;
    در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    شاعران در سرودن منظومه های داستانی از چه قالبی استفاده میکنند

    1 بازدید

    شاعران در سرودن منظومه های داستانی از چه قالبی استفاده میکنند را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    ادبیات


    مثنوی

    مثنوی به معنی دو تایی است زیرا در هر بیت دو قافیه مستقل آمده است یعنی هر دو مصراع قافیه دارد و با بیت بعد فرق دارد.

    از آنجا که مثنوی به لحاظ قافیه محدودیت سایر قوالب را ندارد شعر موضوعات طولانی است و در داستان سرایی از آن استفاده می شود و از این رو مثنوی هم قالب حماسه است و هم داستان های غنایی. همچنین قالب مناسب برای ادبیات تعلیمی منظوم نیز مثنوی بودو مخصوصا صوفیه برای آرایه آموزه های عرفانی خود از آن استفاده می کردند.

    سپس به طور کلی می توان گفت که از مثنوی در موارد چهارگانه زیر استفاده می شود:

    1. برای داستان های حماسی و تاریخی مثل شاهنامه فردوسی و گرشاسبنامه ی اسدی طوسی.

    2. برای داستان های عاشقانه یا صوفیانه مثل خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و سلامان و ابسال

    3. برای طرح آموزه های عرفانی مثل حدیقه الحدیقه و منطق الطیر و مثنوی

    4. برای طرح مطالب تعلیمی و اخلاقی مثل بوستان

    وزن مثنوی های حماسی بحر متقارب و وزن مثنوی های داستانی معمولا بحر هزج و گاهی خفیف مثل هفت پیکرنظامی است.

    مثنوی از قوالب خاص فارسی است و در ادبیات عرب رواج چندانی ندارد

    مثنوی فردوسی

    به نام خداوند جان و خرد

    کزین برتر اندیشه بر نگذرد

    خداوند نام و خداوند جای

    خداوند روزی ده رهنمای

    خداوند کیوان و گردان سپهر

    فروزنده ماه و ناهید و مهر

    ز نام و نشان و گمان برتر است

    نگارنده بر شده پیکر است

    به بینندگان آفریننده را

    نبینی مرنجان دو بیننده را

    ...

    قالب قصیده

    یعنی شعری که در آن قصد خاصی باشد وآن قصد خاص در اصل مدح است .

    قصیده قالب رایج و مسلط شعر فارسی از آغاز آن (اوایل قرن چهارم ) تا پایان قرن ششم است . اما اوج آن در سرتاسر قرن پنجم ونیمه اول قرن ششم است .

    قصیده در ادوار نخستین شعر فارسی محدود به موضوع اصلی مدح ِ ممدوح است اما در ادوار بعد ، به هر موضوعی از پند و اخلاق و روایت و وصف می پردازد .

    قصیده اولین نوع شعری است که در ادبیات فارسی (بعد از اسلام ) به تقلید از ادبیات عرب به وجود آمده است

    یکی از خصوصیات قصیده تجدید مطلع است . که دلیل به وجود آمدن آن طولانی بودن قصیده و عدم جواز به تکرار قافیه بود .

    (با تجدید مطلع می توان با آوردن یک بیت مصرع قافیه را تکرار کرد.)

    تجدید مطلع در شعر خاقانی فراوان است .

    قصیده معمولا از پانزده بیت تا پنجاه ، شصت بیت است .

    به آغاز قصیده تشبیب یا نسیب یا تغزل می گویند . پس از آن شاعر با یکی دو بیت که به آن تخلص یا رهایی یا گریز گاه می گویند به قسمت بعدی قصیده که مدح می باشد و تنه اصلی است می پردازد . سپس به قسمت پایان قصیده می رسد که به آن شریطه یا دعا می گویند .

    قصیده قالب مضامین حماسی است . حماسه در شعر فارسی دو قالب دارد یکی مثنوی و دیگری قصیده . حماسه های راستین بلند ،در قالب مثنوی و حماسه های دروغین کوتاه در قالب قصیده است .

    قصیده اصیل ترین قالب شعری در ادب عرب بود . ودر شعر قدیم عرب جز قصیده و مسمط دیده نمی شود وآنان سایر قوالب را ظاهرا از امم دیگر مخصوصا ایرانیان اخذ کرده اند . بعد از حمله مغول در قرن هفتم و برچیده شدن بساط پادشاهان بزرگ ودربارهای باشکوه ،قصیده جای خود را به غزل داد .

    قصیده ای از مسعود سعد سلمان

    رسید عید و من از روی خوب دلبر دور           چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور ؟

    مرا که گوید بی دوست عید فرخ باد         نگار من به لهاوور و من به برساوور

    ره دراز و غریبی و فرقت جانان              اگر بنالم دارید مر مرا معذور

    زیار یاد همی آیدم که هر عیدی                در آمدی به بر من به سان حور قصور

    هزار شاخ ز سنبل نهاده بر لاله              هزار حلقه ز عنبر فکنده بر کافور

    تن چو سیم بر آراسته به جامه عید            نهاده بر دو کف خویشتن گلاب و بخور

    ببردی از دل من تاب زان دو زلف بتاب        خمار عشق فزودی به چشمک مخمور

    کسی که دور بود از چنین شگرف نگار          چگونه باشد در هجر آن نگار صبور

    ...

    غزل

    در قرن شش که در ارکان قصیده خلل وارد شده بود پا گرفت و در قرن هفت قصیده را به عقب راند و خود قالب رایج و مسلط شعر فارسی گردید.منشا غزل ظاهرا تغزل قصیده است. آنجا که تغزل قصیده پایان می یافت شاعر به اسم ممدوح تخلص می کرد.و سپس به ابیات مدحی می پرداخت.چون مدح از میان رفت تخلص پایان تغزل شد و شاعر بجای اسم ممدوح اسم خود را آورد.

    ابیات غزل معمولا بین 5 تا 10 بیت است.

    مطلع آن مصرع و طرح قافیه ای آن مانند قصیده است.

    موضوعات اصلی غزل بیان احساسات و عواطف و ذکر جمال و کمال معشوق و شکایت از بخت و روزگار است.

    لحن غزل غمگانه است و غزل درون گرایانه است.

    زبان غزل مشتمل بر خصوصیات سبک عراقی است و همچنین غزل غنایی است.

    زیبا ترین غزل های مدحی را حافظ گفته است و نیز استاد غزل سعدی است.

    نوعی غزل هم امروزه تحت تاثیر شعر نو رواج یافته است که آن را غزل تصویری یا تصویر گرا می خوانیم و در آن تنوع تصویر و توصیف چشمگیر است.

    غزلی از حافظ

    از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه            انی رایت دهرا من هجرک القیامه

    دارم من از فراقش در دیده صد علامت           لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

    هر چند کازمودم از وی نبود سودم                 من جرب المجرب حلت به الندامه

    پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا               فی بعدها عذاب فی قربها السلامه

    گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم               ولله ما را نیا حبا بلا ملامه

    حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین              حتی یذوق منه کاسا من الکرامه

    قطعه

    شعری است که معمولا مطلع مصرع ندارد و دو بیت یا بیشتر است. قطعه را به این اعتبار که گویا پاره ای از اواسط قصیده است به این نامیده اند و جمع آن در فارسی قطعات است.

    قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامه نگاری و شکایت و تقاضا و از این قبیل به کار می برند. از اساتید قدیم قطعه انوری و ابن یمین و از اساتید معاصر آن پروین اعتصامی است.

    قطعه ای از سعدی

    هر کجا دردمندی از سر شوق        گوش بر ناله ی حمام کند

    چارپایی بر آورد آواز             و آن تلذذ بر او حرام کند

    حیف باشد صفیر بلبل را            که زفیر خر ازدحام کند

    کاش بلبل خموش بنشستی           تا خر آواز خود تمام کند

    مفرد

    شعری است تک بیتی و قالبی است کم استعمال. دو مصراع میتوانند هم قافیه باشند یا نباشند. مفرد بیشتر در بیان نکته های اخلاقی به کار می رود و حکم کلمات قصار و ضروب الامثال را در نثر دارد.

    مفردی از سعدی:

    پای ملخی نزد سلیمان بردن           زشت است ولیکن هنر است از موری

    مسمط

    مجموعه ی چند مصراع هم قافیه و یک مصراع مستقل القافیه است که چند بار با قافیه های متفاوت تکرار می شود و در این تکرار آن مصراع های مستقل القافیه با هم هم قافیه هستند. به مسمط هایی که بند مسمط و رشته ی مسمط آنها مجموعا سه مصراع باشد مسمط مثلث می گویند. همین طور به چهار مصراعی مسمط مربع و به پنج مصراعی مسمط مخمس و به شش مصراعی مسمط مسدس می گویند به این ترتیب مسمط حداقل مثلث و حداکثر مسدس است و معمولا هم از این نوع اخیر است مانند مسمطات منوچهری که همه مسدس است.

    باید منوچهری را به وجود آورنده ی این فرم جدید شعری در ادب فارسی دانست.

    مسمط از دوران مشروطیت به بعد رواجی تازه یافت و کسانی چون اشرف الدین گیلانی ادیب الممالک فراهانی و ملک الشعرای بهار در آن قالب اشعار ملی و میهنی سرودند.

    گویی بط سپید جامه به صابون زده است          کبک دری ساق پای در قدح خون زده است

    بر گل تر عندلیب گنج فریدون زده است          لشکر چین در بهار خیمه به هامون زده است

         لاله سوی جویبار خرگه بیرون زده است

         خیمه ی آن سبز گون خرگه این آتشین

    باز مرا طبع شعر سخت به جوش آمده است          کم سخن عندلیب دوش به گوش آمده است

    از شغب مردمان لاله به هوش آمده است          زیر به بانگ آمده است بم به خروش آمده است

         نسترن مشک بوی مشک فروش آمده است

         سیمش در گردن است مشکش در آستین

    دو بیتی

    دو بیتی یا ترانه هم مانند رباعی است منتها وزن آن (مفاعیلن مفاعیلن فعولن)است دو بیتی های اصیل به لهجات محلی (فهلوی)است و از این رو به دو بیتی ها فهلویات نیز می گویند مضامین دو بیتی غنایی است . دوبیتی های باباطاهر و فایز دشتستانی معروف است. گوینده ی بسیاری از دو بیتی ها که معمولا روستاییان و شبانان بوده اند معلوم نیست.

    دوبیتی از بابا طاهر

    مو آن رندم که نامم بی قلندر            نه خوان دیرم نه مان دیرم نه لنگر

    چو روزانه بگردم گرد کویت             چو شو آیه بخشتان وا نهم سر

    رباعی

    به معنی چهارتایی است زیرا شعری است چهار مصراعی که مطلع آن مصرع و وزن آن مفعول مفاعیل مفاعیل فعل است.

    در رباعی معمولا 3 مصراع اول در حکم مقدمه است و در مصراع چهارم نتیجه گفته می شود.

    رباعی به لحاظ موضوع سه نوع است:

    1رباعی عاشقانه:رباعیات قدیم مثلا رباعیات رودکی از این نوع است

    2رباعیات صوفیانه:رباعیات منسوب به ابو سعید ابوالخیر و رباعیات عطار و مولوی از ین نوع اند.

    3 رباعی فلسفی:رباعیات منسوب به خیام از این دست است.

    رباعی از نظر شکل و وزن شعر خاص ادب فارسی است و عرب ها رباعی را که به آن الدوبیت(از دو بیت فارسی)میگویند از ایرانیان اخذ کرده اند.

    رباعی از عطار

    مرغی بودم پریده از عالم راز           تا بو که برم ز شیب صیدی به فراز

    چون هیچ کسی نیافتم محرم راز            زان در که در آمدم برون رفتم باز

    مستزاد

    در آخر هر مصراع شعری(معمولا رباعی ،غزل،قطعه)عبارات کوتاهی آورند که با آن مصراع ها از نظر معنی متناسب باشد.

    از نظر قافیه هم باید با آن قالب شعری متناظر باشد.مثلا اگرقالب  شعر سمت راست غزل است،قافیه عبارات مستزاد(به معنی زیاد شده،زائد آمده)طرف چپ هم طرح غزلی دارد.

    از قدیمی ترین نمونه مستزاد،مستزاد مسعود سعد سلمان ،عطار و ابن حسام است.

    مستزاد هم مانند مسمط از مشروطیت به بعد رواج یافتو از آن برای ساختن اشعار ملی و میهنی استفاده کردند.

    غزل مستزاد منسوب به مولانا

    هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمد          دل برد و نهان شد

    هر دم به لباس دگر آن یار بر آمد          غواص معانی

    گاهی به تک تینت صلصال فرو رفت          گه پیر و جوان شد

    گاهی ز تک کهگل فخار بر آمد          زان پس به جهان شد

    گه نوح شد و کرد جهانی به دعا غرق          خود رفت به کشتی

    گه گشت خلیل و به دل نار بر آمد          آتش گل از آن شد

    یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصی          روشنگر عالم

    از دیده یعغوب چو انوار بر آمد          تا دیده عیان شد

    حقا که هم او بود که اندر ید بیضا          کرد است شبانی

    در چوب شد و بر صفت مار بر آمد         زان فخر کیان شد

    ...

    ترجیع بند

    مجموعه ابیاتی است (حدود پنج تا بیست بیت)یا می توان گفت غزل هایی است که به وسیله یک بیت ثابت مصرع (بیت ترجیع)به هم وصل شده باشند.معنی ترجیع بازگشت است به بیتی ثابت و یا بر گشتی به خانه ای دیگر.در حقیقت شاعر،جهت رهایی از تنگنای قافیه ترجیع می کرد،چنان که مولانا می گوید

    ترجیع کنم خواجه که این قافیه تنگ است       نی خود نزنم دم که دم ما همه ننگ است

    در المعجم ((ترجیع بند))نام بیت ترجیع است .

    قدما به ترکیب بند هم ترجیع بند می گفتند چنان که مولانا،ترکیب بندهای خود را نیز ترجیع بند خوانده است و ظاهرا از قرون هشتم و نهم به بعد است که اسم ترکیب بند پیدا شده است.ظاهرا قدیمی ترین ترجیع بند را باید در دیوان فرخی سیستانی جست . این قالب در عصر صفویع نیز مورد توجه شاعران قرار گرفت .

    ترجیع بند خاص ادب فارسی است و از قدیم در شعر فارسی معمول بوده است .از ترجیعات معروف ادب فارسی ترجیع بند عرفانی هاتف اصفهانی است.دیگر از ترجیع بندهای معروف  ترجیع بند سعدی است با بیت ترجیع

    بنشینم و صبر پیش گیرم      دنباله کار خویش گیرم

    که حدود بیت خانه دارد و در هر خانه ای حدود ده ،دوازده بیت آمده است واینک از چند خانه ابیاتی می آورم.

    ترجیع بند از سعدی

    ای دل نه هزار جهد کردی                       کاندر طلب هوا نگردی

    کس را چه گنه ؟تو خویشتن را                بر تیغ زدی و زخم خوردی

    هم چاره تحمل است و تسلیم                    ور نه به کدام جهد و مردی

    بنشینم و صبر پیش گیرم                        دنباله کار خویش گیرم

    بگذشت و نگه نکرد با من                       در پای کشان ز کبر دامن

    دو نرگس مست نیم خوابش                  در پیش و به حسرت از قفا من

    هرگز نشنیده ام که یاری                     بی یار صبور بود تا من

    بنشینم و صبر پیش گیرم                      دنباله کار خویش گیرم

    ای بر تو قبای حسن چالاک                  از پیرهن از جداییت چاک

    مهر از تو توان برید؟هیهات                 کس بر تو توان گزید؟حاشاک

    پای طلب از روش فرو ماند                  می بینم و چاره نیست الاک

    بنشینم و صبر پیش گیرم                       دنباله کار خویش گیرم

    ترکیب بند

    مانند ترجیع بند است جز این که بیت ترکیب متغیر است نه ثابت و نه با خانه ترکیب از نظر قافیه هماهنگی دارد و نه با بیت های دیگر ترکیب.

    از ترکیب بندهای معروف ادبیات فارسی یکی ترکیب بند جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی استدر مدح پیغمبر اکرم .

    دیگر ترکیب بند معروف دوازده بندی محتشم کاشانی در واقعه کربلا.وحشی بافقی هم چند ترکیب بند دارد که در آنها برای همه مصاریع خانه ها قافیه آورده است.وکلام موزون تر شده است.مسعود سعد سلمان دو ترکیب بند یا ترجیع بند بدون بیت ترکیب یا ترجیع دارد که می توان به آنه غزل های پیوسته گفت.

    ترکیب بند از مصطلحات بعد از مغول است و در اصطلاح ادبای قدیم به آن هم ترجیع بند می گفتند.

    در ترکیب بند شاعر تا حدودی از ترجیع بند آزاد تر است زیرا لازم نیست مطالب مطرح در خانه ترکیب را به بیت ترکیب وصل کند.

    در ترکیب بند و ترجیع بند معمولا وحده موضوع دیده می شود و می توان گفت که این دو نوع حکم منظومه یعنی شعر های بلند در ادبیات امروز را دارند و چون قافیه خانه ها عوض می شود شاعر متواند با سهولت بیشتری اشعار بلند بسراید چنان که مولانا در برخی از ترجیعات خود(درحقیقت ترکیب بند)داستان خود وشمس رابه صورت اشعار بلندی روایت کرده است

    نمونه ترکیب بند از وحشی بافقی

    ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را          خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را

    رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را          التفاتی به اسیران بلا نیست تو را

    ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را          با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را

    فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود          جان من این همه بی باک نمی باید بود

    دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد        جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد

    آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد          هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

    این ستم ها دگری با من بیمار نکرد          هیچ کس این همه آزار من زار نکرد

    گر ز آزردن من هست غرض مردن من          مردم آزار مکش از پی آزاردن من

    تضمین

    در سد ه های اخیر معمول شده است .از نظر ساختمان همان مسمط است .تضمین در معنای جدید آن است که به همه ی ابیات شعر معروفی (معمولا غزل)مصراع هایی بیفزایند تا تبدیل به قالب مسمط شود و آن ممکن است مربع ،مخمس یا مسدس باشد.خواننده وقتی از تضمین کاملا لذت می برد که با اصل شعر تضمین شده آشنا باشد،زیرا در این صورت مدام منتظر است تا ببیند که چگونه شاعر ابیاتی متناسب با معنی شعر مورد تضمین به آن می افزاید.تضمین به این صورت از دوره صفویه به بعد در ادبیات فارسی معمول شده است.

    شعر زیر از استاد ملک الشعرای بهار که غزلی از سعدی را تضمین کرده است :

    سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست

    یا چو شیرین سخنت نخل شکر باری هست

    یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست

    هیچم ار نیست تمنای توام باری هست

    مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست))

    ((یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

    چهار پاره

    چهارپاره که گاهی به غلط به آن رباعیات پیوسته می گویند قالبی است که مقارن رواج شعر نو به وجود آمد و آن مرکب از بند های دو بیتی است که با هم افتراق قافیه و اتحاد معنی دارند.

    اولین چهارپاره را جعفر خامنه ای تبریزی سرود(حدود1342ه.ق)وبهار وحبیب یغمایی و حمیدی و رشید یاسمی و صورتگر از او تقلید کردند.

    برخی از شاعران مانند ملک الشعرابهار در مصراع های سمت راست هم قافیه آورده اند.یا ممکن است قافیه به صورت ضربدری باشد یعنی مصراع های اول و چهارم با هم و مصراع دوم و سوم با هم قافیه داشته باشند.

    اما معمول ترین شکل این است که قافیه مصراع سوم آزاد باشد

    شعر از نادر نادر پور

    کندوی آفتاب به پهلو فتاده بود          زنبور های نور ز گردش گریخته

    در پشت سبزه های لگد کوب آسمان          گلبرگ های سرخ شفق تازه ریخته

    کف بین پیر باد در آمد ز راه دور          پیچیده شال زرد خزان را به گردنش

    آن روز میمان درختان کوچه بود          تا بشنوند راز خود از فال روشنش

    در هر قدم که رفت درختی سلام گفت          هر شاخه دست خویش به سویش دراز کرد    

    او دست های یک یکشان را کنار زد          چون کولیان نوای غریبانه ساز کرد

    ...

    شعر نو

    شعر نو از نظر قالب 3نوع است:

    1.شکل نیمایی که بدان شعر آزاد گویند.

    شعری است با وزن عروضی منتها مصراع های آن مانند شعر سنتی محدود به 2و3و4رکن نیست و می تواند کمتر از 2 رکن و بیشتر از 4 رکن داشته باشد .

    قافیه در طرز نیمایی جای منظم و مشخص ندارد.اشعار نیما و اخوان و فروغ و سپهری بدین شکل است

    نمونه شعر از فروغ فرخزاد

    من از نهایت شب حرف می زنم

    من از نهایت تاریکی

    واز نهایت شب حرف می زنم

    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چاغ بیاور

    و یک دریچه که در آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

    .

    2.شکل شاملویی که بدان شعر سپید گویند . وزن و آهنگ دارد منتها عروضی نیست . قافیه در این نوع شعر هم جای ثابتی ندارد . شعر های احمد شاملو از این نوع است

    شعر از شاملو

    قناعت وار

    تکیده بود

    بایک و بلند

    چون پیامی دشوار

    که در لغتی

    با چشمانی

    از سوال و

    عسل

    از رخساری بر تافته

    از حقیقت و

    باد

    3.شعر موج نو:نه تنها وزن عروضی ندارد بلکه آهنگ و موسیقی آن حتا مانند شعر سپید هم آشکار نیست.در حقیقت منطق غیر نثری آن و تشبیهات و استعارات نوین آن یعنی مجموعا زبان شعری بدان آهنگی معنوی می بخشد که در نثر دیده نمی شود.

    شعر از احمد رضا احمدی

    قلب تو هوا را گرم کرد

    در هوای گرم

    عشق ما تعارف پنیر بود و

    غناعت به نگاه در چاه آب

    مردم که در گرما

    از باران آمدند

    گفتی از اتاق بروند

    چراغ بگذارند

    من تو را دوست دارم

    قوالب ابتکاری و غیر معروف

    تمام مطلع

    شعری است که تمام مصراع های آن (چه مصراع فرد و چه زوج ) با هم قافیه داشته باشند به عبارت دیگر تمامی ابیات آن مصرع باشند.این شکل هم در قصیده و هم در غزل دیده می شود قبلا هم گفته شد که رباعی هم ممکن است چهار مصراعی باشد. قدیم ترین تمام مطلع شعری است از رودکی . فرخی و منوچهری و سنایی و مولانا و سعدی هم اشعاری بدین شیوه دارند .

    نمونه غزل تمام مطلع از سعدی

    گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری

                         من نه حریف رفتنم از در تو به هر دری

    تا نکند وفای تو در دل من تغیری

                         چشم نمی کنم به خود تا چه رسد به دیگری

    خود نبود وگر بود تا به قیامت آزری

                         بت نکند به نیکویی چون تو بدیع پیکری

    سرو روان ندیده ام جز تو به هیچ کشوری

                         هم نشنیده ام که زاد از پدری و مادری

    گر به کنار آسمان چون تو بر آید اختری

                         روی بپوشد آفتاب از نظرش به معجری

    . . .

    مثنوی – غزل

    شعر از نظر قافیه مثنوی است یعنی هر بیت قافیه جداگانه دارد اما کل مصراع ها را ردیفی مشترک به هم پیوسته است و به شعر شکلی غزلی داده است این شکل در دیوان مولانا دیده شده است.

    نمونه شعر از مولانا

    ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما

                                 ای در شکسته جام ما ای بر دریده دام ما

    ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

                                 جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

    ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

                                 آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

    ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

                                 پا وا مکش از کار ما بستان سر و دستار ما

    . . .

    ترجیع - غزل  یا  مسمط  -  ترجیع

    ابیات قافیه درونی دارند و در پایان هر بیت عبارتی نسبتا طولانی تکرار می شود و نمی توان بدان ردیف گفت زیرا قبل از آن قافیه نیست از طرف دیگر نمی توان به این اشعار ترجیع بند گفت زیرا در ترجیع بند بیتی باید تکرار شود .

    این گونه اشعار در دیوان رودکی و سنایی و مولوی و سعدی دیده می شود و از همه بیشتر مولانا دارد. به نظر می رسد که این اشعار در اصل ملحون بوده است و مصراع ترجیع را  مثلا در مجالس سماع یا بزم یاران دم می گرفته اند. ملک الشعرای بهار مسمط مخمسی دارد که در پایان هر مصراع تسمیط مصراعی را به طریق ترجیع آورده است اما به نظر نمی رسد که به شکل فوق توجه داشته است بلکه ظاهرا این شکل را ابداع کرده است .

    نمونه شعر از مولانا

    بی همگان بسر شود         بی تو بسر نمی شود

                    داغ تو دارد این دلم

                    جای دگر نمی شود

    خمر من و خمار من        باغ من وبهار من

                    خواب من و غرار من

                    بی تو بسر نمی شود

    گاه سوی وفا روی          گاه سوی جفا روی

                    آن منی کجا روی

                    بی تو بسر نمی شود

    بی تو اگر بسر شوی       زیر جهان زبر شدی

                    باغ ارم سقر شدی

                    بی تو بسر نمی شود

    . . .

    رباعی سه بیتی

    رباعی دو بیتی است اما در آثار برخی از متصوفه  خصوصا عین القضات همدانی اشعاری به وزن رباعی دیده می شود که سه بیتی هستند . از خصوصیات این گونه شعر تمام مطلع بودن آن است . البته به ندرتا رباعیاتی چهار بیتی هم به شکل تمام مطلع دیده می شود .

    نمونه شعر از عین القضات همدانی

    کس را ز نهان دل خبر نتوان کرد            ز احوال دل خویش حذر نتوان کرد

    کس عالم شرع را زبر نتوان کرد             انسانی را ز خود بدر نتوان کرد

    محجوبان را بدین نظر نتوان کرد             با خویش به کوی او گذر نتوان کرد

    تفنن های دیگر

    تفنن های شاعران در قوالب شعری آن قدر زیاد است که می توان در آن باب رساله ای مستقل نوشت و این مسا له خصوصا از دوره مشروطیت به بعد به نحو چشمگیری رو به ازدیاد گذاشت تا سر انجام به شعر نو ختم گردید . از طرف دیگر لازم نیست که بر هر کدام از این توسعات اسمی بگذاریم چون معمولا فقط یک شاعر بدان پرداخته است و دیگران از آن تقلید نکرده اند و به هر حال رواجی نداشته است و چند نمونه را می آورم :

    مستزاد – ترجیع

    شعر از سید اشرف الدین گیلانی

    ای شهنشاه جهان شیران جنگاور نگر               در نگر عالمی دیگر نگر

    ملتی را راحت از مشروطه سر تا سر نگر         در نگر عالمی دیگر نگر

    پادشاهی کن که دوران جهان بر کان تست          رام تست شاه احمد نام تست

    در محامد خویش را هم نام پیغمبر نگر              در نگر عالمی دیگر نگر

    چنان که ملا حظه می شود دراین مستزاد (( در نگر عالمی دیگر نگر)) به صورت ترجیع تکرار می شود . در ترجیع بند باید بیتی تکرار شود اما شاعر فقط مصراعی را تکرار کرده است .

    نیما یوشیج در شعر های اولیه خود که بین شیوه سنتی و شیوه نو است چند شکل جدید ابتکاری دارد . در منظومه افسانه در هر بندی به نحوی قافیه را رعایت می کند و سپس بند های دو بیتی را با مصراع های آزادی به هم می چسباند .

    در شب تیره دیوانه ای کاو                 دل به رنگی گریزان سپرده

    در دره ی سرد و خلوت نشسته            همچو ساقه ی گیاهی فسرده

                          می کند داستانی غم آور

    در میان بس آشفته مانده                      قصه دانه اش هست و دامی

    وز همه گفته ناگفته مانده                     از دلی رفته دارد پیامی

                          داستان از خیالی پریشان


    منبع مطلب : www.adabe.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.adabe.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    بهار 7 ماه قبل
    1

    برای سرودن منظومه های داستانی ، غالباً قالب «مثنوی» انتخاب می‌شود ؛ زیرا محدودیت ابیات نداردو آزادترین قالب شعری است .

    مهدی 11 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید