;
    در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    محل شهادت کدام یک از شهدا در استان آذربایجان غربی می باشد

    1 بازدید

    محل شهادت کدام یک از شهدا در استان آذربایجان غربی می باشد را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    زندگینامه شهیدان آذربایجان غربی

    نام و نام خانوادگی: عسگر بایرام زاده

    تاریخ تواد: 1330

    محل تولد: روستای گلوان- نقده

    تاریخ شهادت: 12/4/1363

    محل شهادت: محور عملیاتی مهاباد

    تصحیلات: ششم نظام قدیم

    آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: فرمانده گردان جندا...

    خبر رسید که بچه های گردان در روستای مهیند سلدوز به کمین حزب افتاده ات، چون رعد جهید، همیشه کارش چنین بود محاصره را می شکست، آتش عسگر، رعب را به تن ضد انقلاب می انداخت، دانستند که او آمده است. دستان خرچنگ گونه شان را می کوبید و روستا ایمن می شد و او نیز در سایه سار شهادت می آرمید.

    شهید بایرام زاده با پیروزی انقلاب اسلامی به عزان((جوانمرد)) در ژاندارمری مشغول به خدمت شد و بعد از یک سال و نیم به عضویت سپاه پاسداران درآمد و به واسطه رشادت و شهامت، فرمانده گردان جندا... منصوب و در محورهای عملیاتی نقده، بانه، میاندوآب و مهاباد، بر علیه ضد انقلاب شورید و سرانجام هنگام پاکسازی محور عملیاتی مهاباد، ازناحیه سر، راست بدن مجروح و به شهادت رسید.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: رحیم شکری

    تاریخ تولد:1337

    محل تولد: نقده، کهریز

    محل شهادت: شلمچه کربلای 5

    تاریخ شهادت:1365

    آخرین مسئولیت: فرمانده گردان

    می خواست در میان دانش آموزان باشد و از نزدیک و چهره به چهره به روشنگری بچه های کلاس و مدرسه بپردازد اما نیم نگاهیبه آن سوی داشت، می دید که خانه ها در محاصره آتش اند و دلهایشان پر از دغدغه، ناگاه صدایی از دشت برخواست و او به آن سو رفت و دیگر نیامد.

    شهیدشکری در سالهای پیروزی انقلاب اسلامی، خدمت سربازی اش را به پایان رساند و به استخدام آموزش و پرورش در آمد. در سال 1361 بعنوان مسئول تربیت بدنی و امور تربیت در پیرانشهر خدمت نمود، یکسال بعد به مدت 3 ماه به جبهه غرب اعزام شد در سال 64-65 چندین بار جبهه های جنوب را آزمود و عاقبت در سال 1365، شلمچه را برای کربلایی شدن برگزید.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: صالح الهیارلو

    تاریخ تولد: 1341

    محل تولد: فیرورق خوی - روستای ینگجه

    تاریخ شهادت: 6/8/1362

    محل شهادت: پنجوین- عملیات والفجر 4

    تصحیلات: دیپلم رشت راه و ساختمان

    آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: فرمانده گردان سپاه- ابوالفضل العباس(ع)

    نوزده سال بیشتر نداشت اما تجربه دفاع در عملیاتهای مسلم ابن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر2، والفجر 4، فتح المبین، بیت المقدس و رمضان از دلاوری فهیم و مقاوم ساخته بود. ترکش خصم در چشم صالح او را مانع نشد که راه حق را نیافته باشد وقتی دیده از دست رفت، دست خود را به تبرک حضرت عباس(ع) نیز تقدیم دوست کرد تا اینکه جان را نیز...

    فرمانده گردان ابوالفضل العباس (ع)، آداب و آیین دین را از برادر روحانی اش (حاج علی) آموخت و تا اخذ دیپلم فنی (راه ساختمان) با محافل و مبارزان ضد رژیم پهلوی نیز آشنا شد پس از پیوستن به جرگه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در 8 عملیات بزرگ غرب و جنوب شرکت کرد و ضمن مجروحیت از ناحیه چشم در آخرین عملیات، با مقاومت در محاصره دشمن، پس از قطع دست راستش، جان به جانان سپرد.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: علی علمی نیک

    تاریخ تولد:1325

    محل تولد: نقده، تابیه

    محل شهادت: جاده اشنویه- پاکسازی

    تاریخ شهادت:1359

    آخرین مسئولیت: فرمانده سپاه نقده




    متواضع بود و اهل قناعت، دروس دینی در جان او اثری ماندگار گاشت بود، با پیروزی انقلاب معلمی را با جهاد آمیخت و هرگز برنمی تابید که چهره معصوم انقلاب اش، گرد غم به خود بگیرد، شروع کرد به درو آتش و چون پروانه به آن آتش نیز سوخت.

    شهید علمی، فرمانده سپاه نقده، ضمن ادامه تحصیل در دانشگاه به دروس دینی نیز پرداخت و در حوزه با مبارزین انقلابی آشنا شد با پیروزی انقلاب اسلامی به جمع سپاهیان انقلاب پیوست و در سالهای 58-59 به مقابله گروهکهای جنوب استان آذربایجانغربی پرداخت و عاقبت در جاده اشنویه، هنگام بازگشت از پاکسازی منطقه با برخورد به مین به شهادت رسید.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: مهدی باکری

    تاریخ تولد: 1333

    محل تولد: میاندوآب

    تاریخ شهادت: 25/12/1363

    محل شهادت: آبهای دجله- عملیات بدر

    تصحیلات: مهندس مکانیک

    آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: فرمانده لشگر 31 عاشورا

    می خواست به آبها بپیوندد و مسافر آبها نام بگیرد، خبری خوش او را سیراب ساخته بود، برای آن ضیافت، دوستانش را هم دعوت می کرد و می گفت : آنچه من اینجا می بینم اگر شما دیده باشید، دل از سفر نمی کنید، موج های آب تشنه دیدارش بودند او را در کام شان نشاندند تا سیراب شوند.

    مهندس مهدی باکری تحصیل کرده دانشگاه تبریز (مهندسی مکانیک) قبل از انقلاب به دانشجویان مبارز میاندوآب پیوست و همراه برادرش حمید، در رساندن اسلحه به انقلابیون تلاش کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در جهاد سازندگی استان، دادستانی انقلاب، شهرداری ارومیه(شهردار) قبول مسئولیت نمود و بعد از ورود به سپاه، فرمانده عملیات سپاه ارومیه را به عهده گرفت. در جبهه های جنوب با عنوان قائم مقام تیپ نجف اشرف در عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس ادای دین نمود و بعد با عنوان فرمانده تیپ عاشورا- لشگر عاشورا 11 عملیات بزرگ جنگی را به انجام رساند و در عملیات بدر با اصابت ترکش به قایق حامل پیکرش شهید شد.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: ودود ابراهیمی

    تاریخ تواد: 1342

    محل تولد: روستای قره گوزلو- میاندوآب

    تاریخ شهادت: 21/5/1366

    محل شهادت: پایگاه گرگان- کردستان

    تصحیلات: دانشجوی رشته پزشکی

    آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی- فرمانده عملیات سپاه سقز

    سختی روزگار را در معاش پدر تجربه کرده بود. تا می توانست، به دستان پنبه بسته پدر خیره می شد و هرآنچه در توان داشت در تحصیل علم و اعتقاد بکاربست و با تواضع به اعمالش رنگ خدایی داد، برای همین بود که در آخرین عملیات سپر همرزمانش شد...

    شهید ودود ابراهیمی پس از پذیرفته شدن در رشته پزشکی دانشگاه ارومیه به عضویت سپاه پاسداران در آمد و به شهر سنندج اعزام شد. در همان شهر به فرماندهی گروهان منصوب و سپس فرمانده عملیات سپاه سقز را پذیرفت. ودود در پنجم مرداد 1366 برای مانع شدن از پایگاه گرگان (توسط حزب دموکرات) دلاورانه رزمید و به شهادت رسید.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: حمید باکری

    تاریخ تولد: 1334

    محل تولد: شهرستان ارومیه

    تاریخ شهادت: 3/12/1362

    محل شهادت: پل مجنون عملیات خیبر

    تصحیلات: دانشجو

    آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: قائم مقام لشکر 31 عاشورا

    راز در چشمانش موج می زد و دل بیقرارش او را، سایه به سایه ولایت می گرداند، غم مطبوعی در چهره داشت، صبور و فکورانه گمشده اش را می جست، همیشه نگران خود و عاقبت انقلابی بود که امامش آن را می پنداشت و برای پاسداری آن چشم بر هم نگذاشت، بی نشان جنگید و امروز جز یادش و کلامش نشانی از او نداریم.

    حمید بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با تجاربی که از پایگاه های جنوب لبنان و سوریه اندوخته بود و فرمانی که از دست صالح انقلاب درفرانسه در قلب داشت وارد کشور شد و در ارومیه، فرمانده بسیج شد و در جنگ 28 روزه سنندج شرکت نمود. مدتی نیز در جهاد و شهرداری ارومیه مشغول فعالیت شد و سپس به جبهه های جنوب رفت، در فتح خرمشهر، شکست حصر آبادان، عملیات رمضان والفجر، فتح المبین، مسلم بن عقیل بعنوان فرمانده گردان، فرمانده تیپ و قائم مقام لشگر 31 عاشورا رزمید و در عملیات خیبر، به شهادت رسید و پیکرش همچنان ناپیداست.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    آموزگار شهید احمد فیروزی

    متولد :۱۴/۳/۱۳۳۷ ارومیه

    تاریخ و محل شهادت : ۱۰/۹/۵۹ آبادان

    متولد ۱۳۳۷ در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود دوران کودکی او فراز و نشیب زیادی داشت وی مقاطع تحصیلی اش را در شهر ارومیه سپری نمود و وارد دانشسرای مقدماتی شد .

    شهید فیروزی وقتی به جبهه اعزام می شد فرزندش را بویید ولی نبوسید او می گفت :می ترسم این بچه وسوسه دلم شود و مرا در این راه متزلزل کند.

    معلم شهید  با نگتهی نافذ و کلامی صریح و عریان مسئولین جامعه را هشدار می دهد و خطرات سقوط اجتماعی را یاد آور می شود:

    "سخنم با یک عده از کسانی که در راس امور هستند و هر کدام از این ها می خواهند از خون بهای شهیدان استفاده کنند و همان روابط زر و زور و تزویر را در زیر ماسک مذهبی بودن و اسلام پیاده نمایند."

    --------------------------------------------------------------------------------------

    زندگی نامه سردار سرتیپ 2 پاسدار حسین زمانلو

    سردار سرتیپ 2 پاسدار شهید حسین زمانلو در روز تاسوعای حسینی به سال 1343در یکی از روستاهای شهرستان خوی به نام »چاوشقلی« دیده به جهان گشود .

    وی دوران ابتدائی را در همان روستا و سپس دوره راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان خوی به پایان رساند.

    وی در ابتدای دوران پیروزی انقلاب اسلامی 15 سال داشت و به همراه دوستان در راهپیمایی ها شرکت می نمود و در سال 1362 به همراه جمعی از دوستان خویش به جبهه های جنوب اعزام شد .

    در سال 1363 به منطقه کردستان رفت ودر همان جا بر اثر بمباران شیمیایی شهرستان سردشت مجروح گشته و پس از یک سال مداوا علی رغم قبولی در آزمون استخدامی بانک سپه به عضویت سپاه در آمد .

    شهید در طول خدمت مسئولیت هایی همچون رابط و تامین قرارگاه مقدم ، معاون مخابراتی محور عملیاتی قرارگاه مقدم ، فرمانده گردان جنگال گروه مخابرات ظفر، فرمانده گردان جنگال گروه مخابرات قدس و در سال 1383 به عنوان فرمانده مخابرات تیپ اباعبدا... الحسین(ع) معرفی شد.

    ایشان در طول خدمت با تحصیلات دبیرستانی وارد دانشگاه شد و موفق به اخذ مدرک لیسانس در رشته حقوق گردید.

    شهید الگوی اخلاق نیک و پسندیده بود و سر انجام در 4 اسفند ماه 1385 به درجه رفیع شهادت نائل آمد .

    از شهید دو فرزند پسر و سه دختر به یادگار مانده است.

    شهید زمانلو که از همین خاک برخاسته و در زمینه امور مخابراتی جلوه ای ویژه داشت نبوغ و نو آوری ازوجودش می بارید تفکرات زیادی داشت که مخابرات تنها سیستم ارتباط دهنده نباشد ، بلکه باید بتواند به سیستم راهنمای عملی تبدیل شود . وی از طرح هایی سخن می گفت که اگر شنوندگان او را نمی شناختند حرف ها را رویایی تلقی می کردند اما آنان که او را می‌شناختـند می دانستند اگر امکاناتش را فراهم کنند او سازنده و مخترع بزرگی می‌شـود توجه به نوآوری در هر کاری مد نظرش بود ، جدیت و تلاش از شاخصه های ویژه او بود .

    علاقه به حضور در صحنه های نبرد در دفاع مقدس و در گیری با اشرار و ضد انقلاب به عنوان ویژگی خاص او نقل همه دوستان بود واراده بزرگی را در وجود خود پرورش داده بود.

    روحش شاد و یادش گرامی باد.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: مهدی امینی

    تاریخ تولد:1332

    محل تولد:ارومیه

    محل شهادت: مهاباد(روستای گوگ تپه(

    تاریخ شهادت:1360

    آخرین مسئولیت: فرمانده عملیات سپاه ارومیه



    دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت تهران، رابط حوزه علمیه قم و شهرستان ها، اعلامیه ها و اسلحه ها را به تمام استانها، مهدی توزیع می کرد. قرآن و نهج البلاغه را در قم از علما و در خانواده از مادر مکرمه اش فرا بگیرد، در سیاست، خط حزب ا... را با خون خود زیبا نوشت و در وقت مسئولیت شمع بیت المال را بر خود روا ندید تا پذیرفته درگاه خدایش شود.

    شهید مهدی امینی، در سال1356، مهندسی راه و ساختمان را در دانشگاه علم و صنعت تهران به پایان رساند و در سالهای دانشجویی به مبارزین انقلابی  پیوست او در پیروزی انقلاب، به واسطه رابط بودن قم با شهرستانها و انتقال اسلحه به ارومیه و دیگر شهرها، سهم زیادی به خود اختصاص داد. پس از پیروزی انقلاب مسئولیت شرکت نوید ارومیه را پذیرفت و بعد به سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی پیوست در سرکوب غائله های کردستان،شجاعانه رزمید و عاقبت در حین راندن اشرار از اطراف شهر مهاباد به سال 1360، به شهادت رسید و امانت سالها پایداری را به دوش مردمانش گذاشت.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: علی حاج حسینلو

    تاریخ تواد: 1337

    محل تولد: خوی

    تاریخ شهادت: 21/11/1364

    محل شهادت: آزاد سازی فاو- حاشیه غربی اروند

    تصحیلات: دانشجو- انستیو تکنولوژی تبریز

    آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: قائم مقام تیپ بیت المقدس- فرمانده محور عملیاتی- فرمانده گردان ابولفضل العباس(ع)

    قرآن به نیکی قرائت می کند، زمان در نظرش بسیار کوتاه می نماید، همیشه در گذر و حرکت است، ساک اش پر اعلامیه امام از آن خانه به این مسجد و... ساواک چار چشمی مراقب خانه اش بود غافل از اینکه او شیفته دو چشم ازلی است که برایش جان فواید داد.

    شهید حاجی حسینلو، یکی از فعالین مبازر در قبل از انقلاب بشمار می آید که فعالیت بر علیه رژیم را از مسجد و هیئت شروع نمود با پیروزی انقلاب، ضمن هدایت راه پیمایی ها، مسئولیت کمیته انقلاب را بعهده می گیرد و جزو اولین اعضای سپاه خوی می شود. سپس با قائم مقام سپاه ماکو، سپاه نقده به مقابله با اشرار رفت. عاقبت در جبهه های جنوب به عنوان معاون تیپ بیت المقدس و فرمانده گردان لشگر عاشورا، در جریان آزادسازی فاو پیکر مبارکش متلاشی و ذرات وجودش میهمان کوی یار می گردد.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: مجید برزگر

    تاریخ تولد:1338

    محل تولد:تکاب

    محل شهادت: شلمچه- کربلای 5

    تاریخ شهادت:1365

    آخرین مسئولیت: فرمانده گردان

    مجید، دیده بود که در تهران چگونه مشت ها، چون بیرق، کربلا را صدا می زند، خود بارها از میان تیر و آتش گذشته و بر لاله ای زخمی نشسته و گوش به زمزمه هایش سپرده بود. چشم برهم       نمی گذاشت، می ترسید که ائله های کردستان، بادهای مسموم در ذهن بچه ها گل انقلاب را پژمرده کند به همین خاطر بهارش را داد تا خزان به کوی انقلاب راه نیابد.

    شهید مجید برزگر، فرمانده گردان علی اکبر(ع) لشگر 31 عاشورا، با آغازین روزهای انقلاب در تهران به مبارزین پیوست و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایجاد هسته های مقاومت و تشکیل سپاه تکاب تلاش کرد، وی قبل از استخدام درآموزش و پرورش، 6 ماه معاون عملیات سپاه کامیاران شد سپس کار معلمی را پیشه رفت. اما در آستانه عملیات کربلای 5، به جنوب اعزام و در حین فرماندهی گردان علی اکبر(ع) در شلمچه به شهادت رسید.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    زندگی‌نامه سردار سرتیپ پاسدار محمد حنیفه درستی

    سردار سرتیپ پاسدار محمد حنیفه درستی در اواخر تابستان 1337 در روستای قوروق شهرستان خوی دیده به جهان گشود.

    علیرغم فشارهای زندگی که بر روی خانواده بود، پس از خدمت سربازی به دلیل شرایط حساس منطقه شمال غرب کشور و حضور گروهک های ضد انقلاب از تاریخ 57/12/23 به مدت یک سال به عنوان چریک در یگان های لشکر64 پیاده ارومیه خدمت نمود؛ تا اینکه فکر پیوستن به جمع سپاهیان پاسدار او ، در تاریخ 59/3/13 محقق شد.

    او جزو افرادی بود که پس از پایان دوره آموزشی در جهت برقراری امنیت در منطقه عملیاتی صنور خوی حضور یافته و پس از اندک مدتی به دلیل تجربه و لیاقتی که از خود نشان داد سر پرستی اردو گاه عملیاتی به او سپرده شد و از آن به بعد تا روز شهادتش در مناطق عملیاتی حضورمداوم داشت .

    جای جای مناطق عملیاتی، حنیف را به یاد دارد و مردم خوی قاطعیت و شجاعت و ایثار او رادر ذهن دارند که چگونه ضد انقلاب را از آن مناطق ریشه کن کرد و امنیت را در همان اوایل انقلاب به مردم مومن هدیه داد.

    حنیف رزمنده ای دلاور و فرماندهی با درایت بود و همین لیاقت او باعث شد تا مسئولیت های مختلفی را بر عهده داشته و دوشادوش رزمندگان اسلام حافظ حریم و حرمت اسلام و مردم باشد.

    زندگی حنیف هیچ وقت رنگ آرامش را ندید و همیشه در فکر مبارزه و در کنار آن همت خود را جزم کرد تا فرزندان این مرز وبوم را برای دفاع از اسلام و کشور آماده کند.

    حنیف فرماندهی را تکلیفی الهی می‌پنداشت و بدین جهت به قبول مسئولیت‌های مختلف گردن نهاد و در طول زندگی پر افتخار رزمندگی مسئولیت های زیادی را تقبل کرد تا قدمی در دفاع از اسلام عزیز برداشته باشد.

    سرپرستی اردوگاه عملیاتی در صنور خوی ، فرماندهی گروهان در پیرانشهر ، فرماندهی گروهان در تیپ 27 محمد رسول ا... در جنوب ، جانشینی و مسئولیت عملیات سپاه خوی ، فرماندهی گردان جند ا... خوی، مسئولیت واحد آموزش نظامی سپاه خوی ، فرماندهی گردان حضرت ابو الفضل (ع) تیپ ابا عبد ا... الحسین (ع) ، فرماندهی گروه رزمی شهدای مکه ، معاونت عملیات لشکر3 و فرماندهی تیپ های سوم و دوم لشکر 3 بخشی از نشانه های ایثار و فداکاری این شهید بزرگوار می باشد.

    در طی این مدت چهار بار مجروح گشته و به افتخار جانبازی نائل آمده بود.

    او در کنار رزم در میدان های نبرد به تحصیل علوم مختلف پرداخت و تحصیلات عالی را در دانشگاه امام حسین (ع) سپری نمود .

    حیف تاب ماندن در این دنیای فانی را نداشت و به همراه یار دیرینش »سردار قهاری« و»سردار زمانلو« ودیگر همرزمانش شهادت را در آغوش کشیده و به ملکوت اعلی عروج کرد ودر کنار دیگر همرزمانش آرام گرفت.

    روحش شاد و راهش پر رهرو باد

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: حمید پادار

    تاریخ تولد: 1313

    محل تولد: شهرستان ارومیه

    تاریخ شهادت: 16/11/1360

    محل شهادت: منطقه شیاکو- گیلانغرب

    تصحیلات: ششم نظام قدیم

    آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: فرمانده گردان

    استوار حمید پادار، محیط و فضای خدمت در ژاندارمری را نمی تابید، هیئت های عزاداری و قرآنی، دردل او غوغایی بپا می کرد. با تجربه آن ایام، هر چه دستور از ولایت می رسید، هر سختی به او تحمیل می شد، شادمانه می پذیرفت و آرام زمزمه می کرد حق است دنیا و آخرت، تشهد آخرش نیز در همین وزن کلام بود... قبل از انقلاب، درجه دار ژاندارمری که بخاطر اعتراض به وضعیت سیاسی زود هنگام بازنشسته شد و در جریان شکل گیری انقلاب از جمله مبارزان سیاسی ارومیه بشمار آمد و با آغاز غائله مناطق کردنشین، به رزمندگان پیوست در شهرستانهای مهاباد، اشنویه، نقده، پیرانشهر و ارومیه به مقابله با اشرار پراخت و در سال 1360 به منطقه گیلانغرب اعزام و در حال رزم با دشمن بعثی به شهادت رسید.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    شهید اسمعلی عبدیلی انهر

    متولد 1341 بسیجی فرهنگی آداب زیستن و ادب بندگی را در خانواده ای  متوسط از روستای انهر ارومیه آغاز نمود ایشان در بین دوستانشان به حسن خلق معروف بودند و احکام عبادی را زیبا و بی ریا به جای می آوردند.او از جمله اولین دانشجویان تربیت معلم بهد از انقلاب اسلامی است.شهید عبدیلی برای جنگ با دشمن به جبهه ی غرب منطقه سومار اعزام شد و در تاریخ 14/7/61 شهد گوارای شهادت را نوشید.

    فرازهایی از وصیت نامه ی شهید:

    "ای پدر جان میدانم که چقدر در راه بزرگ کردن و پرورش دادن فرزندت زحمت کشیدی و من آن طور که باید و شاید نتوانستم وظیفه ی خودم را نسبت به شما ادا کنم برای خدمت به شما آرزوها داشتم ولی در هر حال باید تسلیم سرنوشت الهی گشت .مرا برای رضای خدا ببخشید."

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: عبدالکریم مصطفی پورآذر

    تاریخ تولد:1305

    محل تولد: بوکان(شهریکند)

    محل شهادت: بوکان- ترور

    تاریخ شهادت:1361

    آخرین مسئولیت: دبیر- روحانی

    شیفته معارف بود و متواضع، وقتی در مسابقه دانشگاه مصر به مقام اول رسید، گفت: می باست از این لحظه، خاموش تر باشم به جنگ با نفس ام زیادتر بپردازم. زبان به رسوایی نفس و هواپرستان گشود، بارقه ها با خون به کمال رسید.

    شهید مصطفی پور آذر، معروف به شهریکندی، با ذکاوت و هوش بلند، دروس دانشگاهی و حوزوی به هم آمیخت و در دبیرستانهای بوکان و دانشگاه های استان به نشر علم و اخلاق مشغول شد. با پیروزی انقلاب اسلامی، جبهه ای از منطق گشود و بر علیه گروهکها شورید و دانشجویانش را به این رخداد حساس می کرد که ضد انقلاب برای خاموشی، شمع بائر این معلم، شبانه به خانه او یورش برده و با ترور کور آن را به شهادت رساند.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    نام و نام خانوادگی: ولی مزرعه لی

    تاریخ تولد:1345

    محل تولد: خوی

    محل شهادت: شلمچه، کربلای 5

    تاریخ شهادت:1365

    آخرین مسئولیت: فرمانده گردان

    در مدرسه و حوزه، دانش آموز و طلبه ممتازی بود، خوب می توانست، آموخته های پای منبر را در پشت خاکریزها، پیاده کند. آرایش درونی اش، از باور او دژبلندی ساخته بود، به این درک رسیده بود که برای رسیدن به مدرک عشق می بایست آزمون نفس داد.

    شهید مزرعه لی، پس از دیپلم، تحصیلات دینی از حوزه((نماز خوی)) آغاز کرد و برای تکمیل مقدمات، به شهر قم رفت و در مدرسه علوم دینی ((الهادی)) مشغول تحصیل شد. و از همان مدرسه بود که روبه سوی جبهه ها گذاشت و 31 ماه در جبهه های جنوب به دفاع از کیان دین و انقلاب پرداخت و در بهمن سال 1365، هنگام فرماندهی گردان خود در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.

    --------------------------------------------------------------------------------------

    آموزگار شهید مختار فرفر قره باغ

    متولد : ۱۰/۱۱/۴۲ قره باغ

    تاریخ و محل شهادت : ۲۸/۲/۶۵ فاو

    او در سال ۱۳۴۲ در روستای فرفر قره باغ به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی و راهنمایی در همان روستا برای ادامه ی تحصیا به شهرستان ارومیه آمد و در مرکز تربیت معلم شهید رجایی به عنوان دانشجو معلم پذیزفته شد و شهر اشنویه را برای تبلیغ انتخاب نمود و از همان دشهر نیز به جبهه های نبرد پیوست یاد او در جبهه های دزفول و کردستان و منطقه عملیاتی فاو افشانه ای از جنس شهد و شهادت است و معلم شهید بهد از مدتها رزم در عملیات والفجر 8 لبیک را به ندای دوست داد و ابدیت را بر خود برگزید.

    فرازهایی از وصیت نامه ی شهید:

    "ما درس شهادت را از حسین (ع) آموخته ایم برخی از مسئولان و صاحبان مقتم در هر پستی که هستید به مقامتان مغرورید این را بدانید مقامتان حاصل خون شهداست با خون عزیزان از دست رفته بازی نکنید."

    منبع مطلب : mfarajnezhad.blogfa.com

    مدیر محترم سایت mfarajnezhad.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ایرنا

    ایرنا

    سردار یحیی حسین‌خانی جمعه شب در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با اعلام این خبر افزود: در راستای ماموریت کنترل و پایش نوار مرزی منطقه آلواتان سردشت، پنج تن از مرزبانان با یک دستگاه خودرو در حال   گشت زنی در منطقه بودند که دچار سانحه رانندگی شدند.

    وی اضافه کرد: پس از واژگونی خودرو حامل این مرزبانان، سرباز مهدی ملکی اهل زنجان در محل حادثه به شهادت رسید.

    فرمانده مرزبانی آذربایجان غربی ادامه داد: گروهبان متین ساعدی اهل سنندج نیز با اقدام به موقع نیروهای مرزبانی به بیمارستان امام (ره) ارومیه منتقل شد ولی با وجود تلاش پزشکان، به شهادت رسید.

    سردار حسین خانی گفت: حال سه نفر دیگر از سرنشینان خودرو نیز رو به بهبودی است.

    آذربایجان‌غربی بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با دیگر کشورها دارد.

    شهرستان مرزی سردشت در جنوب آذربایجان‌غربی واقع شده و دارای ۱۰۰ کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق است.

    منبع مطلب : www.irna.ir

    مدیر محترم سایت www.irna.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    جمشید رضازاده : کدام شهدا در آذربایجان غربی به شهادت رسیدن؟خرازی . بروجردی متوسلیان طهرانی مقدم

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سیمرغ 1 روز قبل
    0

    خیلی خوب بود

    جمشید رضازاده 6 روز قبل
    4

    کدام شهدا در آذربایجان غربی به شهادت رسیدن؟خرازی .

    بروجردی

    متوسلیان

    طهرانی مقدم

    salim 28 روز قبل
    0

    محل‌شهادت‌کدام‌یک‌ازشهیددراستان‌آذربایجتن‌غربی‌می‌باشد

    غربی‌می‌باشد

    مهدی 1 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید