در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی بیت مهتری گربه کام شیر در است شو خطر کن زکام شیر بجوی

    1 بازدید

    معنی بیت مهتری گربه کام شیر در است شو خطر کن زکام شیر بجوی را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    آموزش ادبیات سوم راهنمایی - حکایت راه مهتری

    تاریخ ادبیات :

    نظامی عروضی : نویسنده و شاعر قرن ششم هجری است . در اواخر قرن پنجم در سمرقند ، ولادت یافت . اثر مشهور او کتاب « مجمع النوادر» یا «چهار مقاله » است که درباره ی : دبیری ، شاعری ، نجوم و طبابت ، نوشته است.

    * امیر خراسان را پرسیدند که تو فردی فقیر و بی چیز بودی و شغلی پست داشتی ، به امیری خراسان چون افتادی ؟

    معنی :

    از امیر خراسان پرسیدند که تو شخص تهیدست بودی و کاری بی ارزش داشتی ، چگونه به امیری خراسان رسیدی ؟ ( چگونه امیری خراسان را شروع کرد ؟)

    لغت :

    امیر خراسان : احمد بن عبدالله خجستانی / چون : چگونه / افتادی : ( در این جا به معنی شروع کردی و مشغول شدن . به نقل از فرهنگ سخن دکتر حسن انوری)

    * گفت : روزی دیوان « حنظله ی باد غیسی » همی خواندم ، بدین دو بیت رسیدم :

    معنی :

    گفت : روزی ، دیوان اشعار حنظله با غیسی را می خواندم ، به این دو بیت رسیدم :

    نکته ی دستوری :

    روزی : قید زمان / همی خواندم : ماضی استمراری

    بیت 1 :

    مهتری گر به کام شیر در ، است       شو خطر کن زکام شیر ، بجوی

    معنی :

    اگر بزرگی و سروری ، در دهان شیر باشد برو و اقدام به کاری خطرناک کن و آن را از دهان شیر بگیر

    لغت :

    مهتری : بزرگی ، سروری / کام : دهان / شو : برو / خطر کن : اقدام به کارهای خطرناک کردن (ریسک کردن)

    نکته دستوری :

    مهتری : مشتق «ی» : مصدری است : مهتر بودن / کام ر مصراع اول : متمّم است که دارای دو حرف اضافه ی « به » و « در » است . این شیوه مربوط به سبک قدیم است. / وش : فعل امری / خطر کن و بجوی : فعل امری

    بیت 2 :

    یا بزرگی و عزب و نعمت و جاه                      یا چو مردانت ، مرگ رویاروی

    معنی :

    یا باید بزرگی و ارجمندی و ثروت و مقام ، بیابی یا یان که مثل مردان بزرگ با مرگ ، روبرو شوی.

    لغت :

    عزّ : ارجمندی / جاه : مقام ، شکوه

    نکته دستوری :

    بزرگی : مشتق / رویاروی : مشتق ، مرکّب ( روی + ا : میانوند + روی )

    * داعیه ای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم ف راضی نتوانستم بود دارایی ام بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش ، رحلت کردم.

    معنی :

    انگیزه ای در دلم پیدا شد که اصلاً نتوانستم به وضعیتی که داشتم ، راضی باشم . تمام مال و ثروتم را فروختم و اسبی خریدم و از سرزمین خود ، سفر کردم

    لغت : داعیه : انگیزه ، علت / باطن : درون ، دل / به هیچ وجه : اصلا ، هرگز / دارایی : ثروت و مال / رحلت : سفر کردن ، کوچ کردن

    * به دولت صفاریان پیوستم . هر روز بر شکوه و شوکت و لشکر من افزوده می گشت و اندک اندک ، کار من بالا گرفت و ترقّی کردم تا جمله خراسان را به فرمان خویش در آوردم . اصل و سبب ، این دو بیت بود.

    معنی :

    به حکومت صفاریان پیوستم . هر روز عظمت و مقام و لشکر من بیشتر می شد و کم کم در کارهایم پیشرفت و ترقی کردم تا همه ی خراسان را تحت فرمان خود ، در آورم. علّت این کار ، تأثیر این دو بیت در من بود.

    لغت :

    شوکت : عظمت ، بزرگی / بالا گرفتن : رشد کرد ، پیشرفت کردن / جمله : همه ، همگی

     

    منبع مطلب : adab3vom.mihanblog.com

    مدیر محترم سایت adab3vom.mihanblog.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    پـایـه نـهم

    http://static.mihanblog.com//public/user_data/web_photo/268/803337.jpg?8310

    حکایت راه مهتری

    تاریخ ادبیات :

    نظامی عروضی : نویسنده و شاعر قرن ششم هجری است . در اواخر قرن پنجم در سمرقند ، ولادت یافت . اثر مشهور او کتاب « مجمع النوادر» یا «چهار مقاله » است که درباره ی : دبیری ، شاعری ، نجوم و طبابت ، نوشته است.
    http://s1.picofile.com/file/7710521070/H19.jpg

    * امیر خراسان را پرسیدند که تو فردی فقیر و بی چیز بودی و شغلی پست داشتی ، به امیری خراسان چون افتادی ؟

    معنی :

    از امیر خراسان پرسیدند که تو شخص تهیدست بودی و کاری بی ارزش داشتی ، چگونه به امیری خراسان رسیدی ؟ ( چگونه امیری خراسان را شروع کرد ؟)

    لغت :

    امیر خراسان : احمد بن عبدالله خجستانی / چون : چگونه / افتادی : ( در این جا به معنی شروع کردی و مشغول شدن . به نقل از فرهنگ سخن دکتر حسن انوری)

    * گفت : روزی دیوان « حنظله ی باد غیسی » همی خواندم ، بدین دو بیت رسیدم :

    معنی :

    گفت : روزی ، دیوان اشعار حنظله با غیسی را می خواندم ، به این دو بیت رسیدم :

    نکته ی دستوری :

    روزی : قید زمان / همی خواندم : ماضی استمراری

    بیت 1 :

    مهتری گر به کام شیر در ، است       شو خطر کن زکام شیر ، بجوی

    معنی :

    اگر بزرگی و سروری ، در دهان شیر باشد برو و اقدام به کاری خطرناک کن و آن را از دهان شیر بگیر

    لغت :

    مهتری : بزرگی ، سروری / کام : دهان / شو : برو / خطر کن : اقدام به کارهای خطرناک کردن (ریسک کردن)

    نکته دستوری :

    مهتری : مشتق «ی» : مصدری است : مهتر بودن / کام ر مصراع اول : متمّم است که دارای دو حرف اضافه ی « به » و « در » است . این شیوه مربوط به سبک قدیم است. / وش : فعل امری / خطر کن و بجوی : فعل امری

    بیت 2 :

    یا بزرگی و عزب و نعمت و جاه                      یا چو مردانت ، مرگ رویاروی

    معنی :

    یا باید بزرگی و ارجمندی و ثروت و مقام ، بیابی یا یان که مثل مردان بزرگ با مرگ ، روبرو شوی.

    لغت :

    عزّ : ارجمندی / جاه : مقام ، شکوه

    نکته دستوری :

    بزرگی : مشتق / رویاروی : مشتق ، مرکّب ( روی + ا : میانوند + روی )

    * داعیه ای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم ف راضی نتوانستم بود دارایی ام بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش ، رحلت کردم.

    معنی :

    انگیزه ای در دلم پیدا شد که اصلاً نتوانستم به وضعیتی که داشتم ، راضی باشم . تمام مال و ثروتم را فروختم و اسبی خریدم و از سرزمین خود ، سفر کردم

    لغت : داعیه : انگیزه ، علت / باطن : درون ، دل / به هیچ وجه : اصلا ، هرگز / دارایی : ثروت و مال / رحلت : سفر کردن ، کوچ کردن

    * به دولت صفاریان پیوستم . هر روز بر شکوه و شوکت و لشکر من افزوده می گشت و اندک اندک ، کار من بالا گرفت و ترقّی کردم تا جمله خراسان را به فرمان خویش در آوردم . اصل و سبب ، این دو بیت بود.

    معنی :

    به حکومت صفاریان پیوستم . هر روز عظمت و مقام و لشکر من بیشتر می شد و کم کم در کارهایم پیشرفت و ترقی کردم تا همه ی خراسان را تحت فرمان خود ، در آورم. علّت این کار ، تأثیر این دو بیت در من بود.

    لغت :

    منبع مطلب : payenohom.blog.ir

    مدیر محترم سایت payenohom.blog.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سلطان 6 ماه قبل
    2

    سایتش زیاد جالب نیص

    محمد 7 ماه قبل
    1

    معنیش چی میشه

    مهدی 8 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید