    (83)   باز عیسی چون شفاعت کرد حق                          خوان فرستاد و غنیمت بر طبق

    بار دیگر که حضرت عیسی نبی شفاعت کرد، حق تعالی طعام و ارزاقی برای آنان فرستاد. [توضیح این مطلب در شرح بیت(2591) دفتر پنجم آمده است.]

    (84)   باز گستاخان، ادب بگذاشتند                      چون گدایان زلّه ها برداشتند 

    باز شوخ چشمان ادب را فرو نهادند و مانند گدایان برای ذخیره کردن، هر یک سهمی و قسمتی از سفرة رزق الهی برداشتند. [این کار از حرص و طمع ناشی می شود. گویی که اعتمادی به مُنعِم نیست که تکرار انعام کند. زَلّه باقیماندة غذایی است که مهمان با خود برد. صوفیّه را نیز رسم چنین بوده که باقیمانده غذا را از خانة میزبان با خود برگیرند و ببرند. و جمع آن زَلّات است.]

        (85)   لا به کرده عیسی ایشان را که این                       دائم است و کم نگردد از زمین 

    حضرت عیسی(ع) به آنان التماس کرد که نزول این مائده از آسمان، دائمی است و هرگز کاستی نگیرد. بنابراین از نقصان و انقطاع آن بیمی نداشته باشید.

    (86)   بد گمانی کردن حرص آوری                       کفر باشد پیش خوان مهتری

    بد گمان شدن و آزمندی نشان دادن در برابر سفرة نعمت شخصی بزرگوار، کفر و ناسپاسی بشمار  آید.

    (87)   زان گدارویانِ نادیده ز آز                      آن در رحمت بر ایشان شد فراز  

    بر اثر حرص و سماجت آن  نر گداهای ندید بدید، دوباره در رحمت الهی بسته شد.        

    (88)   ابر برناید پی منع زکات                           و ز زنا، افتد و با اندر جِهات

    وقتی که مردم زکات ندهند، ابر رحمت بر آسمان ظاهر نشود و بارانی نبارد و عمل زنا موجب شیوع و با در سراسر جامعه شود. [اشارت است بدین حدیث: ما حَبَسَ قَومٌ الزَّکاةَ اِلّا حَبَسَ اللهُ عَنهُمُ القَطرَ. «هیچ قومی از زکات دست بر مداشت مگر آن که خداوند، باران رحمت را از ایشان بداشت.»]

    (89)   هر چه بر تو آید از ظلمات و غم                   آن ز بی باکی و گستاخی است هم

           هر مصیبت  و اندوهی که به تو روی آرد تماماً نتیجة بی پروایی و گستاخی خود توست. [چنانکه در قسمتی از آیه ی 79 سوة نساء آمده است:...وَ ما اَصابَکَ مِن سَیِّئَةٍ فَمِن نَفسکَ...«...و هر آن بدی که به تو رسد از خود توست...» مولانا عقیده دارد که هر عمل و نیّتی نتیجة خاص خود را دارد. و امّا نتیجة هر عمل الزاماً هم جنس عمل نیست. رجوع شود به بیت (154-152 دفتر دوم، و بیت (3456-3445)و(4785) دفتر سوم.]  

    (90)   هر که بی باکی کند در راه دوست                     رَه زنِ مردان شد و نامرد، اوست           

    هر کس در راه دوست، گستاخی کند، راهزن مردان الهی است. یعنی هم گمراه است و هم گمراه  کننده. و البّته چنین کسی نامرد است.

    (91)   از ادب پر نور گشته است این فلک                   و ز ادب معصوم و پاک آمد مَلَک             

          این فلک گردون به برکت ادب نورانی شده است و به برکت ادب، فرشتگان پاک و معصوم شده اند. [مراد از ادب افلاک و فرشتگان چیست؟ مراد این است که افلاک و فرشتگان از ابتدای خلقت خود مطیع امر الهی بوده اند. چنان که آیة 11 سورة فصّلت و آیة 6 سورة تحریم بدان گواه است.]

    (92)   بُد ز گستاخی، کسوف آفتاب                       شد عزازیلی ز جرأت، ردّباب

    کسوف آفتاب به سبب بی ادبی اوست. و شیطان(ابلیس) نیز به سبب گستاخی راندة درگاه حق شده است. [ نیکلسون گوید: شاعر (مولانا) چنین می اندیشد که هرگاه خورشید جسارت ورزد به این که از مسیر معیّن خود انحراف یابد، کسوف وسیلة تأدیبی است که خداوند بر او وارد می آورد تا او را منضبط سازد.انقروی نیز دو وجه در توضیح مصراع اوّل آورده است: وجه اوّل این که زشتی اعمال مردمان گستاخ حتی بر خورشید نیز اثر می گذارد و آن را منکدر می سازد. وجه دوم این که چون خورشید در فلکه چهارم، یکه و منفرد است گاه به غرور دچار می آید. پس حق تعالی برای تنبیه خورشید، نور آن را لحظاتی زائل می کند.

      حکیم سبزواری گوید: گستاخی از قمر است که در قدام( پیش روی) خورشید می ایستد و کسوف واقع می شود.

    عزازیل، نام پیشین ابلیس بوده است. او پیش از آن که به عصیان و گناه افتد بدین نام خوانده می شده است. پس مراد بیت این است  که بی ادبی موجب قهر و حرمان شود.]  

    به نقل از  قیامتگه عشاق

    منبع مطلب : mowdoodi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت mowdoodi.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ن 8 روز قبل
    0

    😐

    ناشناس 29 روز قبل
    1

    💯

    مهدی 11 ماه قبل
    2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید