;
    در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    شواهدی در ماجرای غدیر خم وجود دارد که نشان دهنده اهمیت بالای موضوع غدیر خم میباشد

    1 بازدید

    شواهدی در ماجرای غدیر خم وجود دارد که نشان دهنده اهمیت بالای موضوع غدیر خم میباشد را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    ایرنا

    ایرنا

    روز 18 ذی‌الحجه را باید یکی از وقایع مهم در تاریخ صدر اسلام بدانیم که در آن اهمیت اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی به مردم به وضوح دیده می‌شود؛ بنابر روایات، پیامبر مکرم اسلام (ص) در آخرین حج زندگی پربرکت‌شان از تمام قبایل و طوایف مسلمانان دعوت کردند تا در این مراسم شرکت کنند؛ قریب به 120 هزار نفر دعوت پیامبر را لبیک گفته و در این مراسم معنوی شرکت کردند. با تمام این وجود، حجه‌الوداع را با اتفاق مهم دیگری می‌شناسند و آن هم واقعه غدیر خم و تعیین تکلیف ولایت پس از پیامبر(ص) است.

    رسول مکرم اسلام خبر ولایت را نه در منا و عرفات بلکه در کیلومترها آن طرف‌تر یعنی در غدیرخم اعلام کردند؛ شاید بتوان گفت دلیل این کار پیامبر این است که همه حاجیان بدانند که خبر ولایت خبری بسیار مهم است و همه توجهات باید جلب آن شود. فرض کنید که پیامبر این خبر را در منا یا روز عید قربان اعلام می‌کرد، آیا بهانه‌ای دست عده‌ای نمی‌آمد که بگویند «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» توصیه‌ای همانند دیگر توصیه‌های پیامبر در موسم حج است؟ بنابراین جلب توجهات برای اعلام این خبر بسیار مهم بود. علاوه بر این پیامبر همه شرکت‌کنندگان در حج را در غدیرخم نگه‌داشت، چه کسانی که جلوتر رفته بودند و چه کسانی که عقب مانده بودند. این موضوع هم دلیلی بر اهمیت خبری است که قصد اعلامش را دارند.

    خبر ولایت امیرالمومنین اعلام می‌شود، بنابر روایات همه افراد اعم از زن و مرد با علی علیه‌السلام بیعت رودررو می‌کنند اما هنوز رسالت پیامبر تمام نشده است. یک جمله کلیدی از سوی ایشان تکلیف همه شرکت‌کنندگان و نسل‌های پس از آنان را روشن می‌کند. جایی که پیامبر می‌فرمایند «حاضرین باید به غایبین اطلاع دهند». این جمله دقیقا همان چیزی است که رسالت مهم خبرنگاری را روشن می‌کند. پیامبر اسلام 120 هزار خبرنگار را مامور کرد تا این پیام مهم را در سرتاسر جهان منتشر کنند. اما آیا به راستی همه‌شان این رسالت را به درستی انجام دادند؟

    بیایید چند ماهی جلوتر برویم، پیامبر گرامی اسلام جان به جان آفرین تسلیم کرده، مسلمانان سوگوارند و همه منتظر تعیین تکلیف خلافت پس از پیامبرند. در اینجاست که رسالت همه آن 120 هزار خبرنگار دوباره مرور می‌شود. آیا کسی فریاد روز غدیر خم را برآورد؟ آیا کسی خبر از آن واقعه مهم را به گوش دیگران رساند و دوباره یادآوری نمود؟

    فارغ از بغض و کینه مهاجرین با حضرت علی علیه‌السلام که در نوشتار جای بحث آن نیست یا بی‌بصیرتی انصار در راه‌اندازی سقیفه بنی‌ساعده که هر دو منجر به از دست رفتن ولایت و انحراف سنت پیامبر شد، باید ضلع دیگری را هم مرور کرد و آن هم اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی از سوی همه کسانی است که با چشم خودشان دیدند پیامبر(ص) چه جمله‌ای را در وصف امیرالمومنین داشت، همه‌شان دیدند که چه ارزش‌های خبری در پیام او نهفته بود اما ....

    باید این سوال را از تاریخ بپرسیم زمانی که انصار، سعد بن قباده انصاری را به عنوان خلیفه پس از پیامبر انتخاب کردند، چرا مردم و به ویژه کسانی که غدیرخم را دیده بودند، هیچ حرفی نزدند و با او بیعت کردند؟ اگر در غدیر حضور داشتند و یا خبرش را از صاحبان خبر شنیده بودند و بیعت کردند، اشتباهی بس بزرگ مرتکب شدند و اگر هم از غدیر بی‌اطلاع بودند باید انگشت اتهام را به سمت کسانی برد که از وظیفه ابلاغ خبر و اطلاع‌رسانی امر پیامبر غافل شدند.

    باید این سوال را از تاریخ بپرسیم که زمانی که مهاجرین با توطئه‌ای ابوبکر را خلیفه بعد از مسلمین کردند آیا کسی در بین‌شان نبود که یادی از سخن پیامبر کند؟ خبر هنوز هم تازه بود و تنها چند ماه ازش گذشته بود اما گویا اطلاع‌رسانی ضعیف صورت گرفته بود.

    واقعه غدیر خم در کنار تمام درس‌هایی که به مسلمانان داد نکته‌ای را گوشزد کرد و آن هم اهمیت اطلاع‌رسانی و رسالت خبرنگاری بود. پس با ماموریت مهمی مواجهیم و امروز این رسالت مهم بر دوش کسانی است که ما آنان را با نام «خبرنگار» یا «عکاس» می‌شناسیم. بارها دیده‌ایم که با قلم فرسایی یک خبرنگار یا با یک فریم عکس از وقوع یک اشتباه یا انحراف جلوگیری شده است. گاهی اوقات عدم اطلاع‌رسانی صحیح یا غافل شدن از اعلام یک خبر پیشمانی سنگینی به همراه دارد؛ پشیمانی به قیمت انحرافی بزرگ و چند قرنی.

    منبع مطلب : www.irna.ir

    مدیر محترم سایت www.irna.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    حقیقت غدیر و لزوم و اهمیت پرداختن به غدیر چیست؟

    حقیقت غدیر و لزوم و اهمیت پرداختن به غدیر چیست؟

    شفقنا – حوزه نوشت: غدیر واقعی در این انقلاب است که بگوید دین زنده است. آن کسی که بگوید دین زنده نیست خودش مرده است و می خواهد ما را به مردگی بکشد.

    برای آگاهی از فلسفه واقعه غدیر خم، معنا و پیام خطبه غدیر، رابطه غدیر و ولایت و نهایتا ارتباط میان غدیر و حادثه عاشورا، با حجت الاسلام والمسلمین تحریری، تولیت حوزه علمیه مروی به گفت وگو نشستیم که مهمترین نکات این مصاحبه به شرح زیر است: حقیقت غدیر ظهور ولایت الهیه پس از نبی اکرم (ص) در این عالم است/ ابن ابی الحدید می گوید دشمنان آمدند و نگذاشتند فضایل امیرالمومنین نشر پیدا کند/ مشروعیت رهبری از ولایت اهل بیت علیه السلام و مقبولیت آن از مردم است/ غدیر را باید با محرم زنده کرد/ مسئله غدیر مسئله سبک زندگی اسلامی است.

    حقیقت غدیر و لزوم و اهمیت پرداختن به غدیر چیست؟

    مسئله غدیر یک مسئله قرآنی است، یک مسئله بینشی و اعتقادی است. غدیر از جهت جایگاه خود، یک مکان است اما از جهت حقیقت، بیانگر یک جایگاه بالایی است که خدای متعال برای پیامبراسلام (ص) مقرر کرد تا در یک مقطع زمانی خاص، حقیقتی را به صورت عمومی هم برای مسلمانان همزمان با نبی اکرم(ص) آشکار کند و هم تکلیف همه مسلمانان ومومنان به دین توحید را تا دنیا برپاست؛ معین سازد. یعنی غدیر یک حقیقتی است که از عالم غیب در این عالم امکانی و ماده، ظهور پیدا کرده که حلقه واسطه دقیق بندگان در زندگانی دنیا با عالم غیب است که البته این حلقه واسطه در زمان نبی اکرم(ص)، خود وجود مبارک نبی اکرم(ص) بود. منتها خدای متعال خواسته است که این رابطه بین عالم و دنیای غیب همواره تا قیامت در این عالم شکل بگیرد. غدیرنه تنها در این عالم بلکه عالم پس از این هم برای کسانی که غدیر و رسالت غدیر به آنها برسد، زندگی ساز و حقیقت ساز است. حقیقت غدیر، ظهور ولایت الهیه پس ازنبی اکرم(ص) در این عالم است که می خواهد نشان دهد که انسان در این عالم رها نشده و یک موجود متصل به عالم غیب است. او موجود پوچی نیست و دارای حقیقت است. حقیقت بسیاربلند زندگی انسان محدود به زندگی دنیایی نیست. زندگی دنیایی به تنهایی مانند زندگی حیوانی است. تنها کمی متنوع تر از زندگی حیوانات است. در خوردن، پوشیدن، مسکن و روابط گوناگون پیچیدگی زندگی انسان ها را حیوانات ندارند.

    حقیقت غدیر این است که ما در قرآن آیه ای همانند آیه تبلیغ در سوره مائده نداریم که پیامبر گرامی اسلام(ص) را هم برای رساندن پیامی تحریک و هم تهدید بکند و هم پیامبر(ص) را تضمین کند. تهدیدش این است که اگر این رسالت را نرسانی رسالت خدا که آوردی پوچ است. نبی اکرم(ص) این همه زحمت طاقت فرسا و مقابله با توطئه های مشرکین و محرومیت های مختلف کشیدند. لحن و نحوه سخن گفتن در این آیه خاص است. تعبیر «بلغ» را ما فقط در این آیه داریم. یعنی «برسان». در آیات دیگری فرمودند کار حضرت رسول «بلاغ» است. اما در این آیه سفارش اکید به رساندن است. در اول رسالت بحث بلغ نیامده بلکه مستقیما پیام داده شده: «اقرا باسم ربک الذی خلق». مسئله دوم در این آیه این است که چیزی بر پیامبر(ص) نازل شده بوده که آمده است: «ما انزل الیک من ربک» معلوم می شود که این اولین مرحله نیست که این رسالت بر عهده پیامبر(ص) قرار داده شده. از پایان آیه این را می فهمیم که این رسالت بسیارخاص است.

    در آیات دیگر خود مطلب بیان می شود. مثلا «خمر حرام است»، «نماز واجب است». از اینجا معلوم می شود مسئله رساندن مسئله خاصی است چراکه در ادامه می فرماید« فان لم تفعل فما بلغت رسالته» اگر انجام ندهی رسالت خدا را انجام ندادی.

    تضمین این آیه آنجاست که می فرماید: «والله یعصمک من الناس» خدا از تو حفاظت می کند. این نشان دهنده این است که پیامبر(ص) نیاز به این تضمین داشته که پشتوانه بیشتری از جانب خدا بیاید. قطعا پیامبر(ص) با آن عظمت لحظه ای به غیر خدا توجه ندارد و با همه رنج هایی که در طول تاریخ برای ادای رسالتش داشته است معلوم می شود حفظ جانش مقصود نیست بلکه حفظ آنچه می رساند منظور است. دلیل این نگرانی چیست؟ این یک نگرانی خاص است که می خواهد پیوند انسان با عالم غیب را بعد از خود برقرار کند که انسان بفهمد تا الان که این پیوند برقرار شده از جانب خداوند متعال گسسته نشده است. خدا به فکر ما هست و ما را لغو نیافریده و برای همان جهتی که آفریده است، برای ما راهبر معین می کند.

    این حقیقتی است که تمام موجودات از آن سرباز زده اند. آیه امانت می گوید: انا عرضنا الامانت علی السماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا. ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم، اما آن ها از برداشتن سر باز زدند و از ان ترسیدند و انسان آن را به دوش کشید، راستی که او بسیار بیدادپیشه و نادان است. » این امانت چیست؟ این امانت تحمل ولایت الهی است که انسان می خواهد تحت تدبیر عالم غیب قرار بگیرد. این انسان حقیقتی دارد که می تواند متصل به عالم غیب شود. غیب هم نهایت ندارد. پس این انسان می تواند بی نهایت شود. بی نهایت شدن انسان این است که او تحت ولایت خدا برود.

    با وجود اهمیت غدیر و اینکه پیامبر(ص) سه روز مردم را در غدیر خم نگاه داشت و حجت خود را با آنها تمام کرد و آیه هم نازل شد اما چرا این اتفاق، بعد ازماجرای غدیرفراموش شد؟

    این موضوع هم از اهمیت مسئله غدیر است. چون پیغمبر طبق نظر همه مفسرین و مورخین اعلام کردند که این آخرین حج و اولین حج است. چون چنین حجی را ایشان با مسلمین نرفته بودند. جایگاه های اجتماع متعددی در حج وجود دارد مانند عرفات یا منا که محل اجتماع است. اما در این مکان ها مسئله امامت امام علی(ع) را مطرح نکردند. این معلوم می کند که در این مراحل پیامبر(ص) می خواهند به مردم هشدار بدهند که این موضوع اهمیت دارد. این یکی از تاییدات این مسئله است.

    در قرآن کریم آخر همین آیه بیان می شود که «والله لایهدی القوم الکافرین». علت نگرانی پیغمبر اکرم از این تبلیغ، این حقیقت است که البته وقتی شکافته شود مسائل مختلفی در درونش هست. اولین و اصلی ترین نگرانی حضرت از گروهی است که هنوز ایمان کامل نیاوردند که یا به عالم غیب ایمان نداشتند یا به این ارتباط باور نداشتند.

    در اولین مراحل تبلیغ عده ای به سمت حضرت آمدند و گفتند ما به این شرط به شما ایمان می آوریم که بعد از خودت مسئله جانشینی را برای ما بگذاری. حضرت فرمود این از جانب من نیست بلکه از جانب کسی است که مرا در این مقام قرار داده است.

    انسان ابعاد مختلفی دارد یک بعد او دنیاگرایی و مقام پرستی است. این مقام پرستی که چهره ای از هواپرستی است باعث می شود این مسئله مورد غفلت قرار گیرد. لذا بعد از رحلت پیامبر(ص) محمودبن لبید وقتی پیامبر(ص) از دنیا رفت در مدینه نبود وقتی بازگشت مشاهده کرد که همه چیز به هم ریخته است. وی خدمت حضرت فاطمه(س) می آید که شما درباره علی(ع) صحبتی دارید؟ فاطمه(س) می فرماید: بعد از غدیر دیگر صحبتی نمانده. مسئله غدیر همه چیز را حل کرده و ما حرف مخفی نداریم. پس مخفی شدن ولایت امیرالمومنین بعد از غدیر لایه های مختلفی دارد. یک لایه مخفی آن که قرآن کریم بیان می کند مسئله عدم ایمان راسخ به وحی است. و یک سری لایه های ظاهری وجود دارد که همان مقام پرستی و حب جاه است. همه ما امتحان می شویم. درست است که عده ای ایمان راسخ به وحی داشتند و تا پای جان برای پیامبر(ص) اکرم می ایستادند اما همه اینطور نبودند. در زمان پیامبر اکرم(ص) آیاتی نازل می شد که این موضوع را بیان می کرد مثلا سوره توبه در آیات متعددی چهره منافقین را بیان می کند. این به این معنی است که همه کسانی که در زمان حضرت بودند خالص نبودند.

    از خطبه غدیر چه نکات ارزنده ای می توان آموخت؟

    خطبه غدیرپنج شاخصه دارد. آخرین فرمایش طولانی پیامبر(ص) و طولانی ترین فرمایش آن حضرت است. یک محور خطبه، معرفی خدای متعال است. چون اساس دین توحید است. ما باید معتقد شویم که موجودات و ما به چه حقیقتی متصل هستیم. خدایی که بی نهایت و ازلی و ابدی است و ما نمودی از حکمت او هستیم و ما را برای هدفی عالی آفریده است. این معرفی های گوناگون از نبی اکرم(ص) آمده که جای دیگری از آن حضرت نقل نشده است که می خواهد بیان کند که درک توحیدی برای هر کس در هر درجه ای زیربنای ایمان و نجات اوست.

    نکته دوم معرفی خودش است که من از جانب چنین خدایی هستیم و معارف من از جانب اوست و بعد از آن، حضرت از آیات قرآنی که درباره ولایت امیرالمومنین است استفاده می کند. آیاتی که تمامی مفاد آن ولایت حضرت علی(ع) است مثل آیه ولایت. یا آیاتی که همه مومنین را بیان می کند ولی فرد شاخص و کامل مومنین علی(ع) است. مثل این آیه که « الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم» که می خواهد بیان کند جایگاه علی(ع) تنها در فرمایشات گوناگون خود حضرت که به آن سنت می گوییم نیامده بلکه جایگاه ایشان در قرآن هم آمده است.

    نکته بعدی این است که پیامبر(ص)، ویژگی های گروندگان به علی(ع) بن ابیطالب و اهل بیت را برمی شمارد که ما خودمان را محک بزنیم. اینکه ما غدیر را به عنوان یک حقیقت ایمانی پذیرفتیم معنایش چیست. اول باید این پیوند قلبی را محکم کنیم که لازمه آن این است که بدانیم همواره تحت تدبیر خدا هستیم. تدبیر خدا به واسطه پیغمبر اکرم(ص) و اهل بیت علیما السلام در زندگی ما جاری می شود وظهور این تدبیر خدا در قیامت است که اگر قلبا و عملا تحت این تدبیر رفتیم به سعادت می رسیم.

    موضوع بعدی این است که حضرت خبرهای غیبی می دهند. عده ای بعد از این قضیه ایشان را تهدید می کنند. تهدید ها هم در خطبه طولانی غدیریه آمده که اینان اهل جهنم هستند. بنابراین حضرت همه دین را در غدیر خلاصه کردند که فرمودند: «الیوم اکملت لکم دینکم»

    حضرت علی(ع) مختص شیعه نیست و یک شخصیت جهانی است. مسیحیان و ادیان مختلف از ایشان الگوبرداری می کنند. دلیل قرار گرفتن در این جایگاه چیست؟

    باید روی شخصیت ایشان تمرکز کنیم که چگونه بوده که درباره شخصیت ایشان همه جا صحبت می شود. او یک شخصیت کامل است. در ارتباط عبودی با خدا کامل است و بعد از نبی اکرم(ص) کسی به پایش نمی رسد. در روابط خانوادگی در قله است توجه کنیم که یک شخصیت این چنینی کار خانه را انجام می دهد. ما باید همه اینها را تحلیل کنیم. شخصیتی که نسبت به اعتقاداتش ذره ای کوتاه نمی آید. حاضر است اگر برادرش در برابر عقیده اش بایستد برادرش را دم شمشیر بدهد. با هیچ کس حتی فرزندش نسبت به روشش که دین الهی است رودرواسی ندارد. وقتی ایشان را با افراد عادی مقایسه می کنیم می بینیم که دیگران وقتی یک مقدار تهدید شوند پایشان می لغزد. اینها بیانگر عدالت کامل امیرالمومنین(ع) است. چه وقتی که در راس حکومت نیست و چه زمانی که هست. حتی وقتی در راس حکومت هستند زندگی شخصی شان محدود تر است. چون می خواهند حقیقت را تجلی بدهند. این نشان دهنده اوج این شخصیت است که چقدر به عالم غیب پایبند است و مجسمه ظهور عالم غیب است. لذا این روایت در محور قرار گرفته که« علی مع الحق والحق مع علی. علی مع القرآن والقرآن مع علی. »

    این شخصیت جامع وقتی می خواهد سخن بگوید همه سخنرانان عاجز می شوند. وقتی در مورد انسان کامل صحبت می کند همَام جان می دهد و می فرماید این تاثیر موعظه است. وقتی ضعلب که یکی از سخنرانان برجسته است میخواهد سوالی بپرسد که علی(ع) نتواند پاسخ دهد؛ می پرسد: «یا علی(ع) وقتی خدایت را بندگی می کردی دیده بودی؟ » حضرت فرمود: «خدایی که ندیده باشم را بندگی نمی کنم. » و شروع به توصیف خدا می کند. در آخر این سوال کننده می گوید که من دیگر از این اشتباهات نمی کنم. ابن ابی الحدید می گوید دشمنان آمدند و نگذاشتند فضایل امیرالمومنین نشر پیدا کند.

    درسی که امروز باید از واقعه غدیر بگیریم چیست؟

    امروز انقلاب اسلامی نسیمی از غدیر است. ببینید این نسیم چه کرده است. چه جوان هایی را به اوج رساند. بعضی از شهدای ما ندای امام که آمد رفتند. این یک نمونه است. این ندا عالم را گرفته است. این همه توطئه های مختلف نظامی، اقتصادی و فرهنگی که به انحاء مختلف از طرف دشمنان صورت گرفت که می خواستند ندای انقلاب را خفه کنند. غدیر واقعی در این انقلاب است که بگوید دین زنده است. آن کسی که بگوید دین زنده نیست خودش مرده است و می خواهد ما را به مردگی بکشد. بعضی برحسب ظاهر دم از غدیر می زنند اما غدیر را نفهمیدند و می گویند باید غلبه ظلم در عالم را نظاره گر باشیم تا امام زمان(عج) بیاید. خب امام زمان(عج) می خواهد قرآن را و دستورات امیرالمومنین(ع) را حاکم کند. در کجای دنیا قانون اساسی معارف الهی است و رهبریت آن مجتهد جامع الشرایط، عادل و پیرو اهل بیت است؟ در طول تاریخ حاکمیت این چنینی نداریم. حتی در زمان حضرت علی(ع) نگذاشتند چنین حاکمیتی محقق شود. این بهترین حجت برای حقانیت غدیر است.

    مسئله غدیر مسئله سبک زندگی اسلامی است

    خلاصه مسئله غدیر مسئله سبک زندگی اسلامی است که مقام معظم رهبری بر آن تاکید می کنند. سبک زندگی اسلامی زندگی علوی است که هم استعدادهای مادی انسان شکوفا بشود و هم استعداد های عقلانی انسان و هم استعداد معنوی انسان که حاکم بر این دوست شکوفا شود. زندگی علی(ع) این چنین است. باید ساده ترین و پیش پا افتاده ترین کار ربط با اهل بیت داشته باشد و این باعث شکوفایی استعداد ها می شود. استعداد استقلال اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شکوفا می شود. این همان شکوفایی بالاست که نمودش را در انقلاب اسلامی پیدا کردیبم. دشمنان توطئه می کنند و بسیاری از ما افکارمان تحت تهاجم فرهنگی غرب قرار می گیرد. ما منابع مستغنی علمی و انسانی داریم و در طول زمان نشان دادیم که چه عالمانی داشتیم که دشمنان از بین بردند. اگر اینها تحت حاکمیت باشد نظام پیدا می کنند و الان می بینیم که دانشمندان هسته ای ما به کجا رسیدند.

    غدیر را با محرم زنده کنیم

    چون در آستانه محرم هستیم چه توصیه ای برای جوانان، هیئات مذهبی و مداحان دارید؟

    ما محرم را جدای از غدیر نمی دانیم. لذا غدیر را باید با محرم زنده کنیم. امام حسین(ع) آمد تا آگاهی بدهد و از زیر یوغ حاکمیت طاغوت در بیاورد. حتی اگر یک نفر هدایت شود؛ این پیام عاشوراست. خودش به حر می گوید بیا. زهیر را می فرستد و او پر و بال پیدا می کند. این تحول هایی است که در عاشورا اتفاق می افتد. جوان نباید دور معصیت برود. باید به فکر نمازش باشد. مداح باید مدح اهل بیت را بگوید نه مدح خودش را. یعنی خودش مطرح نباشد. منبری باید معارف بیکران و ابعاد گوناگون عاشورا را بیان کند و ابعادی که هنوز باز نشده را بگوید. ابعاد اخلاقی، سیاسی و اجتماعی عاشورا را بیان کند. ما متاسفانه فقط مظاهری از عاشورا داریم و البته همین مظاهر دنیا را تکان می دهد. همین ها اگر با معنا همراه شود چقدر تاثیرگزارتر می شود. جوان تکیه ای باید پایبند به اهل بیت باشد. عباداتش و روابطش را خوب کند. مسئول یک هیئت نیز همینطور پایبند باشد. پیام عاشورا پیام زنده کننده است. متاسفانه گاهی به عنوان تحول به این جلسات نمی رویم. یا عادت و یا رسم و رسومات است. به هر حال پرچم لازم است اما این همه علم و طبل و سنج و غیره لازم نیست. برنامه ریزان فرهنگی ما باید طوری برنامه بریزند که ما به سوی حقیقت پیش برویم. محتوای مداحی مان چه باشد. همانطور که حضرت آقا فرمودند عاشورا باید حرکت آفرین باشد، فرهنگ بیاورد. شخصیت امام حسین را معرفی کند و اینگونه پشت دشمنان می لرزد.

    غدیر فراموش شد که سر امام حسین علیه السلام به نیزه رفت

    همچنین غدیر فراموش شده است. غدیر فراموش شد که سر امام حسین(ع) به نیزه رفت. اگر غدیر فراموش نمی شد این واقعه رخ نمی داد. لذا باید این مجالس سخنرانان با محتوا باشد. از معارف قرآ ن و اهل بیت و مسائل زندگی سازبگویند. ابعاد اخلاقی و تعهد بیاورند که زندگی اقتصادی و نابسامانی های خانوادگی تکانی بخورد. اینها به خاطر دور افتادن ما از اهل بیت است. ما نباید این همه از زندگی غربی الگو بگیریم. خودشان دارند از این زندگی فرار می کنند و ما به سمتش می رویم. باید در این مجالس تحول ها رخ بدهد. مرحوم علامه که دانشمند بود در هیئت ها سیاهی را می بوسید. یک مجلس قدیمی در قم بود که همیشه می رفت و می گفت در و دیوار اینها شهادت می دهد. یکی دو روز از وقت درس های علمی را در این مجالس سیر می کرد. این تحول برای همه هست و هر کسی به اندازه خودش می تواند متحول شود. کلامی از حضرت قاضی وجود دارد که اگر کسی نماز شب نتواند بخواند و بتواند عزاداری کند جبران می شود. ببینید عزاداری می تواند نماز شب را که جایگاه بسیار بالایی دارد، جبران کند.

    منبع مطلب : fa.shafaqna.com

    مدیر محترم سایت fa.shafaqna.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ضرورت شناخت عید غدیر خم و 12 نکته مهم کمتر شنیده شده درباره آن

    ضرورت شناخت عید غدیر خم و 12 نکته مهم کمتر شنیده شده درباره آن

    به گزارش خبرگزاری برنا؛ خورشید، امروز از نور غدیر، غلغله‌ای در دل دارد و زمزمه‌ای بر لب، خورشید تا به صبح، لحظه لحظه‌ها را شمرده تا به خوش آمد غدیر، نوری دگر دهد. خورشید، امروز از مکّه آمده، از سرزمین ولایت، از سرزمین خلافت، از سرزمین وصیت، همگان در غدیر خم جمع شده‌اند و دست‌ها سایبان چشم‌هاست، دیده‌ها مشتاق و دل‌ها بی‌قرار، همه یک‌دیگر را نگاه می‌کنند، چه شده است؟ پیامبر اسلام(ص) ما را به چه می‌خواند؟ به‌ناگاه، دیدگان مشتاق، غرق نور و سرور می‌شوند. پیامبر(ص) از بزرگ‌ترین پیام خداوند سخن می‌گوید، پیام تکمیل دین و علی(ع) در میان دست‌ها، دیده‌ها، بوسه‌ها و شادی‌ها گم می‌شود.

    علی(ع) مولای همه و وارث پیامبر(ص) شده است. از آن روز در دل هر مشتاقی، چشمه‌ای از عشق جوشید و هر چشمه‌ای را ندایی است که هر صبح، در هر طلوع، هر ظهر و هر شام و هر غروب، به ولایت علی(ع) شهادت می‌دهد: «اشهد انّ علیا ولیُّ اللّه»، اذان از بالای گل دسته‌ها، غدیر را سر می‌دهد، دسته‌های گل در میان خانه‌ها، غدیر را تبریک می‌گویند، شیرینی و گلاب نیز هر کدام در این جشن سهمی دارند و لحنی، که خود با غدیر می‌گویند: «عید غدیر، عید امامت و ولایت علی(ع) و اولاد علی(ع) مبارک باد».

    ضرورت شناخت روز غدیر

    غدیر، یک رخ داد تاریخی صرف یا تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه یک سرفصل اعتقادی است که درون مایه همه طاعت‌ها از آن منشأ می‌گیرد، رسالت همه پیامبران در آن مفهوم می‌یابد، و همه رشدها و تعالی‌ها از آن‌جا آغاز می شود. از این رو، شناخت غدیر، از ضروری‌ترین وبنیادی ترین شناخت‌های اعتقادی است. امام رضا(ع) در کلامی زیبا درباره شناخت غدیر فرموده‌اند: «به خدا سوگند، اگر مردم ارزش روز غدیر را شناخته بودند، روزی ده بار، فرشتگان با آنان مصافحه می‌کردند، و اگر به درازا کشیدن سخن برای من ناگوار نبود، درباره ارج‌مندی این روز و فضیلت‌هایی که خداوند متعال به کسانی داده که آن را شناخته‌اند، چنان بسط سخن می‌دادم که به شمار نیاید.»(۱)

    شناخت واقعه غدیر

    رویداد عظیم اعطای رسمی مقام ولایت و امامت بر علی(ع) در سرزمین «غدیر خم» رخ داد و از این رو، به این نام در تاریخ ماندگار شد. این سرزمین در نزدیکی «جُحفه»، یکی از میقات‌های اطراف حرم مکّه واقع شده است. جُحفه، دهکده‌ای بزرگ است که در راه مکّه و مدینه قرار گرفته و محل جدایی حاجیان مدینه، مصر، عراق و نَجد از دیگر حجاج است. «غدیر» به برکه و آب‌گیری می‌گویند که در ایام ریزش باران، از آب پر می‌شود و سپس رفته رفته، آبش کاهش می‌یابد و در تابستان با شدّت یافتن حرارت هوا، به کلی از بین می‌رود. «خُم» نیز شاید، اسم شخص باشد یا اینکه اسم نی‌زار و درخت‌زاری است که در باتلاق یا مصبّ رود و ریزش آب پیدا می‌شود. برخی هم گفته‌اند که خم، نام محلی است که در آن چشمه فرو می‌ریزد. سرزمین غدیر اکنون در ۲۲۰ کلیومتری مکّه و نزدیک جحفه قرار دارد. (۱)

    پیامبر گرامی اسلام(ص)، در سال دهم هجرت، پس از اتمام آخرین سفر خویش به مکّه، که به «حَجّةُ الوداع» معروف شد، به منادی خود «بلال» دستور دادند که به مردم اعلان کند که همگان باید آهنگ سفرکنند تا در غدیر خم گِرد هم آیند و هیچ‌کس جز معلولان باقی نماند. صبح‌گاهان، پیامبر خدا(ص) با همراهی جمعیت انبوهی از مکّه به سوی غدیر خم حرکت کردند. آن حضرت در روز یکشنبه هجدهم ذی‌الحجه به غدیر خم رسیدند. پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل، فرمان خداوند را به ولایت و امامت علی(ع) بر پیامبر اکرم(ص) فرود آورد. هنگامی که این سروش آسمانی نازل شد، بیشتر حاجیان به نزدیکی سرزمین جُحفه رسیده و گروهی نیز هنوز به رسول اللّه(ص) نپیوسته بودند. پیامبر(ص) در غدیر توقف کرده و دستور دادند که پیشینیان که به جحفه رسیده‌اند باز گردند و منتظر مانند تا عقب مانده‌ها نیز به آنان ملحق شوند. سپس پیامبر(ص) بر منبری از جهاز شتران بالا رفتند و فرمان خداوند را بر مردمان ابلاغ کردند. (۱)

    پیام وحی الهی آیه زیر بود: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ» «ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان، اگر چنین نکنی امر رسالت او را ادا نکرده‌ای، خدا تو را از مردم حفظ می‌کند، که خدا مردم کافر را هدایت نمی‌کند.»(مائده، ۶۷)

    همه مفسران شیعه معتقدند آیه فوق در غدیر خم درباره ولایت و جانشینی ‌علی(ع) نازل شده و حدود ۳۶۰ تن از دانشمندان اهل سنت نیز این مطلب را پذیرفته‌اند. نام‌های برخی از مفسران و مآخذ و مدارک اهل ‌سنت چنین است: واحدی در کتاب اسباب، سیوطی در کتاب الدرالمنثور، فخر رازی در تفسیر رازی، نیشابوری در تفسیر نیشابوری، قندوزی در ینابیع الموده، آلوسی در تفسیر آلوسی، المنار ج ‌۶، تاریخ بغداد، ج ۸، تاریخ یعقوبی ج ۲، شبلنجی در نور الابصار، مسند احمد بن حنبل، نسائی در خصائص، عقدالفرید، سیوطی در تاریخ خلفاء، اسعاف الراغبین، مصابیح السنه، حلیه‌الاولیاء، نثر اللیالی، واحدی در اسباب النزول، فخرالدین رازی در تفسیر مفاتیح الغیب، ترمذی، در صحیح، ابن کثیر در بدایه و النهایه و... و. . (۲)

    امام صادق(ع) در گفتاری حکیمانه که فریاد بلند حقانیت علی(ع) را در ورای خود پنهان دارد، برگ دیگری از مظلومیت‌های بی‌کران امیرمؤمنان(ع) را این‌گونه ورق زدند: «شگفتا از آن‌چه علی بن ابی طالب کشید! (در روز غدیر)، آن حضرت این همه شاهد داشت، ولی نتوانست حق خود را بگیرد، در حالی‌که مردمان با دو شاهد، حق خود را می‌گیرند». تاریخ نگارانِ حقیقت جو، درباره تعداد شرکت کنندگان انبوهی که در واقعه غدیر خم، شاهدانِ اعطای مقام امامت بر علی(ع) بوده‌اند، گفته‌های متفاوتی دارند، اگرچه بیشتر مورخان شیعه، شمار این جمعیت را بیش از ۱۲۰ هزار نفر گفته‌اند، ولی نقل‌های دیگری هم چون: چهل، هفتاد، نود و ۱۱۴ هزار نفر نیز گفته شده است(۱)

    پیامبر اسلام(ص) در خطبه خویش بعد از حمد و ثنای الهی و اشاره به فرمان الهی رای امری مهم، فرمودند: «ای مردم، این مطلب را درباره او بدانید و بفهمید و بدانید که خداوند او را برای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرین و انصار و بر تابعین آنان به نیکی، و بر روستایی و شهری، و بر عجمی و عربی، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و کوچک، و بر سفید و سیاه، بر هر یکتاپرستی حکم او اجرا شونده و کلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر کس با او مخالفت کند ملعون است، و هر کس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهی است. خداوند او را و هرکس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزیده است. ای مردم، این آخرین باری است که در چنین اجتماعی بپا می‌ایستیم، پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید، چرا که خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شما است، و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد. حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان) حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان) بر شما حرام کرده باشند. خداوند عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده‌ام. ای مردم، علی را(بر دیگران) فضیلت دهید. هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آنرا در من جمع کرده است و هر علمی را که آموخته‌ام در امام المتقین جمع نموده ام، و هیچ علمی نیست مگر آنکه آنرا به علی آموخته ام. اوست «امام مبین» که خداوند در سوره یس ذکر کرده است: «و کل شییء احصیناه فی إمام مبین» «و هرچیزی را در امام مبین جمع کردیم ...»

    بنابراین پیامبر اسلام(ص) علاوه بر اعلام ولایت و امامت علی(ع) به‌صورت رسمی ولایت و امامت یازده امام معصوم(ع) اشاره نموده و سپس دستش را بر بازوی علی(ع) زد و آن حضرت را بلند کرد، و این در حالی بود که امیر المؤمنین(ع) از زمانی‌که پیامبر(ص) بر فراز منبر آمده بود یک پله پایین‌تر از مکان حضرت ایستاده بود و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مایل بود که گویی هر دو در یک مکان ایستاده‌اند. پس پیامبر(ص) با دستش او را بلند کرد و هر دو دست را به سوی آسمان باز نمود و علی(ع) را از جا بلند نمود تا حدی که پای آن حضرت موازی زانوی پیامبر(ص) رسید.

    سپس فرمود: «ای مردم، این علی است، برادر من و وصی من و جامع علم من و جانشین من در امتم بر آنان که به من ایمان آورده‌اند، و جانشین من در تفسیر کتاب خداوند عزوجل و دعوت به آن، و عمل کننده به آنچه او را راضی می‌کند و جنگ کننده با دشمنان خدا و دوستی کننده بر اطاعت او و نهی کننده از معصیت او، اوست خلیفه رسول خدا و اوست امیرالمؤمنین و امام هدایت کننده از طرف خداوند و اوست قاتل ناکثان و قاسطان و مارقان به امر خداوند، خداوند می‌فرماید: «مَا یبدل القَول لَدی» «سخن در پیشگاه من تغییر نمی‌پذیرد»، پروردگارا، به امر تو می‌گویم: «خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد و یاری کن هرکس علی را یاری کند و خوار کن هر کس علی را خوار کند و لعنت نما هر کس علی را انکار کند و غضب نما بر هر کس که حق علی را انکار نماید»»(۳)

    لازم بذکر است که هنوز مردم متفرق نشده بودند که آیه زیر بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دینًا...» «امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم» (مائده، آیه ۳)

    نکات مهم درباره واقعه غدیر

    * اگر چنانکه اهل سنت می‌گویند مولا به معنی دوستی بود، چرا در این جریان و با این مقدمات و در برابر صدها هزار نفر بیان ‌شد. در مدینه نیز می‌توانست ‌بفرماید: هر که من دوست او هستم، علی هم دوست اوست، بعلاوه دقت در خطبه کامل پیامبر اسلام(ص) نشان‌دهنده آن است که ایشان علی(ع) و یازده امام معصوم(ع) را دقیقا بعنوان جانشین و امام و پیشوای مسلمین بعد از خود معرفی نموده‌اند و اطاعت از آن‌ها همانند اطاعت از خودشان واجب معرفی کرده‌اند.

    *زمان و مکان ابلاغ این امر بسیار پر معناست. این خبر مهم‌ در آخر عمر پیامبر(ص) آن‌هم در سفر حج، و منطقه گرم و سوزان وچهار راهی که مسافران تقسیم می‌شدند و به مدینه، حلب، شام و یمن می‌رفتند بیان شد، جایی که هر حاجی خود یک خبرنگار و گزارشگر بود. انتصاب ولایت‌ علی(ع) را به عنوان یک خبر نو به منطقه خود می‌رساند.

    *قضیه غدیر چنان مهم است که اگر پیامبر(ص) کوتاهی می‌کرد و خبر را به مردم نمی‌رساند، «فمابلغت رسالته» رسالت و۲۳  سال ‌تبلیغ حضرت ناتمام و ناقص می‌ماند.

    *قضیه غدیر آنقدر مهم است که باید از نظر زمانی در آخرعمر، آنهم در سفر حج و آخرین سفر حج در برابر بیش از ۱۰۰۰۰۰نفر بیان شود.

    *پیامبر اکرم(ص) ۲۳ سال قبل به تنهایی علیه شرک و کفر و نفاق و آداب و رسوم باطل جزیره‌العرب قیام کرد و نترسید. در مقابل ‌دشمنانی که حدود ۷۰ جنگ بر اسلام و مسلمین تحمیل کردند، نترسید. در احد که مسلمانان شکست‌ خوردند، نترسید. در بت‌شکنی‌ها و فتح مکه و ... نترسید. توحید و معاد و آیات دفاع و عبادت و... را آورد، نترسید. خلاصه در تمامی صحنه‌ها از هیچ‌حادثه‌ای نترسید؛ ولی از ابلاغ روز غدیر وحشت داشت و می‌ترسید، بدین سبب، خداوند متعال دلداری‌اش می‌دهد که «... والله یعصمک من‌الناس».

    *داستان غدیر آن قدر مهم است که تکمیل ‌۲۳ سال زحمت پیامبر به این حادثه وابسته است و منهای غدیر دین ناقص و ناتمام‌ خواهد بود.

    *اگر هدایت انسان‌ها در سایه دین است و این خود از بزرگترین ‌نعمت‌هاست، تمامیت این نعمت ‌به جریان روز غدیر وابسته است. که‌ منهای روز غدیر و نصب ولایت علی(ع) نعمت هدایت ناتمام‌ خواهد ماند و کار ناتمام هم نتیجه کاملی نخواهد داشت، زیرا نتیجه کامل یک عمل، به تمامیت و تکمیل آن عمل وابسته است و گرنه کار ناقص و بی‌نتیجه خواهد بود، یا نتیجه ناقص می‌دهد.

    *دینی می‌تواند اسلام تلقی شود که مورد رضایت‌ خدا قرار گیرد. در روز غدیر، با نصب امامت و سیاست اسلام، خداوند راضی می‌شود که اسلام دین جهانی باشد و منهای غدیر رضایت پروردگار حاصل ‌نشده است.

    *کفار و منافقان منتظر مرگ رسول خدا(ص) بودند که آب رفته ‌را به جوی خود برگردانند و کفر و الحاد و شرک و بت پرستی ‌جاهلیت را اعاده کنند. آن‌ها چنان می‌پنداشتند چون پیامبر رحلت‌ کند، کشتی بدون ناخدا و باغ بدون باغبان خواهد بود و شرک وکفر و نفاق، سکان این کشتی را در دست ‌خواهند گرفت که ناگهان ‌با نصب امامت و ولایت ‌حضرت در غدیر، امیدها به یاس تبدیل شد، بدخواهان رسالت ناامید گردیدند. زیرا کشتی رسالت ناخدایی ‌حکیم و معصوم و علیم یافت و باغ و بوستان نبوت باغبانی عاقل ‌و بیدار.

    *آیه‌های "ولایت"، "مودت"، "تطهیر"، "مباهله"، "اکمال دین"، "تبلیغ" و ده‌ها آیه دیگر که در منابع شیعه و سنی آمده، بهترین‌ دلیل بر حقانیت ‌شیعه است.

    *اسلام با سیاست الهی و امامت علوی کفار را نا امید می‌کند و نعمت تمام و کامل می‌گردد. اسلام و قرآن با معلم و مفسر دینی‌کامل خواهد شد که پشت کفر جهانی را می‌لرزاند و خواب را از دشمن می‌رباید و گرنه رهبران غیر معصوم، ناخدایانی هستند که‌ سرنشینانشان کشتی بشریت را به وادی سرگردانی و ساحل‌های گمراهی‌ می‌کشانند و نیل به ساحل نجات و قله رفیع تکامل به رهبران‌ وارسته، معصوم، حکیم و علیم نیاز دارد، رهبرانی که قدم جای قدم ‌رسول خدا(ص) بگذارند.

    *در طول‌ ۲۳  سال رسالت و تبلیغ پیامبر، چه روزی می‌تواند روز یاس کفار باشد؟ آیا روزی که پیامبر اسلام(ص) به رسالت مبعوث‌ شد؟ بی‌تردید روز بعثت نمی‌تواند روز یاس کفار باشد، زیرا دین ‌در آن روز کامل نشد و کفار هنوز نفهمیده بودند که قضیه چیست؟ تا امیدوار یا ناامید گردند. افزون بر این، کفار و مشرکان‌ مکه در روزهای اول بعثت و حتی تا۱۳  سال پس از آن قدرت بسیار داشتند و امیدوار بودند اسلام و پیامبر(ص) را از میان بردارند. و آیا روز پیروزی مسلمین در بدر روز یاس کفار بود؟ بی‌تردید پاسخ منفی است. زیرا آیه به اعتراف شیعه و سنی در روز غدیر و آخر عمر پیامبر نازل شده است. افزون بر این، کفار در بدر ناامید نشدند، زیرا در سال بعد به مسلمانان یورش بردند و سپاه ‌اسلام را در احد شکست دادند. (۲)

    بنابراین روز غدیر، روز تکمیل دین اسلام، همان روز یاس و ناامیدی کفار به‌شمار می‌رود. با توجه به معنای اکمال و اتمام، که دین بدون ولایت علی(ع) دینی ناقص است، و مجموعة معارف الهی کارآیی لازم را نخواهد داشت. یعنی توحید، ناقص درک می‌شود، گوهر وحی به طور کامل به دست نمی‌آید، و سایر معارف الهیه کم رنگ و کدر استنباط می‌گردد. (۴)

    منابع:

    ۱-کمال دین در جمال ولایت/ عید غدیر، گلبرگ، بهمن ۱۳۸۲، شماره ۴۷.

    ۲- مظفری، محمد تقی، غدیر در قرآن، فرهنگ کوثر - شماره ۲۵.

    ۳- متن کامل خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.

    ۴- فرهاد ترابی، گفتمان امامت پیرامون غدیردرکلام الهی(قسمت دوم)

    منبع مطلب : www.borna.news

    مدیر محترم سایت www.borna.news لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    Mahsa : یک موردش میشه انتخاب جانشینی حضرت علی توسط خداوند

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    Mahsa 11 ماه قبل
    4

    یک موردش میشه انتخاب جانشینی حضرت علی توسط خداوند

    0
    عزراعیل 28 روز قبل

    سلام جواب دومش

    مهدی 1 سال قبل
    3

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید