در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    علامه حلی در مسیر زیارت خود به سمت حرم امام حسین موفق به دیدار امام زمان شد

    1 بازدید

    علامه حلی در مسیر زیارت خود به سمت حرم امام حسین موفق به دیدار امام زمان شد را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    خبرگزاری شبستان

    خبرگزاری شبستان

    خبرگزاری شبستان، گروه مهدویت و غدیر: هشتم مهرماه روز بزرگداشت علامه حلّی، فقیه و متکلم شیعه در قرن هشتم هجری و نخستین روحانی که لقب «آیت الله» گرفت، است.

    وی در گسترش فقه شیعه نقشی مهم داشت و نیز مبانی کلامی و اعتقادی شیعه را با تکیه با مبانی عقلی تبیین کرد؛ در ۲۸‌سالگی مرجعیت شیعه را بر عهده گرفت. قطب الدین رازی، فخرالمحققین، ابن معیه و محمد بن علی جرجانی از معروفترین شاگردان وی بودند. حضور او در ایران و در دربار سلطان محمد خدا بنده نقش موثری در رواج مذهب شیعه در ایران داشته است.

    بنابر نقل تاریخ علامه دیداری با امام زمان(عج) داشته که به مناسبت فرا رسیدن سالروز بزرگداشت ایشان شرح آن مرور می شود.

    دو بار دیدار علامه حلی با امام مهدی(ع) جزو داستان‌های مشهور درباره او است.

    تکمیل کتاب توسط امام(عج)

    داستان نخست مربوط به نیمه‌تمام ماندن کتابی است که علامه حلی از یکی از علمای اهل سنت امانت گرفته بود تا از آن نسخه برداری کند. ولی نیمه شب خواب مانع نوشتن می‌شد در این هنگام امام مهدی(ع) وارد شده و از علامه می‌خواهد که ادامه کار استنساخ را به او واگذار کند. علامه حلی پس از بیداری می‌بیند که نسخه‌برداری کتاب تمام شده است.[1] قدیمی‌ترین منبع ماجرا کتاب «مجالس المومنین» نوشته قاضی نورالله شوشتری است. شوشتری برای این ماجرا منبع مکتوبی ذکر نکرده و می‌گوید این ماجرا در بین مؤمنین مشهور است.[2]

    دیدار در مسیر کربلا

    ماجرای دوم در کتاب «قصص العلماء» نوشته تنکابنی نقل شده است. و بر اساس نقل او در یکی از سفرهای علامه حلی به کربلا او در میان راه با سیدی همراه می‌شود و پس از گفتگو با او متوجه می‌شود که او شخص بسیار عالمی است و مسائل مشکل علمی خود را با او در میان می‌گذارد و جواب می‌گیرد و در این بین از او سوال می‌کند که آیا در زمان غیبت کبری امکان ملاقات با امام عصر(ع) وجود دارد؟ و همزمان تازیه از دستش می‌افتد آن شخص تازیانه را از زمین برداشته به علامه می‌دهد و جواب می‌دهد که چگونه ممکن نباشد در حالی که دست او هم‌اکنون در دست توست. علامه حلی متوجه می‌شود که آن شخص خود امام مهدی(ع) است و خود را به پای ایشان می‌اندازد.[3]

    تنکابنی برای این داستان منبعی ذکر نکرده و آن را به عنوان داستانی که در السنه و افواه (زبان‌ها و دهان‌ها) مشهور است نقل می‌کند.[4] شاهدی که تنکابنی برای تأیید داستان ذکر می‌کند آن است که در مکالمه بین علامه و آن شخص،‌ او آدرس حدیثی در کتاب تهذیب شیخ طوسی را به علامه می‌دهد که علامه متوجه آن حدیث نبوده است. علامه پس از بازگشت به منزل آن حدیث را یافته و در حاشیه آن می‌نویسد که امام عصر(ع) مرا به این حدیث راهنمایی کرده است. تنکابنی ماجرا را از شخصی به نام ملا صفرعلی لاهیجی شاگرد سید محمد صاحب مناهل نقل کرده است. لاهیجی از استادش سید محمد نقل می‌کند که آن کتاب و آن یادداشت علامه حلی را دیده‌ است.[5]

    پی نوشت ها:

    1- مجالس المؤمنین، ج۱، ص۵۷۱؛

    2-همان؛

    3- قصص العلماء، ص۸۸۳؛

    4-همان

    5- قصص العلماء، ص۸۸۵

    منبع مطلب : www.shabestan.ir

    مدیر محترم سایت www.shabestan.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    داستان زندگی علامه حلّی و ملاقات وی با امام زمان (عج)

    علامه حلّی،  فقیه و متکلم شیعه در قرن هشتم هجری و نخستین فردی است که با لقب آیت الله خوانده شد و شاگردان و کتبی معروف از وی به یادگار مانده است. در همین راستا امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا به معرفی این عالم بپردازد.

    داستان زندگی علامه حلّی و ملاقات وی با امام زمان (عج)

    علامه حلّی کیست؟

    حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی (۶۴۸-۷۲۶ق) معروف به علامه حلّی،  فقیه و متکلم شیعه در قرن هشتم هجری است که در شب جمعه ۲۹ رمضان سال ۶۴۸ قمری در شهر حله به دنیا آمد و نخستین فردی بود که با لقب آیت الله خوانده شد که بیش از ۱۲۰ کتاب در رشته‌های مختلف علمی مثل اصول، فقه، تفسیر، منطق، کلام و رجال نگاشته است.

    وی در گسترش فقه شیعه نقشی مهم داشت و نیز مبانی کلامی و اعتقادی شیعه را با تکیه با مبانی عقلی تبیین کرد.

    این مطلب را از دست ندهید: مروری بر زندگی علما در مستند «سعادتمندان»

    کتاب‌های باب حادی عشر و کشف المراد علامه حلّی که شرح تجرید الاعتقاد خواجه طوسی است، از جمله منابع اصلی مطالعه اعتقادات شیعیان به شمار می‌رود.

    نهج الحق و کشف الصدق، خلاصة الاقوال، الجوهر النضید، تذکرة الفقهاء، قواعد الاحکام و مختلف الشیعه معروف‌ترین آثار وی هستند، جالب است بدانید؛ حضور علامه حلّی در ایران و در دربار سلطان محمد خدا بنده نقش موثری در رواج مذهب شیعه در ایران داشت و از معروف ترین شاگردان وی می توان به قطب الدین رازی، فخرالمحققین، ابن معیه و محمد بن علی جرجانی اشاره کرد.

    علامه حلی پس از مرگ سلطان محمد خدابنده در سال ۷۱۶ قمری به شهر حله بازگشت و تا آخر عمر در آنجا اقامت گزید و سرانجام در ۲۱ محرم ۷۲۶ق در سن ۷۸ سالگی، در شهر حله وفات یافت و در حرم امیرالمومنین (ع) به خاک سپرده شد.

    زندگی و تحصیل علم علامه حلّی

    پدر علامه حلّی ، یوسف بن مطهر از متکلمان و عالمان علم اصول در حله بود.

    ببینید: چه شد که آیت الله بهجت به آن همه درجات رسید؟

    علامه حلّی چند سال بیشتر نداشت که با راهنمایی پدرش برای یادگیری قرآن به مکتب رفت و خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت.

    سپس مقدمات و ادبیات عرب و علوم فقه، اصول فقه، حدیث و کلام را نزد پدرش و دایی‌اش محقق حلی آموخت و در ادامه، علوم منطق، فلسفه و هیئت را نزد اساتید دیگر، به‌ویژه خواجه نصیر الدین طوسی فراگرفت و قبل از رسیدن به سن بلوغ به درجه اجتهاد رسید.

    علامه حلی به سبب کسب فضیلت‌های بسیار در سن کم در نزد خانواده و دانشمندان به جمال الدین مشهور شد.

    حضور علامه حلی در ایران

    علامه حلی، حدود یک دهم از عمرش در این ایران گذراند و در این مدت خدمات بسیار ارزنده‌ای ارائه داد و در نشر علوم و معارف اهل بیت (ع) کوشید و شاگردان زیادی را تربیت کرد.

    علامه حتی توانست مسبب شیعه شدن یازدهمین شاه ایلخانیان شود.

    این مطلب را از دست ندهید: ناگفته‌هایی از رفتار عاشقانه علما با همسرانشان

    وی در شهر سلطانیه و در مسافرت به دیگر شهر‌های ایران همیشه همراه با سلطان محمد خدابنده بود و به پیشنهاد سلطان همیشه خیمه‌ای برای تدریس او در بالاترین نقاط برپا می‌شد.

    علامه حلی علاوه بر تدریس به نوشتن کتاب‌های فقهی کلامی و اعتقادی نیز مشغول بود و کتاب ارزشمند «منهاج الکرامه» را که در موضوع امامت است، برای سلطان نوشت و در همان زمان منتشر شد.

    وی در سال ۷۱۶ قمری بعد از مرگ سلطان محمد خدابنده، به سرزمین حله برگشت و در آنجا به تدریس و تالیف مشغول شد و تا آخر عمر منصب مرجعیت و فتوا و زعامت شیعیان را به عهده داشت.داستان زندگی علامه حلّی و ملاقات وی با امام زمان (عج)

    ملاقات علامه حلی با امام زمان (عج)

    علامه حلی هر شب جمعه از حله با وسایل آن زمان به کربلا می رفت.

    وی پنجشنبه سوار بر الاغ خود به راه می افتاد و شب جمعه در حرم مطهر امام حسین (ع) می ماند و بعد از ظهر روز جمعه به حله برمی گشت.

    در یکی از سفر‌ها در راه شخصی به او رسید و با هم روانه کربلا شدند علامه با رفیق تازه اش شروع به صحبت کرد و مسائلی را بیان کرد.

    این مطلب را از دست ندهید: ماجرای کمک امام زمان (عج)به علامه حلی

    بعد از صحبت با مرد غریبه علامه درک کرد که با مردی بزرگ و عالمی سترگ، هم صحبت شده است به طوری که هر مسئله مشکلی می پرسید، او جواب می داد. تا آن که در مسئله ای، آن شخص بر خلاف فتوای علامه فتوا داد.

    علامه حلّی گفت: این فتوای شما بر خلاف اصل و قاعده است؛ دلیل هم که این قاعده را از بین ببرد نداریم.

    آن شخص گفت: «چرا دلیل موثقی داریم که شیخ طوسی در کتاب تهذیب در وسط فلان صفحه آن را نقل کرده است.»

    علامه حلّی گفت: چنین حدیثی را در کتاب تهذیب ندیده ام.

    این مطلب را از دست ندهید: توصیه‌ علامه طباطبایی به یک جوان!

    آن شخص گفت: «کتاب تهذیبی که پیش تو هست در فلان صفحه و سطر این حدیث مذکور است» علامه به ذکر مسائل مشکله ای که برای خودش حل نشده بود ادامه داد.

    در این موقع تازیانه ای را که در دست داشت به زمین افتاد. در همین حین این مسئله را از آن شخص پرسید که آیا در زمان غیبت کبری، امکان ملاقات با امام زمان (ع) هست؟

    آن شخص تازیانه را برداشته بود و به علامه می داد و دستش به دست علامه رسید، فرمود:

    «چگونه نمی توان امام زمان را دید در صورتی که اینک دست او در دست توست؟» (منبع: کتاب «قصص العلماء» نوشته تنکابنی/ ص ۸۸۳)

    کتب علامه حلی

    آثار علامه حلی در علوم مختلفی چون فقه، اصول فقه، کلام، حدیث، تفسیر، رجال، فلسفه و منطق همواره از آثار مهم شیعه و مورد مراجعه در حوزه‌های علمیه بوده است.

    ببینید: خون دلی که لعل شد/ روایت زندگی مبارز جوانی که سالها بعد رهبر انقلاب شد

    درباره تعداد این تألیفات اختلاف است اما علامه حلی در «خلاصة الاقوال» تعداد ۵۷ اثر برای خودش ذکر می‌کند.

    سید محسن امین در «اعیان الشیعه» می‌نویسد: «تالیفات علامه بیش از ۱۰۰ کتاب است و من ۹۵ کتاب او را دیده‌ام که بسیاری از آن‌ها چندین مجلدند».

    وی همچنین می‌گوید کتاب «الروضات» آثار علامه را حدود ۱۰۰۰ کتاب تحقیقی دانسته است. میرزا محمدعلی مدرس نیز در «ریحانة الادب» تعداد ۱۲۰ اثر و کتاب «گلشن ابرار» حدود ۱۱۰ اثر برای علامه نام برده‌اند.

    انتهای پیام/

    منبع مطلب : www.yjc.ir

    مدیر محترم سایت www.yjc.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    علامه حلی در راه کربلا

    آیت الله وحید خراسانی بر منبر چنین فرمود: ان شاءالله در این ایام تعطیل، در مدارس، در مجالس، نام او را احیاء کنید، باشد که گوشه چشمی به من و تو بکند. اگر یک نگاه کند، عالمی را منقلب می‪کند. علامه حلّی، فحل الفحول، کسی [است] که یک مجلس او این مملکت را منقلب کرد.

    سلطان محمد خدابنده غضب کرد بر زنش؛ سه طلاقه‪اش کرد؛ بعد پشیمان شد.

    علمای چهار مذهب را جمع کرد؛ همه گفتند: ممکن نیست رجوع الا به محلّلی.

    یکی گفت به او که ای سلطان! عالمی هست در حلّه، او از عهده ی همه اینها بر خواهد آمد. مگر او مشکلت را حل کند.

    فرستاد، علامه را آوردند. فحول چهار مذهب را در مجلس جمع کرد. علم این است. کو آن کمالات؟!

    وارد شد، کفشهایش را برداشت، رفت یک سر پهلوی سلطان نشست. بعد شروع کرد به بحث—چون وقت نیست، نتیجه را می‪گویم—علمای چهار مذهب را بیچاره کرد؛ کاری کرد که سلطان محمد خدابنده در همان مجلس تصمیم گرفت و دستور داد که تمام نمازها در سرتاسر مملکت، خطبه ی به اسم خلفا، محو، به اسم امیرالمؤمنین، اثبات. 

    سفر کربلا

    بعد رفت به کربلا. در راه تنها بود. سواره بود. هم چنان که می رفت، دید یکی کنارش پیاده راه می‪رود.

    علامه در تفکر بود، همیشه؛ إما فکر، إما کتابت، إما درس. بعد که دید که این مرد کنار اوست، برای حسن صحبت، باب مکالمه را باز کرد. لب که گشود، علامه دید این مرد عادی نیست. یک مسئله طرح کرد، جواب داد؛ مشکل دومش را طرح کرد، جواب داد.

    مشکلاتی که خودش درمانده بود با آن قدرت، یکی بعد از دیگری گره را باز کرد؛ مبهوت شد. تازیانه از دستش افتاد.

    گفت: یک مشکل دیگر دارم، آن مشکل این است: آیا می شود در این زمان، کسی قلب عالم امکان، امام زمان را ببیند؟ این مشکل من را هم مثل بقیه مشکلات حل کن.

    خم شد تازیانه را برداشت؛ داد به دست علامه، فرمود:

    اگر کار کنید، این جور مورد عنایت می‪شوید.

    اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل ساعة، ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه أرضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. 
    اللهم لا تفرّق بیننا و بینه أبدا

    برگرفته ازتوصیه های آیت الله وحید خراسانی—مد ظله—به مناسبت ماه های شعبان و رمضان (با کمی ویرایش)

    نقل میرزا محمد تنکابنی

    … کرامت سوّم علامه حلی موضوعی است که در السنه و افواه اشتهار دارد و مرحوم میرزا محمّد تنکابنی از آخوند ملاّ صفر علی لاهیجی شنیده که حکایت میکرده از استادش مرحوم مبرور آقا سیّد محمّد ابن آقا سیّد علی صاحب مناهل که او می‪فرمود:

    علاّمه در شب جمعه به زیارت حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام می‌رفت و تنها بود و بر دراز گوشی سوار بود. تازیانه بر دست مبارکش بود؛ و در اثناء راه شخصی عرب پیاده به همراه علامه افتاد و با هم به مکالمه مشغول شدند.

    چون با هم قدری سخن گفتند بر علامه معلوم شد که این شخص مرد فاضلی است. پس در مسایل علمیّه با هم صحبت داشتند و علامه فهمید که آن شخص بسیار صاحب علم و فضیلت و متبّحر است. پس علامه مشکلاتی که برای او در علوم مانده بود، یک یک را از آن شخص سؤال می‪کرد و آن شخص حلّ مشاکل و معاضل او می‪نمود.

    انکار فتوا

    تا اینکه سخن در مسألۀ شد و آن شخص فتوائی گفت. علامه منکر آن شد و گفت که حدیثی بر طبق فتوی نداریم.

    آن مرد گفت که حدیثی در این باب شیخ طوسی در تهذیب ذکر کرده است؛ و شما از کتاب تهذیب از اوّل فلان قدر ورق بشمارید، پس در فلان صفحه، در فلان سطر، این حدیث مذکور است.

    علامه در حیرت شد که این شخص که باشد؟ پس از آن مرد پرسید که

    آیا در این زمان که غیبت کبری است می‪توان حضرت صاحب الامر—علیه السلام—را دید یا نه؟

    و در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد. پس آن حضرت خم شد و تازیانه را از زمین برگرفت و در میان دست علامه گذاشت و فرمود:

    پس علامه بی‌اختیار خود را از درازگوش به زیر انداخت که پای آن حضرت را ببوسد؛ پس غش نمود و چون به هوش آمد کسی را ندید.

    پس بعد از اینکه به خانه برگشت رجوع به کتاب تهذیب نمود. آن حدیث را در همان ورق و در همان صفحه و همان سطر که آن حضرت نشان داده بود یافت؛ وعلامه به خط خود در حاشیه کتاب تهذیب در آن مقام نوشت که این حدیث آن چیزی است که صاحب الامر—علیه السلام—به آن خبر داد و در ورق صفحه و سطر این کتاب نشان داد؛

    و آخوند ملاّ صفر علی می‪گفت که استادم مرحوم آقا سید محمّد می‪گفت که من همان کتاب را دیدم و در حاشیه آن حدیث خط علامه را دیدم که به مضمون سابق بود.

    برگرفته از قصص العلماء ص۸۸۳ نوشته محمد بن سلیمان التنکابنی (با مختصر ویرایشی). همچنین در مقدمه کتاب الفین از میرزا محمد تنکابنی به همین ترتیب نقل شده است.

    منبع مطلب : tasharrof.org

    مدیر محترم سایت tasharrof.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    برای ارسال نظر کلیک کنید