در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    در کدام جنگ پیامبر رای جوانان را بر رای خود ترجیح داد مطالعات هشتم

    1 بازدید

    در کدام جنگ پیامبر رای جوانان را بر رای خود ترجیح داد مطالعات هشتم را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    مطالعات اجتماعی (هشتم)

    ۱. ویژگی جغرافیایی شبه جزیره عربستان چیست؟

    شبه جزیرهٔ عربستان که جزیر ةالعرب نیز نامیده میشود در جنو بغربی آسیا واقع شده است وحدود سه میلیون کیلومترمربع مساحت دارد. بخش وسیعی از این سرزمین را  بیابانها و ریگزارها و قسمت دیگری را نواحی کوهستانی تشکیل می دهند.

      

    حجاز از جمله مناطق کوهستانی واقع در غرب جزیر ة العرب است و شهرهای مکه، یثرب (مدینه) و طائف در این منطقه قرار دارند.

    ۳. شغل مردم عربستان چه بود ؟

    آب و هوای گرم و خشک و کمبود آب، باعث شده بود که اغلب ساکنان عربستان زندگی 

    صحرانشینی داشته باشند و ازطریق پرورش تعداد کمی دام از جمله شتر، نیازهای

     روزانهٔ خود را تأمین کنند. البته در مناطق برخوردار از آب، مانند یثربو یمن، کشاورزی

     نیز رونق محدودی داشت.همچنین تعدادی از مردم عربستان از طریق کاروانهای تجاری 

    با نقاط مختلف داد و ستد می کردند

      

    ۴. مهمترین ایستگاهها و توقفگاه تجاری عربستان کدام شهرها بودند؟

    مکه و مدینه

    ۵. قبل از  ظهور اسلام اوضاع اجتماعی و فرهنگی عربستان چگونه بود؟

    ساکنان جزیر ة العرب را قوم عرب تشکیل می دادند. آنان به شکل قبیل های زندگی می کردند. حتی ساکنان شهرها نیز وابستگی و خُلق و خوی قبیله ای خود را حفظ کرده بودند. در آستانهٔ ظهور اسلام بیشتر قبایل عرب، پراکنده و  فاقد حکومت بودند. اوضاع و شرایط اجتماعی و فرهنگی مردمعربستان در دوران پیش از بعثت، به گونه ای بود که از آن به عصر جاهلیت یاد می شود.

    ۶. مردم عربستان قبل از ظهور اسلام پیرو چه دین وآئینی بودند؟

    در آن زمان بیشتر عر بها بت می پرستیدند و کعبه، خانهٔ خدا را از بتهای گوناگون پر کرده بودند.البته گروهی از عر بها

     نیز پیرو حضرت ابراهیم و یا دینهای یهود، مسیح و زردشت بودند.

    ۷. چه مقدار از اعراب دوران جاهلیت با سواد بودند؟

    اعراب در دوران جاهلیت بهرهٔ چندانی از علم و دانش نداشتند و عده کمی از آنها  می توانستند بخوانند و بنویسند

    ۸. عوامل گسترش درگیریهای قبیله ای و رواج غارتگری چه بود؟

    -تعصبات کورکورانه قبیله ای (بدون توجه به شناختن گنه کار)

    -کمبود غذا و سایر نیازهای زندگی

    ۹. خلاصه ای از زندگی حضرت رسول (ص)   (دوره زمانی تولد تا بعثت ) را بنویسید.

    در شهر مکه به دنیا آمد – تحت تأثیر محیط نامناسب مکه قرار نگرفت آنچنان که او را محمد امین می خواندند-برای عبادت به غار حرا می رفت – در ۲۷ رجب در ۴۰ سالگی به پیامبری مبعوث شد.

    ۱۰. نخستین افرادی که به پیامبر خدا ایمان آوردند چه کسانی بودند؟

    حضرت خدیجه (س) و  حضرت علی (ع) نخستین کسانی بودند که به رسول خدا ایمان آوردند.حضرت خدیجه از زنان ثروتمند مکه بود و تمام دارایی خود را در راه نشر اسلام، کمک به فقیرانو آزادی بردگان خرج کرد.

    ۱۱. چگونگی دعوت مردم به خدا از سوی پیامبر را شرح دهید.

    ابتدا به صورت فردی و پنهانی و پس از سه سال به صورت آشکارا مردم را به سوی خدا دعوت کرد.

    ۱۲. مهمترین مخالفان گسترش دین اسلام که از اشراف وبزرگان قبیله قریش بودند چه نام داشتند؟

    ابولهب، ابوجهل و ابوسفیان

    ۱۳. مشرکان برای منصرف کردن پیامبر از ادامه دعوت مردم به سوی خدا چه اقدامی انجام داد؟

    مشرکان پس از آنکه نتوانستند ابوطالب، بزرگ خاندان بنی هاشم را در پشتیبانی از رسول خدا منصرف کنند، به شیوهٔدیگری روی آوردند. آنان نخست به حضرت محمد (ص) پیشنهاد کردند که ریاست قبیله و قوم و دریافت ثروت فراوان را بپذیرد و از عقاید خود دست بردارد. 

    ۱۴. پاسخ پیامبر در مقابل پیشنهاد مشرکان برای دست برداشتن از عقاید خود چه بود؟

    پیامبر اسلام در برابر این پیشنهاد فرمود: «من برای گردآوری مال و فرمانروایی مبعوث نشد ه ام،خدایم مرا به عنوان پیام آور به سوی شما فرستاده، هر گاه از من بپذیرید، این موجب سعادت شما در دو جهان است واگر آن را رد کنید، من در این راه استقامت می ورزم تا خدا میان من و شما داوری کند  

    ۱۵. مشرکان پس از پاسخ قاطعانه پیامبر  وناامیدی آنان از دست برداشتن ایشان از عقاید خود چه رفتاری با مسلمانان داشتند و واکنش پیامبر چه بود؟

    سران مشرکین، خشمناک از پاسخ پیامبر، تصمیم گرفتند ایشان و مسلمانان را 

    مورد آزار و شکنجه قرار دهند. هر چهزمان میگذشت بر شدت سختگیری و شکنجهٔ مشرکان افزوده میشد. آنان بدترین دشنامها و تهمتها را به رسول خدا نسبت می دادند و برخوردهای زشت وناپسندی با آن حضرت میکردند. پیامبر اسلام در برابر 

    چنین رفتارهایی بردبار بود و با مهربانی مردم را به اسلام فرا می خواند.   

    ۱۶. نام چند تن از پیروان پیامبر اسلام را که توسط مشرکان شکنجه نام ببرید؟

    یاسر و سمیه (نخستین شهدای اسلام ) – عمّار پسر یاسر – بلال حبشی

    ۱۷. چه چیز سبب شد که پیامبر از مسلمانان بخواهد که به حبشه مهاجرت کنند ؟

    آزار و اذیّت مشرکان نسبت به پیروان اسلام آن قدر افزایش یافت که پیامبر از مسلمانان خواست به حبشه مهاجرت کنند.

    ۱۸. چرا مشرکان دست به تحریم اقتصادی مسلمانان زدند؟

    مشرکان پس از آنکه متوجه شدند با شکنجه و سرکوب نمی توانند مانع گسترش اسلام شوند،تصمیم گرفتند مسلمانان را تحریم کنند.

    ۱۹. عهد نامه ای که مشرکان برای تحریم اقتصادی مسلمانان امضاء کردند شامل چه مواردی بود ؟

    بر اساس آن هرگونه خرید و فروش و رابطهٔ اجتماعی (ازدواج) با پیروان اسلام ممنوع شده بود

    ۲۰. پس از شروع تحریم اقتصادی ، مسلمانان به کدام منطقه مکه رفتند؟

    . به دنبال این تحریم، رسول خدا و یارانش به پیشنهاد ابوطالب به یکی از درّه های اطراف مکه بهنام «شعب ابوطالب» پناه بردند. آنها حدود سه سال شرایط بسیار سختی را در این درّه تحمل کردند.

    ۲۱. برخورد مردم یثرب با پیامبر  پس از ورود ایشان به این شهر چگونه بود؟

    حضرت محمد (ص) چند روز پس از خروج از مکه، در میان هیجان و شادی مسلمانان به یثرب رسید. جوانان آن شهر که دربارهٔ اخلاق نیکو و پسندیدهٔ رسول خدا مطالبی شنیده بودند، به استقبال ایشان رفتند. 

    ۲۲. چه زمانی یثرب به مدینة النبی تغییر نام یافت ؟

    پس از ورود پیامبر

    ۲۳. به چه کسانی انصار وبه چه کسانی مهاجرین گفته می شد ؟

    در تاریخ اسلام به گروهی از ساکنان مدینه که با پیامبر ۹ پیمان بستند و آن حضرت را یاری کردند،انصار (یاری کنندگان) می گویند.

    همچنین گروه دیگری از مسلمانان که اموال و دارایی خود را رها نمودند و از مکه به مدینه رفتند،به مهاجرین (هجرت کنندگان) معروف هستند.

    ۲۴. نخستین اقدام پیامبر پس از ورود به یثرب چه بود؟

    نخستین اقدام مهم پیامبر پس از ورود به مدینه، ایجاد مسجدی برای انجام امور عبادی، اجتماعی، علمی و سیاسی بود.

    ۲۵. چه کسانی در ساخت اولین مسجد در مدینه (یثرب) شرکت کردند و ساخت مسجد از چه نظر اهمیت داشت؟

    آن حضرت خشت اول مسجد را خود حمل کرد و مسلمانان به خصوص زنان در بنای مسجد مشارکتورزیدند. مسجد علاوه بر آنکه مکانی برای عبادت و اجرای مراسم  مذهبی به شمار می رفت، مرکزی برای مشورت و تصمیم گیری 

    دربارهٔ امور سیاسی و نظامی نیز بود؛ مسجد همچنین کانون اصلی سوادآموزی و فراگیری علم و دانش محسوب می شد.

      

    ۲۶. پیامبر برای از بین بردن تعصبات قومی وقبیله ای چه اقدامی انجام داد؟

    مسلمانان ساکن مدینه یعنی مهاجرین و انصار از قبایل مختلف بودند. بعضی از این قبایل در گذشته نسبت به هم کینه و دشمنی شدیدی  داشتند. پیامبر به منظور ایجاد محبّت و دوستی بین مسلمانان،آنها را دو به دو با یکدیگر برادر اعلام کرد. این کار پیامبر گامی در جهت ایجاد امّت (جامعه)اسلامی بود. رسول خدا، علی بن ابیطالب  (ع) را به برادری خود برگزید.

    ۲۷. پیامبر با چه اقدامی به رسمی تأسیس حکومت اسلامی را اعلام کرد؟

    تدوین وامضای پیمان نامه میان مسلمانان ویهودیان ساکن مدینه برای ایجاد اتحاد سیاسی

    ۲۸. علت جنگهای پیامبر چه بود؟

    پیامبر هرگز برای کشور گشایی و جمع آوری غنیمت نمی جنگید در جنگهایی مانند احد و خندق با حمله مشرکان مجبور به دفاع شد  و علت جنگ با یهودیان ، پیمان شکنی واتحاد آنان با مشرکان بود.

    ۲۹. پیامبر در هنگام جنگ چه توصیه ای به مسلمانان می کرد؟

    پیامبر همواره پیروانش را به رعایت اصول اخلاقی و ارز شهای انسانی در جنگ ها توصیه می نمود؛ او به ویژه سفارش می کرد با اسیران خوش رفتاری نمایند و از تخریب و غارت اموال مردمدر جنگ پرهیز کنند. آن حضرت همچنین مراقب بود که مسلمانان همانند مشرکان رفتار نکنند.

    ۳۰. چرا پیامبر به حاکمان کشورهایی چون ایران ، روم  وحبشه نامه نوشت و به اسلام دعوت کرد؟

    هدف دین اسلام هدایت همهٔ مردم جهان است

    ۳۱. خلاصه ای از واقعه غدیر خم را  بنویسید.

    پیامبر در بازگشت از آخرین سفر حج ، در محلی به نام غدیر خم پس از تأیید حاضران مبنی بر اولویت خدا و پیامبرش به تصمیم گیری برای مؤمنان ، به مردم فرمود : هر که مرا پیشوای خود می داند پس از من  ، علی (ع) پیشوای اوست . خدایا با دوستانش دوست و با دشمنانش دشمن باش و سپس همه حاضران به علی (ع) تبریک گفتند.

    ۳۲. چند مورد از اخلاق و شیوه حکومتی پیامبر را ذکر کنید.

    مهربان ، با گذشت ، پارسا ، ساده زیست  بود هدفش از بعثت را ترویج ارزشهای اخلاقی  وتربیت و رستگاری انسانها می دانست . برپایه تعالیم اسلام حکومت تشکیل داد و در مهمترین مسایل هم مشورت می کرد . مانند کندن خندق به پیشنهاد سلمان فارسی در جنگ خندق و رفتن به بیرون شهر  برای جنگ به رأی جوانان در جنگ اُحُد

    منبع مطلب : seyedmosavi.blog.ir

    مدیر محترم سایت seyedmosavi.blog.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    غزوه احد

    غزوه احد

    غزوه اُحُد، در روز هفتم یا نیمه شوال سال سوم هجرت بین مسلمانان و مشرکان مکه به وقوع پیوست. این غزوه از آن جهت به این نام معروف شد که در دامنه کوه اُحُد اتفاق افتاد. در این جنگ مسلمانان در ابتدا بر سپاه مشرکان چیره شدند، ولی گروهی از تیراندازان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آنان را بر کوه عینین در سمت چپ کوه احد قرار داده بود، بر خلاف فرمان ایشان، کوه را ترک کردند و این باعث شد مشرکان از همین منطقه، بار دیگر به مسلمانان حمله کنند و حدود هفتاد نفر از آنان از جمله حمزه سید الشهداء را به شهادت رسانند. در این جنگ جراحاتی بر پیامبر اکرم و امام علی علیه السلام وارد شد.


    کوه احد

    اُحُد کوهی است سرخ‌رنگ که در شمال مدینه[۱] در فاصله شش کیلومتری شهر مدینه بوده است (گر چه امروزه به جهت گسترش مدینه این کوه در داخل شهر قرار گرفته است[۲]). در وجه تسمیه این کوه گفته شده: بر اثر جدایی‌اش از دیگر کوه‌های منطقه، به این نام نامیده شده است.[۳]

    زمان و علت وقوع جنگ احد

    غزوه اُحُد، در روز هفتم[۴] یا نیمه[۵] شوال سال سوم هجری و یکسال پس از جنگ بدر به وقوع پیوست. انگیزه اصلی قریش برای لشگر کشی به سوی مدینه خونخواهی کشتگانی بود که مشرکان در شکست سختشان در جنگ بدر متحمل شده بودند.[۶]

    مسائل دیگری که انگیزه قریش را برای این نبرد تقویت نمود عبارتند از:

    سپاه قریش در جنگ احد

    سپاه مشرکان سه هزار جنگنده داشت.[۹] که ۷۰۰ تن از آنان زره‌پوش بودند، و ۲۰۰ اسب و ۳۰۰۰ شتر، با خود داشتند.[۱۰] ابوسفیان در جایگاه ثائر (انتقام‌گیرنده)، فرماندهی این سپاه را بر عهده داشت.[۱۱]

    صفوان‌ بن امیه پیشنهاد کرد زنان را برای یادآوری کشته‌شدگان بدر و تحریک به خونخواهی، همراه خویش سازند.[۱۲] به نظر برخی، بزرگان قریش از آن جهت زنان را همراه‌ خود بردند که از جنگ نگریزند؛ زیرا فرار با ‌زنان دشوار و رهاکردن آنان در میدان جنگ ننگ بود.[۱۳] تعدادی از زنان قریش از ‌جمله هند همسر ابوسفیان این سپاه را همراهی می‌ کردند.[۱۴]

    قریش همچنین نمایندگانی برای کمک ‌گیری از قبایل اطراف مکه فرستادند. این فرستادگان توانستند حمایت قبیله ‌های کنانه و مردم تهامه را جلب کنند

    ابو عامر فاسق هم با پنجاه نفر از مردم اوس که برای مخالفت با محمّد (صلی الله علیه وآله) از او پیروی می‌ کردند، از مدینه به مکه آمد تا همراه قریش باشد. او مردم قریش را بر ضدّ رسول خدا (ص) تحریک می ‌کرد و می‌گفت: شما بر حق هستید و آنچه محمّد آورده، باطل است.

    در مورد منابع مالی سپاه قریش در جنگ احد گفته شده: براساس تصمیم بزرگان قریش، سود کاروان تجاری قریش ـ که جنگ بدر به خاطر آن بر پا گردیده بود ـ برای جنگ احد هزینه شد. گفته شده مال التجاره را که فروختند، هزار شتر و پنجاه هزار دینار بود، که سرمایه را به صاحبان آن دادند و سود آن را که از هر دینار سرمایه یک دینار بود به هزینه جنگ اختصاص دادند.[۱۵]

    پیش از شروع جنگ

    با خبر شدن مسلمانان از حرکت سپاه قریش

    بنا بر گفته مورخان مسلمانان از دو طریق از حرکت سپاه مشرکان آگاه شدند:

    پیامبر اسلام به ابی بن کعب دستور فرمود که اطلاعات خود را در مورد حرکت قریش پوشیده دارد. هدف حضرت جلوگیری از جنگ روانی یهودیان و منافقان و گرفتن فرصت هرگونه توطئه احتمالی بر ضدّ مسلمانان از سوی این دشمنان خطرناک بود. چه آنان در حقیقت دشمن اصلی به شمار می‌رفتند و به نقاط ضعف و قوت مسلمانان کاملا آشنا بودند. بدین معنی که اعلان زود هنگام حرکت قریش برای جنگ موجب می‌شد تا فرصت کافی برای شناخت طرح و برنامه دفاعی مسلمانان داشته باشند.

    فرود آمدن سپاه قریش در دامنه احد

    سپاه قریش، پنجم[۱۸] یا دوازدهم[۱۹] شوال در دامنه کوه اُحُد نزدیک کوه عینین فرود آمد.[۲۰] درباره این ‌که چرا مشرکان در جنوب مدینه که بر سر راهشان بود، فرود نیامدند و شهر را دور زده در شمال آن فرود آمدند، علت خاصی در تاریخ ذکر نشده است؛ اما برخی، مدخل شهر مدینه را در آن زمان فقط از طریق شمال و از کنار کوه اُحُد دانسته‌اند.[۲۱]

    پیامبر صلی الله علیه و آله حباب ‌بن منذر را محرمانه برای ارزیابی از وضعیت دشمن به ناحیه اُحُد اعزام کرد. گروهی از اصحاب برای جلوگیری از شبیخون دشمن، شب جمعه را به پاسداری از مدینه به ‌ویژه مسجد و خانه پیامبر صلی الله علیه و آله پرداختند.[۲۲]

    خواب رسول خدا در مورد جنگ احد

    واقدی می نویسد، پیامبر (ص) بر منبر ظاهر شد و پس از ثنا و ستایش الهی چنین فرمود: ای مردم من خوابی دیده‌ ام، در خواب دیدم که گویی در زرهی محکم هستم و شمشیرم ذو الفقار، از قبضه شکسته و شکاف برداشته است، دیدم گاو نری کشته شد و من قوچی را از پی خود می ‌کشیدم. مردم گفتند: آن را چگونه تعبیر می‌ فرمایی؟ فرمود: آن زره محکم شهر مدینه است، پس در همانجا بمانید، اما شکستن شمشیرم، اندوه و مصیبتی است که به من می‌ رسد، گاوی هم که کشته شد، کشته شدن برخی از اصحاب من است، قوچی که از پی خود می‌ کشیدم، دشمن و لشکر است که به خواست خدا آن را خواهیم کشت. از ابن عباس روایت کردند که پیامبر (ص) فرمود: شکاف برداشتن شمشیرم دلیل بر کشته شدن مردی از خانواده من است.[۲۳]

    مشورت رسول خدا با اصحاب

    رسول خدا در اثر خوابی که دیده بود خوش نداشت از مدینه بیرون رود و در این باب با اصحاب خود مشورت کرد و گفت: اگر مصلحت بدانید در مدینه می‏ مانیم و دشمن را در همان جا که فرود آمده است رها می‏ کنیم تا اگر همان جا بمانند به زحمت باشند، و اگر به مدینه هجوم آورند با آنان نبرد کنیم. «عبداللّه بن أبیّ بن سلول» و بزرگان مهاجر و أنصار نیز چنین عقیده داشتند.[۲۴] امّا کسانی که در بدر حضور نداشتند و گروهی از جوانان پرشور که مزه پیروزی بدر را چشیده بودند و نیز حمزة بن عبد المطلب خواهان بیرون رفتن از مدینه بودند. آنان بر رأی خود، اصرار کردند. حتی برخی از آنان گفتند: این اسب ‌ها و شتران قریش است که کشت و زرع ما را می‌ خورد و در مزارع به فساد و تباهی مشغول است.

    آنان در اثبات صحت دیدگاه خود، چنین استدلال می ‌کردند که اقامت آنان در داخل شهر موجب خواهد شد تا دشمن فکر کند، مسلمانان ترسیده ‌اند و بدین ترتیب بر نیروهای اسلامی جرأت پیدا کند. آنان می ‌گفتند: در بدر که سیصد مرد جنگی داشتی، خداوند ترا بر دشمن ظفر داد، امّا حالا شمار زیادی از مردم تحت امر تواند. این کاری است که خداوند متعال به میدان آنان هدایت کرده است.

    چون بیشتر مردم خواهان جنگ در بیرون مدینه بودند، رسول خدا (ص) تسلیم رأی اکثریت شد.[۲۵] پس به خانه رفت تا لباس جنگ بر تن کند. در همین اثنا آنان که در پذیرش رأی خود، اصرار ورزیدند، پشیمان شدند که چرا رأی خود را به حضرت تحمیل کرده‌ اند. در حالی که او به خواست و اراده خدا از همگان آگاه‌تر است و امر الهی از آسمان بر او فرود می‌ آید.[۲۶] لذا به نزد پیامبر آمدند و گفتند: ما را آن حقّ نبود که رسول خدا را به کاری که بدان رغبتی نداشت وادار کنیم و اکنون هم اگر می‏ خواهی در مدینه بمان. پیامبر در جواب آنان فرمود: «پیامبری را سزاوار نیست که لباس جنگ بپوشد، و بی ‏آنکه جنگ کند آن را از تن در آورد، اکنون بنگرید که آنچه می‏ فرمایم انجام دهید و به نام خدا رهسپار شوید که اگر شکیبا باشید، پیروز خواهید شد».[۲۷]

    حرکت سپاه اسلام از مدینه

    رسول خدا (ص) پس از رایزنی با یاران، و پوشیدن لباس جنگ، عبداللّه بن ام مکتوم را در مدینه جانشین خود کرد[۲۸] و پیش از حرکت، سه نیزه خواست و سه پرچم بست: پرچمی برای أوس که به دست أسید بن حضیر داد و پرچمی برای خزرج که به دست حباب بن منذر یا سعد بن عباده سپرد و پرچمی هم برای مهاجرین به دست علی بن أبی طالب علیه السلام.[۲۹]

    تعداد سپاهیان اسلام را برخی هزار نفر برخی نهصد و شماری دیگر نهصد و پنجاه نفر گفته‌ اند. از این میان یکصد نفر زره‌پوش بودند و مسلمانان هیچ اسبی نداشتند.[۳۰] و گفته شده: یک اسب پیامبر (ص) داشت و یک اسب ابو بردة بن دینار.[۳۱] در روایت دیگری، فقط یک اسب در سپاه مسلمانان ذکر شده است.[۳۲]

    سپاه اسلام در مسیر اُحُد به منطقه شیخان فرود آمد. رسول خدا صلی الله علیه و آله از سپاهیانش بازدید کرد و نوجوانانی را که در سپاه بودند به جز رافع ‌بن خدیج که تیراندازی ماهر و سمرة ‌بن جندب که نوجوانی چابک بودند به مدینه بازگرداند[۳۳] و هنگامی که متوجه حضور هم‌پیمانان یهودی عبدالله بن اُبی شد، فرمود: برای جنگ با مشرکان نباید از مشرکان کمک گرفت.[۳۴]

    بازگشت منافقان در جنگ احد

    عبداللّه بن ابی همراه منافقان و شماری از دو دلان از بین راه بازگشتند. آنان سیصد نفر بودند. ابن ابی گفت: محمّد از من سرپیچی کرد و از کودکان اطاعت نمود. او به زودی خواهد دانست که چه کرده است؟ مردم، ما نمی‌ دانیم برای چه خود و فرزندانمان را در اینجا به کشتن دهیم؟ آنان بازگشتند اما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حتی به پشت سر خود نگاه نیز نکرد.[۳۵] جابر بن عبداللّه انصاری در پی ایشان شتافت و آنان را به خدا، جان و پیامبرشان سوگند می‌داد که قبیله و پیامبرشان‌ را تنها نگذارند. عبداللّه بن ابی گفت: اگر می ‌دانستیم جنگی پیش خواهد آمد، شما را تنها نمی ‌گذاشتیم، امّا می‌دانیم که جنگی روی نخواهد داد. تو هم اگر از من اطاعت کنی، باید برگردی.[۳۶]

    شرح جنگ احد

    صف آرایی سپاه مسلمانان در جنگ احد

    وقتی رسول خدا (ص) به منطقه نبرد رسید، چنان دید که در دامنه کوه احد فرود آید، به گونه‌ای که کوه پشت سر آنان باشد. سپس به صف‌ آرایی سپاه پرداخت و چنان صف‌ها را راست مرتب فرمود که اگر شانه مردی از صف بیرون می ‌نمود، آن را به عقب می‌ راند تا صف راست و یکنواخت باشد. حضرت به نیروهای مسلمان فرمان داد که احدی نجنگد تا فرمان جنگ را صادر نماید.

    در سمت چپ مسلمانان کوهی قرار داشت که جبل عینین نام داشت. در این کوه شکافی قرار داشت. حضرت، عبداللّه بن جبیر را همراه پنجاه نفر تیرانداز بر آن گماشت و به او سفارش کرد که با تیراندازی، مواظب باشند، سواران دشمن از پشت بر مسلمانان نتازند. در روایت دیگری است که حضرت فرمود: اگر دیدید که پرندگان بر جنازه ما نشسته ‌اند، از جای خود تکان نخورید تا من به دنبال شما بفرستم؛ و اگر دیدید که این قوم را شکست داده‌ایم و بر آنان چیره شده‌ایم، از جای خود تکان نخورید تا من به دنبال شما بفرستم.[۳۷] بدین ترتیب کوه احد پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله، کوه عینین سمت چپ و مدینه رودرروی مسلمانان بود.[۳۸]

    پس از آن ضمن خطبه ‌ای، مردم را توصیه به عمل به احکام الهی و پرهیز از نواهی خداوند کرده، آن روز را، روز مزد و پاداش دانستند، البته برای کسانی که صبر، یقین، تلاش و نشاط را پیشه خود کنند. آن حضرت جنگ با دشمن را جنگی سخت خواندند که تنها صبر آن را آسان می‌ کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از اختلاف و نزاع با یکدیگر بپرهیزید که مایه ضعف و ناتوانی است و خداوند آن را دوست ندارد.[۳۹]

    آغاز جنگ احد

    نخستین کسی که به سوی مسلمانان تیر انداخت، ابو عامر فاسق بود که با پنجاه نفر از همراهانش پیش آمد و تلاش کرد تا اوسیان را به سوی خود، جلب کند، امّا مردم اوس به او جواب درشت دادند. آنان و مسلمانان مدتی به یکدیگر تیراندازی کردند، امّا کاری از پیش نبردند و عقب‌نشینی کردند.

    هنگامی که دو لشکر به روی هم ایستادند و جنگ درگرفت، زنان قریش به رهبری‏ «هند» همسر «أبو سفیان»، نقش دف زدن و تصنیف خواندن پشت سر مردان سپاهی را به عهده گرفتند و از این راه آنان را بر جنگ دلیر می ‏ساختند و کشتگان بدر را به یادشان می ‏آوردند.[۴۰]

    پیروزی ابتدایی مسلمانان در جنگ احد

    در آغاز پیکار، پرچمدار مشرکان به نام طلحة بن ابی طلحه که به او «کبش الکتیبة» (یعنی بزرگ و مهتر لشکر) می‌گفتند به پیش آمده و مبارز طلبید. علی (ع) به کارزار او رفت و تنها پس از آنکه دو ضربت میان آنها رد و بدل شد او را بر ضربتی که به وسط سرش زد به خاک افکند.[۴۱] در پی آن مسلمانان شادمان از نخستین پیروزی، تکبیر گویان به دسته ‌های مشرکان یورش بردند و چنان با آنان جنگیدند که صفوفشان از هم پاشید. پرچم مشرکان را پس از طلحة بن‌ابی طلحه افرادی به دست گرفتند و یکی پس از دیگری کشته شدند: عثمان بن ابی طلحه، ابو سعید بن ابی طلحه، مسافع، کلاب بن طلحة بن ابی طلحه، جلاس بن طلحة بن ابی طلحه، ارطاة بن شرحبیل، شریح بن قانط و در آخر صواب که از همه بدتر و سخت‌ جان تر بود پرچم را بدست گرفت، علی (ع) شمشیری بدست راست او زد او پرچم را بدست چپ گرفت دست چپش را هم‌ جدا کرد پرچم را با دو دست بریده‌اش به سینه چسبانید علی (ع) در این وقت شمشیری بسر او زد و او را بموالی خودش ملحق ساخت.[۴۲] پرچم‌داران کشته شدند، پرچم مشرکان روی زمین ماند و شکست خورده پا به فرار گذاشتند. در این وقت مشرکان پا به فرار گذارده مسلمانان به گردآوری غنائم پرداختند. یکی از زنان به نام عمرة بنت علقمه حارثیه پرچم را برداشت و برافراشت تا این که قریش به سوی پرچم خود بازگشتند. در این فاصله چند بار خالد بن ولید خواست تا از سمت کوه عینین حمله کند که با تیر اندازان روبرو شده و نتوانست نفوذ کند.[۴۳]

    شکست مسلمانان پس از پیروزی ابتدائی

    پس از آن که مشرکان قریش رو به گریز نهادند و مسلمانان به جمع غنایم پرداختند، تیراندازان مسلمان که وظیفه پاسداری از شکاف دره عینین به آنان سپرده شده بود، با هم در ماندن و پیوستن به غنیمت ‌جویان اختلاف کردند. برخی از آنان شکاف دره را رها کردند و برای جمع‌ آوری غنیمت به دیگران پیوستند.[۴۴] آنان می ‌گفتند: ما می ‌ترسیم که رسول خدا (ص) بگوید: هر کس چیزی برداشته، از خود اوست و غنایم را در میان سپاهیان ‌تقسیم نکند. برخی دیگر که ده نفر، بیشتر یا کمتر بودند، چنین گفتند که ما با فرمان رسول خدا (ص) مخالفت نمی ‌کنیم.

    هنگامی که خالد بن ولید اندکی تیراندازان دره و خالی بودن کوه و سرگرمی مسلمانان به گردآوری غنیمت و خالی بودن پشت سر آنان را دید، در میان سوارکاران خود فریاد زد و آنان را به حرکت فرمان داد. عکرمة بن ابی جهل نیز با گروهی به دنبال او آمد. آنان به باقی‌مانده تیراندازان یورش آوردند. نیروهای قریش که از میدان جنگ فرار کرده بودند، بازگشت جنگاوران خود را دیدند.[۴۵] این بار عبدالله بن جُبَیر با یارانش که کمتر از ده تن بودند مقاومت کردند تا به شهادت رسیدند.

    از آنجا که مسلمانان پراکنده شده بودند و صفوفشان از هم پاشیده بود و ارتباط خود را با فرماندهی کل از دست داده بودند، و همگی سرگرم جمع‌آوری غنیمت بودند، طبیعی بود که نتوانند در برابر این ضربه ناگهانی مقاومت کنند. بدین ترتیب هر کس تلاش می ‌کرد تا جان خودش را نجات دهد. خصوصا آنگاه که یکی از مشرکان قریش به هوای این که مصعب بن عمیر، پیغمبر است، به او که سرگرم دفاع از رسول خدا (ص) بود، حمله کرد و او را کشت، سپس فریاد برآورد که محمّد، کشته شد. این فریاد دروغین به مشرکان قدرت و جرأت داد و مسلمانان که نتوانستند جمع پراکنده خود را گرد آورند، و یک پارچه شوند، پا به فرار گذاشتند. در این میان فقط علی (ع) ثابت و استوار ماند و از پیغمبر (ص) دفاع می ‌کرد. دشمن به رسول خدا (ص) دسترسی پیدا کرد. لب حضرت پاره شد و صورتش شکست و دو حلقه از زره در گونه‌اش فرو رفت و مورد هجوم سنگ‌پرانی قریش قرار گرفت. چنان که در گودالی که دشمن کنده بود، افتاد.[۴۶]

    شهادت حمزه عموی پیامبر

    حمزه عموی پیغمبر (ص) را در روز احد، وحشی غلام جبیر بن مطعم به شهادت رساند. وحشی پشت درخت یا تخته سنگی پنهان شد و در کمین حمزه نشست تا وی پس از قتل ابو نیار و سباع بن عرفطة بن عبد العزی از کنار وی عبور کند. وحشی از پشت سر حمزه آمد[۴۷] و نیزه‌اش را به سوی او پرتاب کرد. نیزه به ران حمزه نشست و از میان پاهایش بیرون آمد. حمزه به سوی وحشی برگشت، امّا ضعف بر او چیره شد و بر زمین افتاد. وقتی جان داد، وحشی به سراغ حمزه رفت و نیزه‌اش را از بدن او بیرون کشید. مسلمانان که سرگرم فرار بودند، از وحشی غافل شدند.[۴۸] وحشی به اردوگاه قریش بازگشت و در آنجا توقف کرد. چه هدف دیگری جز کشتن حمزه نداشت. هند لباس و زیور آلات خود را به او داد و وعده کرد که در مکه نیز ده دینار به او پاداش خواهد داد.

    از جمله جنایت هایی که بر روی پیکر حضرت حمزه (سیدالشهدا) رخ داد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    همچنین پس از شهادت ایشان به نکات زیر نیز می توان اشاره کرد:

    فرار مسلمانان و رها کردن پیامبر(ص)

    هنگامی که مسلمانان پا به فرار گذاشتند، رسول خدا (ص) آنان را به سوی‌ خود فرا می ‌خواند و می ‌گفت: بندگان خدا، به سوی من بیایید، بندگان خدا، به سوی من بیایید. فلانی، به سوی من بیا، فلانی، به سوی من بیا. امّا آنان از کوه بالا می‌ رفتند و به پشت سرشان نگاه نمی ‌کردند. احدی به سوی حضرت نیامد، امّا تیرها از هر سو بر او می ‌بارید. مسلمانان فراری تا کوه دویدند. از جمله فراریان احد، ابوبکر[۵۵]، عمر[۵۶]، طلحه بن عبیدالله[۵۷]، سعد بن ابی وقّاص[۵۸] و دیگران هستند. عثمان سه روز فراری بود.[۵۹] رسول خدا (ص) به او فرمود: «خیلی راه رفتید!».

    دفاع امیرالمؤمنین از رسول خدا(ص)

    هنگامی که مسلمانان پا به فرار گذاشتند، رسول خدا (ص) خشمگین شد و به اطراف خود نگریست. علی (ع) را در کنار خود دید. فرمود: ترا چه شده که به فرزندان پدرت نپیوستی؟ گفت: یا رسول اللّه، آیا پس از ایمان، کافر شویم؟ شما الگوی من هستید.[۶۰]

    پس از به شهادت رسیدن اصحاب و فرار سایرین، فوج ‌های مشرکین به سوی رسول خدا (ص) یورش آوردند. رسول خدا (ص) فرمود: علی، اینان را از من دور کن. علی (ع) به گروه‌های مشرکان حمله می ‌کرد و آنان را پراکنده می ‌ساخت و برخی را می ‌کشت، آنان سواره بودند و علی (ع) پیاده و چندان ضربت زد که پراکنده شدند و باز جمع شدند و علی (ع) همچنان با شمشیر نبرد می‌ کرد. جبرئیل به پیامبر (ص) گفت: ای محمّد، این مواسات است و فرشتگان از مواسات این جوانمرد در شگفتند.

    پیامبر (ص) فرمود: چه چیزی او را از مواسات باز می‌دارد که او از من و من از اویم. جبرئیل (ع) فرمود: من هم از شمایم. گوید: در آن شب سروشی از سوی آسمان بدون این که شخصی دیده شود، شنیده شد که چند بار چنین گفت:

    چون از رسول خدا (ص) پرسیدند: این کیست؛ فرمود: جبرئیل است.[۶۱]

    آن حضرت در روز احد جراحات ‌زیادی برداشت. انس بن مالک گفت: آن روز علی (ع) را نزد رسول خدا (ص) آوردند، در حالی که شصت و چند زخم نیزه، شمشیر و تیر در بدن داشت. رسول خدا (ص) بر روی زخم‌ها دست می‌کشید و چنان التیام پیدا می ‌کرد که گویی اصلا زخمی نبوده است.[۶۲]

    بازگشت مسلمانان برای یاری پیامبر و پایان جنگ

    کعب بن مالک نخستین فردی بود که پیغمبر (ص) را شناخت. او چشمان حضرت را از زیر کلاه‌خود دید که می‌درخشد، فریاد کشید، مسلمانان، شما را بشارت باد که رسول خدا (ص) اینجاست. حضرت او را به سکوت فرمود. سپس مسلمانان تک تک و گروه گروه به رسول خدا (ص) پیوستند. حضرت آنان را به جنگ تحریض و ترغیب می‌کرد و به رغم این که شمارشان کم بود، جنگ نمایانی کردند، امّا صخره‌نشینان همه یا بیشترشان به جنگ بازنگشتند و همچنان بر روی صخره آرام نشستند. حتی گفته می‌شود، در روز احد کار بر شماری از مردم سخت شد و از آن ترسیدند که کفّار بر آنان چیره شوند. مردی به رفیقش گفت: من پیش فلان یهودی می‌روم و به او پناهنده می‌شوم و چون او به آیین یهود می‌گرایم، باشد که اگر واقعه‌ای رخ دهد یا حادثه‌ای پیش آید، به دردم بخورد. دیگری گفت: من نزد فلان نصرانی شام می‌روم و چون او مسیحی می‌شوم. پس خداوند نازل ‌فرمود: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیهُودَ وَ النَّصاری‌ أَوْلِیاءَ.[۶۳] ای کسانی که ایمان آورده‌اید؛ یهود و نصارا را دوستان (خود) مگیرید.

    رسول خدا (ص) بر آن شد که نیروهای خود را به موقعیت نخست برگرداند تا همانند قبل، کوه احد پشت سر آنان قرار گیرد و فقط از یک جبهه با دشمن در جنگ باشند.[۶۴] دقیقا همانند نقشه نخست که پشت به کوه، آرایش نظامی گرفته بودند. این آرایش جدید مشرکان را مرعوب کرد. آنان وقتی دیدند، مسلمانان به پایگاه‌های نخست خود بازگشته و نیروهای پراکنده‌شان را فراهم نموده، با روحیه بالا با نظم و آرایش جدید آماده رزم هستند، وحشت کردند که مبادا مسلمانان دوباره بر آنان چیره شوند و همچون لحظات نخست جنگ، آن‌ها را در هم شکنند. از این رو ترجیح دادند که پایان جنگ را اعلام نمایند و به سلامت عقب نشینند. در این هنگام ابو سفیان پایان جنگ را اعلام کرد. بدین ترتیب که بالای کوه ایستاد و با صدای بلند گفت: اعل هبل: زنده و بلند مرتبه باد هبل. ابو سفیان می‌خواست چنین وانمود کند که این پیروزی ظاهری مؤید دین و خدای او هبل است. پس رسول خدا (ص) پاسخ داد: اللّه اعلی و اجل: خداوند بلندمرتبه‌تر و شکوهمندتر است. ابو سفیان گفت: نعمت را تمام کرد، پیروزی در جنگ نوبتی است. امروز در مقابل روز بدر. گفت: چنین نیست که کشتگان ما، در بهشت خواهند بود و کشتگان شما در آتش‌[۶۵] ابوسفیان افزود: وعده ما سال دیگر در منطقه بدر؛ و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود تا به او پاسخ مثبت دهند.پس از آن سپاه قریش عازم مکه شد.

    حضور زنان مسلمان در جنگ احد

    در جنگ ۱۴ نفر از زنان انصار مهاجر حضور داشتند که وظایف مانند: سقایت، مداوای مجرومان و طبخ غذا را برعهده داشتند.[۶۶] از جمله این زنان می توان به حضرت زهرا(س)، ام ایمن، حمنه، ام سلیم و ام عماره(نسبیه) اشاره کرد.[۶۷]

    برای نمونه از حضور زنان در احد می توان به این روایت زیر اشاره کرد:

    پس از جنگ احد

    شمار شهدای جنگ احد

    در جنگ احد هفتاد نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند: چهار نفر از مهاجران و شصت و شش نفر از انصار[۷۰] هفتاد نفر نیز مجروح شدند. بسیاری از زنان انصار چند تن از بستگان خویش را در این جنگ از دست داده بودند. همسر عمرو بن جموح، جنازه شوهر، فرزند و برادرش را بر روی شتر انداخته به سوی شهر می‌ آمد. او می‌گفت: همین که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سالم است، هر مصیبتی را سبک می‌کند. شتر او که در رفتن به سوی شهر تأمل می‌کرد، وقتی به سمت احد باز گردانده شد به سرعت حرکت کرده و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنان را در احد دفن کرد.[۷۱]رسول خدا در راه به حَمْته دختر جحش رسید. ابتدا او را بخاطر شهادت برادرش عبد الله تسلیت گفت و زن صبوری کرد. بعد بخاطر شهادت دایی او حمزه؛ آنگاه به خاطر شهادت مصعب شویش، و این جا بود که حَمْته فریاد کشید و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شوهر برای زن منزلت ویژه‌ای دارد.[۷۲] بسیاری از مصیبت دیدگان همین که سلامتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می ‌شنیدند آرام می‌گرفتند.[۷۳]

    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در وقت دفن مصعب که از فرزندان اشراف مکه بود فرمود: تو را در مکه می ‌دیدم در حالی که هیچ کس لباس بهتر از تو نداشت اما اکنون چنین خاک آلود در بُردی به خاک افتاده‌ای‌.[۷۴]

    شماری از شهدا در همان احد مدفون شدند، تعدادی دیگر را به مدینه آورده و در بقیع دفن کردند دو نفر نیز در قباء مدفون شدند. این کار بدون اطلاع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود اما وقتی حضرت از آن آگاهی یافت که دیگر انتقال آنان به احد ناممکن بود. جنازه شهداء بیشتر دو نفر دو نفر وگاه سه نفر در یک قبر نهاده می‌ شد. رسول خدا (ص) مسلمانان را می ‌فرمود به زیارت شهدای احد بروید و بر آنان سلام کنید. فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) هر دو سه روز یک بار به زیارت شهدای احد می‌رفت و کنار قبر آنان می‌ گریست و دعا می ‌کرد.[۷۵]

    شمار کشته‌های قریش در جنگ احد

    در جنگ احد هجده نفر از مشرکان قریش کشته شدند.[۷۶] شمار کشته‌ های قریش را در این جنگ، بیست و دو، بیست و سه[۷۷] و بیست و هشت نفر[۷۸] هم گفته ‌اند.

    امیر المؤمنین علی (ع) در جنگ احد، دوازده مرد را کشت.[۷۹] همچنین پیامبر اکرم از جنگِ چند تن از اصحاب خویش ستایش کرد: علی علیه السلام، سهل بن حنیف، ابودجانه، عاصم بن ثابت و حارث بن صمه.[۸۰]

    جنگ احد در قرآن

    ابن عوف گفته است: اگر برآنید تا حکایت احد را بدانید آیه یکصدوبیست به بعد سوره آل عمران را بخوانید در آن صورت، گویی که در احد با ما بوده‌اید.[۸۱] ابن اسحاق نیز می ‌گوید که شصت آیه از سوره آل عمران به جنگ احد اختصاص دارد.[۸۲] شماری از آیات به صراحت درباره وقایع احد بوده و برخی از آنها، بطور غیر صریح به نکاتی کلی اشاره دارد.

    پانویس

    منابع


    آرشیو عکس و تصویر

    منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

    مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 4 ماه قبل
    0

    در کدام جنگ پیامبر رای خود را ترجیح داد

    برای ارسال نظر کلیک کنید