در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    خدمت دهخدا به زبان فارسی را با خدمت کدام شاعر کهن ایران برابر می دانند

    1 بازدید

    خدمت دهخدا به زبان فارسی را با خدمت کدام شاعر کهن ایران برابر می دانند را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    علی‌اکبر دهخدا

    علی‌اکبر دهخدا

    علی‌اکبر دهخدا (زاده ۱۲۵۷ تهران – ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران)، ادیب، لغت‌شناس، سیاست‌مدار و شاعر ایرانی بود. او مؤلف و بنیان‌گذار لغت‌نامه دهخدا نیز بوده‌است.

    زندگی‌نامه[ویرایش]

    دوره یکم (-تا نیمه‌راه مشروطیت-)[ویرایش]

    علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. اگرچه اصلیت او قزوینی بود، اما پدرش خان باباخان که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از زاده شدن وی از قزوین خارج شده، در تهران اقامت گزیده بود. هنگامی که او نه ساله بود پدرش در بروجرد فوت کرد. در آن زمان غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آن‌ها بود کار تدریس دهخدا را آغاز کرد و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.

    در زمان گشایش مدرسه علوم سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۲۷۸ شمسی، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آن جا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزء اولین فارغ‌التحصیلان مدرسه سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا می‌گذاشت. چون منزل پدری دهخدا در جوار منزل شیخ هادی نجم‌آبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده می‌کرد و از محضر او بهره می‌گرفت.

    پس از اتمام دوره مدرسه علوم سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی[۱] نامیده می‌شود، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آن‌ها در اروپا بیش از دو سال در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانش‌های جدید استفاده کرد. او در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت.

    بازگشت دهخدا به ایران هم‌زمان با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسهٔ خراسان که در مقاطعه حسین‌آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.

    دهخدا از دست پروردگان شیخ هادی نجم‌آبادی محسوب می‌شود که در جنبش مشروطه نقشی مهم ایفا کرد. دهخدا در بیان خاطرات خود، «تربیت عقل» خویش را به شیخ هادی «طائب ثراة» نسبت داده و او را همراه دو مربی دیگر خود، «وجودی استثنایی» خوانده‌است.[۲]

    در همین هنگام (شمسی ۱۲۸۵ – ۱۳۲۵ قمری)، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم‌خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صور اسرافیل (روزنامه) که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسنده اصلی در صور اسرافیل (روزنامه) بود.

    وی با نگارش مقاله‌های بند در روزنامه صور اسرافیل (روزنامه)، در زمره مشروطه خواهان قرار گرفت. به همین سبب بود که او نیز مورد غضب محمدعلی شاه واقع شد و اگر کمک سفارت انگلستان در امان گرفتن برای او نبود، سرنوشتی چون همکارانش، می‌یافت.[۲] نخستین شماره این روزنامه هفتگی پنج‌شنبه هفدهم ربیع‌الآخر ۱۳۲۵ قمری برابر هشتم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. صوراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیلی‌ها و توقیف‌هایی که دید جمعاً سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره بیستم جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ بود. دهخدا در آغاز هر شماره روزنامه مقاله‌ای در زمینه مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدیدآورد.

    مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمه دهخدا است، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی 'کدخدا و خداوند و بزرگ ده' است.

    برخی نوشته‌های دهخدا موجب اعتراض‌های شدید سنّت‌گرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشته‌های او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسه بیستم شعبان ۱۳۲۵ اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیه طلاب اشاره کرد. آقا سید محمد جعفر نماینده‌ای دیگر تصریح کرد که در شماره‌های ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشته‌ای که به تکفیر انجامیده باشد، دیده نمی‌شود. اما در مورد مطالب سیاسی باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه به‌طور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد و توانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند. زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهٔ حمله به او بودند.

    دوره دوم (تبعید و مهاجرت)[ویرایش]

    بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عده‌ای از آزادی‌خواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم‌الاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانه انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آن‌ها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام می‌برد .(سید حسن تقی‌زاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادی‌خواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آن‌ها «به‌علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند».

    پس از ورود دهخدا و آزادی‌خواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آن‌ها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقی‌زاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوباره صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر نپذیرفت. براون استدلال می‌کرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطه‌اند و چیزهایی می‌نویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.

    چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسم‌خان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سوییس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دوره دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره به کمک میرزا ابوالحسن خان پیر نیا (معاضد الدوله) منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود. در شماره سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده‌است.[۳]

    در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطه‌خواه همچون یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود، تشکیل داده بودند. مهم‌ترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامه سروش در فاصله تیر تا آبان‌ماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر این روزنامه فارسی‌زبان، سیدمحمد توفیق و سردبیر آن علی‌اکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولت‌آبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.

    در همان دوره اقامت دهخدا در اروپا دوره دوم روزنامه روح‌القدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر می‌شد که دبیر و نگارندهٔ آن میرزا علی‌اکبرخان دهخدا معرفی شده‌است.[۱][۴]

    پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی علی‌اکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از کرمان (به نشانهٔ حق‌شناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد و هم نمایندگان مجلس او را به جای یکی از نمایندگان تهران که استعفا داده بود انتخاب کردند. دهخدا ابتدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت و در نوزدهم فروردین ۱۲۸۹ با تصویب اعتبارنامه اش وارد مجلس شد.[۵] در مجلس نایب رئیس کمیسیون عرایض شد.[۶] اما بعداً از نمایندگی کرمان استعفا داد و نمایندگی تهران را پذیرفت.[۷] او به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.

    با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آن‌ها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت رؤسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمده‌ای از این دوره را مهمان لطف‌علی‌خان امیرمفخم نظامی و سیاست‌مدار ایرانی در قلعه دزک بود. در همان‌جا بود که اندیشه تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانه امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را آغاز کرد.

    دوره سوم[ویرایش]

    پس از پایان جنگ جهانی یکم، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی سلطنت رضاشاه به کارهای علمی، ادبی و فرهنگی پرداخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهٔ سیاسی به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صور اسرافیل (روزنامه) منتشر می‌کرد نمی‌سراید و نمی‌نویسد، می‌گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آن‌ها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغت‌نامه وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید.»[۸] به سردبیر مجله آینده، محمود افشار یزدی که از او مقاله می‌خواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) با بی‌میلی و اکراه نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاری‌ها اجازه داد مقالاتی می‌فرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم می‌برد.[۹]

    در نخستین کنگره نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ دهخدا در زمره هیئت رئیسه شرکت داشت.[۱۰] در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیه صلح استکهلم را امضاء کرد.

    فعالیت‌های سیاسی[ویرایش]

    دهخدا سردبیری برخی نشریات مربوط به حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) را نیز به عهده داشت.[۴][۱۱] در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، دهخدا به عنوان اولین کاندیدای مقام ریاست جمهوری در ایران مطرح شد. مردی که می‌توانست اولین رئیس‌جمهور ایران باشد. شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستم‌دیده استبداد و از آن مهم‌تر، از کوره ارتجاع ستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده. سلطنت پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه تبدیل شد. دهخدا را نمی‌شد سر پیری و به جرم طرح او به عنوان اولین رئیس‌جمهور ایران کشت، اما می‌شد به انزواء کشاند؛ و چنین کردند. او در انزوا همان کرد که فردوسی کرده بود. فرهنگ دهخدا را پایه ریخت. دهخدا به همین دلیل تا پایان عمر مغضوب دربار سلطنتی ماند.[۴] به همین دلیل در دوره رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت.

    دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. آشنایی این دو به سال‌های بعد انقلاب مشروطه بازمی‌گشت.[۱۲] در ماه‌های پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعه تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا (در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری) بر سر زبان‌ها افتاد.[۱۳][۱۴] به همین خاطر نیز مأموران کودتا پس از کودتای ۲۸ مرداد به خانه‌اش ریختند و وی را شدیداً مضروب نمودند.

    دستی نیز در کار بود که سرمقاله نخست صوراسرافیل ایوردُن (دوره دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.[۱۵]

    در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانه دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و وی را شدیداً مضروب نمودند. دهخدا مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایلی پیش گفته شده و نیز شرکت در نامه سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی‌اش برداشتند.

    علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید. پس از درگذشت دهخدا، خانه‌اش تبدیل به دبستانی با نام خودش شد. اما در سال‌های پس از انقلاب نام او را از روی دبستان برداشتند.

    آثار و نوشته‌های دهخدا[ویرایش]

    از آثار دهخدا می‌توان به «امثال و حکم» در چهار جلد اشاره کرد؛ و نیز به دو ترجمه از تألیفات مونتسکیو که تاکنون به چاپ نرسیده‌است. او همچنین فرهنگ فرانسه به فارسی را نوشت؛ شامل لغات علمی، تاریخی، ادبی، جغرافیایی و طبی که معادل‌های دقیق آن‌ها را به دست آورد و این کتاب همچون ترجمه تألیفات مونتسکیو، تاکنون به طبع نرسیده‌است.

    از دیگر مکتوبات وی «شرح حال ابوریحان بیرونی» و تصحیحاتی بر دیوان‌های شعرای نامی ایران بود.[۱۶]

    دهخدا اشعار خود را با مضامین وطن‌پرستی، دادخواهی، رسوا کردن ظالمان و حاکمان نالایق و مبارزه با ریاکاری و دورویی، در قالب‌های معهود مثنوی، غزل، مسمط، قطعه، دوبیتی و رباعی سروده. او جزو معدود شاعران دورهٔ مشروطیت بوده که جهان بینی و جهان نگری روشنی داشته و به عقیدهٔ بسیاری هرگز دچار احساسات نمی‌شده و شعار نمی‌داده. یکی از ویژگی‌های شعر دهخدا طنز تلخ و گزندهٔ اوست که با تحلیل قوی و سرشارش همراه می‌شود.[۱۷]

    او با نثر ویژه‌ای که در نوشتن مقالات انتقادی صوراسرافیل (چرند و پرند به کار برد، نمونه‌ای از نثر طنز و انتقادی فارسی را ابداع کرد. وی هر حادثه‌ای را دستاویز قرار می‌داد تا به استبداد بتازد. دهخدا در ادبیات عهد انقلاب مشروطه مقامی ارجمند دارد؛ او را باهوش‌ترین و دقیق‌ترین طنزنویس این عهد می‌دانند.

    نکتهٔ مهم در طنزهای دهخدا عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خرده‌پاست. دهخدا با نمایاندن جهات تاریک زندگانی، جهت روشن و امیدبخش آن را هرگز فراموش نمی‌کرد. او به بطالت و تنبلی و بی‌شعوری می‌تاخت.[۱۸]

    در سال ۱۳۳۲ رادیوی صدای آمریکا برنامه‌ای را به زبان فارسی برای معرفی علی‌اکبر دهخدا ترتیب داده بود که در پاسخ به دعوت آنها، دهخدا این‌گونه نوشت:

    «شرح حال من و امثال مرا در جراید ایران و رادیوهای ایران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته‌اند. اگر به انگلیسی این کار می‌شد، تا حدی مفید بود؛ برای اینکه ممالک متحده آمریکا، مردم ایران را بشناسند؛ ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود، و به عقیده من نتیجه ندارد… اینهاست که شما می‌توانید به ملت خودتان اطلاعات بدهید، تا آن‌ها بدانند در اینجا به‌طوری‌که انگلیسی‌ها ایران را معرفی کرده‌اند، یک مشت آدمخوار زندگی نمی‌کنند.»[۱۹])

    (توجه- بخش فارسی صدای آمریکا در سال ۱۳۵۸ تأسیس شد!!!)

    لغت‌نامه دهخدا[ویرایش]

    مقدمات تألیف و سپس انتشار لغت‌نامه دهخدا از اواخر دهه ۱۳۰۰ هجری خورشیدی با مساعدت دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سال‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علی‌اکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد، اما به‌دلیل کندی کار چاپخانه بانک ملی، آغاز جنگ جهانی دوم و حجم وسیع کار، چاپ لغت‌نامه متوقف شد. پس از پایان جنگ، اندیشه چاپ و نشر تألیف دهخدا به یک ایده ملی تبدیل شد. سرانجام در ۲۵ دی ۱۳۲۴ با پیشنهادی حدود بیست تن از نمایندگان مجلس شورای ملی با تصویب ماده واحده‌ای چاپ فرهنگ دهخدا را برعهده گرفت.[۲۰] ۲۵ هزار تومان هزینه چاپ این فرهنگ از محل صرفه جویی بودجه سال ۱۳۲۴ مجلس تأمین شد. مجلس همچنین دولت را مکلف کرد تا خانه دهخدا را از او بخرد تا بتواند ۲۲۰ هزار تومان بدهی را که بابت هزینه‌های تدوین لغت‌نامه به او تحمیل شده‌است بپردازد و اجرائیه‌ای که بانک برای فروش خانه او و پرداخت بدهی به طلبکاران صادر کرده‌است، متوقف شود.[۲۱] به این ترتیب، لغت‌نامه از یادداشت‌هایی که دهخدا گردآورده بود، بسیار فراتر رفت و سازمان لغت‌نامه از آغاز تا پایان نشر کتاب، از همکاری تعدادی از لغت‌شناسان برخوردار شد که نام‌های آن‌ها در مقدمه ویرایش جدید (سال ۱۳۷۷) به‌عنوان عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه آمده‌است.

    معاونت اداره لغت‌نامه با محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی اداره لغت‌نامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیت‌نامه او را مسئول کلیه فیش‌ها و ادامه کار تألیف و چاپ لغت‌نامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغت‌نامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد.

    برای خواندن دربارهٔ نقدهای وارد شده بر لغتنامه دهخدا می‌توانید نگاه کنید به اشکالات و ایرادات لغتنامه دهخدا

    نمونه سروده‌ها[ویرایش]

    دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی مدیر روزنامه صوراسرافیل سرود:

    فهرست آثار[ویرایش]

    ب‍ره‍ان ق‍اطع برگزیده و شرح آثار دهخدا بررسی‍ لغ‍ت‌ن‍ام‍ه ده‍خ‍دا

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    پانویس[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درگاه:ادبیات فارسی/بزرگان

    درگاه:ادبیات فارسی/بزرگان/۵

    جمال‌الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤیَّد، متخلص به نظامی (زادهٔ ۵۳۵ هـ. ق در گنجه– درگذشتهٔ ۶۰۷–۶۱۲ هـ. ق) شاعر و داستان‌سرای ایرانی و پارسی‌گوی حوزهٔ تمدن ایرانی در قرن ششم هجری (دوازدهم میلادی)، که به‌عنوان پیشوای داستان‌سرایی در ادب فارسی شناخته شده‌است. آرامگاه نظامی گنجوی در شهر گنجه در جمهوری آذربایجان فعلی قرار دارد.

    نظامی در زمرهٔ گویندگان توانای شعر فارسی است، که نه‌تنها دارای روش و سبکی جداگانه است، بلکه تأثیر شیوهٔ او بر شعر فارسی نیز در شاعرانِ پس از او کاملاً مشهود است. نظامی از دانش‌های رایج روزگار خویش (علوم ادبی، نجوم، علوم اسلامی و زبان عرب) آگاهی وسیع داشته و این خصوصیت در شعر او به‌روشنی دیده می‌شود.

    نخستین کسی که سعی وافری بر ارائهٔ مجموعه‌ای منسجم و مصحح از آثار نظامی به کار برد وحید دستگردی بود که حاصل کارش بین ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۷ خورشیدی منتشر شد. پس از وی چاپ‌های دیگری نیز انتشار یافت که از جملهٔ آنها مجموعهٔ شش جلدی با تصحیح و توضیح دکتر بهروز ثروتیان است که از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۹ توسّط انتشارات توس به چاپ رسیده است،و دوباره در سال ۱۳۸۶ با تصحیح و شرح مجدد توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده‌است.این اثر در فهرست میراث مستند برنامه حافظه جهانی یونسکو از سوی ایران ثبت گردیده است.

    خمسهٔ نظامی به همت رستم علی‌اف به زبان روسی ترجمه و منتشر شده‌است.

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ایرنا

    ایرنا

    علامه دهخدا به عنوان پیشرو در نوآوری شعر برای اهالی شعر و ادب چهره‌ای آشنا است. برخی از محققان شعر و ادب معاصر درباره پیشروان نوآوری شعر معاصر، نظریاتی اظهار داشته اند که شاید صحت و درستی آن مورد تردید باشد. در این میان برخی نیز تأکید دارند که در واقع نخستین فردی که نمونه‌ای از شعر نو را ارایه کرد، علامه دهخدا است که شعر او به لحاظ قالب، وزن،‌ زبان، موضوع و نگاه شاعرانه، شعری جدید به شمار می‌رود که بعد از انتشار آن، تعدادی از شاعران معاصر برخی از عناصر شعرش را تقلید و اقتباس کرده‌اند.

    زندگینامه علی‌اکبر دهخدا

    علامه دهخدا در ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود. او پس از فراگیری علوم رایج آن زمان و ادامه تحصیل در مدرسه سیاسی، زبان فرانسه را به صورت کامل آموخت و با پایان تحصیلات با توجه به شرایط حاکم بر جامعه و آغاز فعالیت های مشروطه خواهان، نخستین فعالیت سیاسی خویش را در وزارت امور خارجه آغاز کرد. این ادیب پس از چند سال خدمت در آن وزارتخانه و کسب تجربه با دعوت میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی، روزنامه صور اسرافیل را به چاپ رساند و با ایجاد سبک نوینی در عرصه روزنامه نگاری، نوشته های طنز خویش را برای انتقاد از شرایط حاکم بر جامعه در ستون چرند و پرند منتشر کرد و اینگونه یکی از بنیانگذاران طنز در ایران شد. «امثال و حکم، ترجمه عظمت و انحطاط رومیان، ترجمه روح القوانین، فرهنگ فرانسه به زبان فارسی، تعلیقات بر دیوان ناصر خسرو، تصحیح دیوان حافظ، مجموعه مقالات، پندها و کلمات قصار و دیوان دهخدا» از دیگر اثرهای ارزشمند این ادیب برجسته به شمار می رود.

    علامه دهخدا چهره‌ای ادبی و اجتماعی

    علامه علی اکبر دهخدا از شخصیت های ادبی و اجتماعی مشهور کشور است. فعالیت های متنوع فرهنگی و اجتماعی‌اش سبب شد که وی را در شخصیت های گوناگونی بشناسیم. نخستین چهره ای که از این استاد فرزانه در خور توجه است،‌ چهره سیاسی او به شمار می رود. از نکات برجسته فعالیت‌های سیاسی وی، انتخابش از طرف مردم تهران و کرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی و تلاش او در سنگر مجلس برای حصول آزادی و پای فشردنش در دفاع از حقوق ملت در مقابل استبداد قاجاری بود. همین امر موجب شد که پس از به توپ بسته شدن مجلس، استاد دهخدا مجبور به کوچ اجباری شد اما او در متن حوادث سیاسی و اجتماعی روزگارش آزمون پس داد و بر باور و اعتقادات فکری و اجتماعی‌اش استواری ورزید. دهخدا به لحاظ فکری در ستیز میان سنت و تجدد که از امور معمول آن دوران بود از زمره افرادی محسوب می شد که به طور عمیق به سنت‌های بومی و اسلامی وفادار ماند و  به قول برخی ادیبان «کهن جامه خویش پیراستن را به از جامه عاریتی رنگین خواستن می دانست» و در زمینه شعر و ادب نیز نمی خواست که «چشمه خضر را به پای خم نصرانی» فدا کند. دهخدا درمان نابسامانی‌ها ایران را در پایه‌گرفتن حکومت قانون و برچیده شدن بساط خودسری و خودکامگی می‌دانست و هر اندازه که مخالفت محمدعلی شاه را با آزادی‌خواهان دوران مشروطه شدن بیش‌تر می‌یافت، زبان طنز خود را در طعنه‌زنی بر حکومت تندتر و تیزتر می‌کرد. اما فرمان ولادیمیر لیاخوف فرمانده روسی و غرش توپ‌هایی که بر سر مجلس و نمایندگان مردم باریدن گرفت، طنین طنز دهخدا را نیز خاموش کرد. میرزاجهانگیرخان شیرازی را در باغ شاه به دار آویختند و دهخدا به ناچار به طرف اروپا روان شد. او در سوییس پس از آن که در خواب با میرزا جهانگیرخان شیرازی دیدار کرد و او به دهخدا گفت که«چرا نگفتی آن جوان افتاد»، شعر بسیار شناخته شده‌ خود، یادآر ز شمع مرده یادآر، را سرود که می‌توان آن را پاسداشتی برای همه‌ جانباختگان راه آزادی دانست:

    ای مونس یوسف اندر این بند  تعبیر، عیان چو شد تو را خواب

    دل پر ز شعف، لب از شکر خند  محسود عدو، به کام اصحاب

    رفتی بر بار و خویش و پیوند  آزادتر از نسیم و مهتاب

    دهخدا پس از جنگ جهانی اول و روی کار آمدن رضاخان از کار سیاسی کناره گرفت و به کار گردآوری لغت روی‌ آورد. اما با اوج گرفتن جنبش ملی کردن نفت و آغاز نخست وزیری محمد مصدق بار دیگر به گفتمان سیاسی روی آورد و در گفت و گویی که رادیو ایران با او انجام داد، مصدق را نابغه‌ شرق خواند. او مقاله‌هایی در دفاع از دولت مصدق در روزنامه‌ها منتشر کرد و مردم را به پشتیبانی از دولت مصدق فراخواند. آتش پر فروغ و گرمی‌بخش وطن‌پرستی دهخدا بار دیگر چنان افروخته شد که برای پشتیبانی از دولت مصدق به سرودن شعر حماسی «گیرید همه از دل و جان راه مصدق»، نیز روی آورد:

    ای مردم آزاده کجایید کجایید                   آزادگی افسرد بیایید بیایید

    در قصه و تاریخ چو آزاده بخوانید              مقصود از آزاده شمایید شمایید

    دستاوردهای علمی و چهره مطبوعاتی علامه دهخدا

    لغت‌نامه‌ دهخدا بزرگ‌ترین دستاورد علمی علامه دهخدا است. او در ۴۵ سال کوشش پیگیر توانست بیش از سه میلیون برگه از نوشته‌های استادان ادب فارسی و عربی، لغت‌نامه‌های چاپی و خطی، کتاب‌های تاریخ و جغرافیا، پزشکی، اخترشناسی، ریاضی، فلسفه، فقه و بسیاری دیگر فراهم آورد. همچنین در این کوشش پی‌گیر برای فراهم آوردن لغت‌نامه، به تصحیح برخی از کتاب‌هایی که از آن‌ها بهره می‌برد، نیز روی آورد که برخی از آن‌ها به چاپ رسیده و برخی هنوز چاپ نشده است. با این همه، لغت‌نامه مهم‌ترین دستاورد علمی دهخدا به شمار می‌آید. دهخدا هنگامی که در جریان جنگ جهانی اول در یکی از روستاهای چهارمحال و بختیاری به سر می‌برد، به فکر نگارش چنین اثری افتاد. او در آن گوشه‌ تنهایی در پی کتاب بود تا مونس تنهایی‌اش باشد و در آن‌جا تنها به لاروس کوچک دست یافت. به‌ناچار کار پژوهشی خود را با همان لاروس کوچک آغاز کرد و برابرهای فارسی بسیاری از آن واژه‌های فرانسوی را پیدا کرد و نوشت. پس از بازگشت از چهارمحال و بختیاری در ۱۲۹۷ خورشیدی جست و جو برای گردآوری لغت را آغاز کرد.

    چهره دیگر علامه دهخدا چهره مطبوعاتی اوست. از این منظر، او ۱۵ شماره از روزنامه سروش را در استانبول ترکیه در زمان مهاجرتش نشر داد. افزون بر این مقالات فکاهی طنزآمیزی با عنوان «چرند و پرند» و با امضای «دخو، ‌خرمگس، سگ حسن دله،‌ غلام گدا و...» که در روزنامه صوراسرافیل میرزا جهانگیر خان چاپ و منتشر می کرد. وی این شیوه را به عنوان تالی همشهری قدیمی اش یعنی عبید زاکانی شناساند. همین مقالات چرند و پرند او، چیزی شبیه داستان های کوتاه است. با اینکه وی از نوشتن آنها قصد داستان نویسی نداشت اما ویژگی هایی مثل شخصیت پردازی، حادثه، گفت وگو و لحن را دربرداشت و بعدها منبع الهام سیدمحمد علی جمالزاده در نوشتن و ارایه نخستین داستان های کوتاه فارسی شد. چهره دیگر استاد دهخدا که قابل ذکر است،‌ آشنایی با او به عنوان ادیبی محقق، متتبع و لغوی است که در این چهره نیز آثاری ارزنده از خود به یادگار نهاد. آثاری چون لغت نامه که دارای ۴۰۰ هزار لغت، اصطلاح، ترکیب، تعبیر و اعلام است و از جهت ارزش باید گفت به میزان شاهنامه در حفظ و تحکیم زبان فارسی موثر بوده است. کار دیگر استاد دهخدا در این حوزه جمع آوری و تدوین امثال، حکم و ضرب المثل‌های فارسی است که با همین نام در چهار جلد چاپ شده و منبع الهام بسیاری از شاعران و ادیبان دوره معاصر در تدوین و ارایه نمونه آن شده است.

    وجه ارزشمند دیگر استاد، شاعری اوست که در این چهره شاید چندان شناخته شده نباشد. شعرهای او را با توجه به خصوصیات ادبی مثل ارکائیک بودن، عامیانه گویی و نوسرایی می توان به سه دسته تقسیم کرد. برخی از این اشعار در قالب های کلاسیک و قدیمی شعر فارسی قرار دارد و در آنها تقلید و اقتباس از آثار قدما کاملا به چشم می خورد و نیز تاثیر لغت نامه بر این شعرها قابل درک است. بسیاری از واژگان مشکل و نامأنوس فارسی و عربی خودآگاهانه و ناخودآگاه در این اشعار وارد شده است که برای درک و فهم آنها گاهی باید به همان لغت نامه مراجعه کرد. بدین سبب می توان دهخدا را اسدی توسی، شاعر و لغوی و صاحب لغت فرس مقایسه کرد. دسته دوم از شعرهای دهخدا شعرهای عامیانه یا «احمدا»ی اوست. یعنی شعرهایی که در آن به زبان محاوره و ادبیات شفاهی مردم و مثل ها و ضرب المثل ها توجه می شود و از جمله این اشعار، شعر «روسای ملت» است. هر چند که در این اشعار تاثیر ادبیات شفاهی مردم و ضرب المثل‌ هایی که وی در کتاب مستطاب «امثال و حکم» جمع آوری و تدوین کرده آشکار است. بنابراین تاثیر نمونه کارهای یغمای جندقی، شاعر دوره سبک بازگشت ادبی در «احمدا» گویی بر کارهای او غیرقابل انکار است.

    دسته سوم از شعرهای استاد دهخدا، اشعار نو است که در آنها گرایش به تازگی دیده می شود و به لحاظ موضوع، قالب و عنصر خیال و عناصر دیگر شعر، جدید است و شعر «یادآر شمع مرده یادآر» از این نوع است اما نکته ای که در خصوص شعر و شاعری استاد دهخدا گفتنی است، پیشرو بودن وی در تحول شعر معاصر است. موضوع شناسایی آغازگران نوآوری شعر معاصر از موضوعاتی به شمار می رود که ذهن بسیاری از محققان و ادیبان را به خود معطوف کرده است و شماری از آنان برآنند که شاعرانی مانند جعفر خامنه ای، تقی رحمت، شمس کسمایی از جمله پیشاهنگان تحول شعر معاصر محسوب می شوند. این سخن وقتی صحیح و پذیرفتنی است که ابتدا تلقی خود را از تحول مشخص کنیم. اگر مقصود از تحول، نوآوری فقط در یکی از اجزا و عناصر شعر مثل لفظ و معنا، قلب و وزن و قافیه تخیل، مخاطب و نگاه و جهت گیری فکری شاعر باشد در این صورت می توانیم این شاعران را در یکی یا برخی از این اجزا و عناصر پیشرو بدانیم اما اگر مقصود تحول در همه اجزا و عناصر شعر باشد در این صورت با قاطعیت نمی توان چنین حکمی صادر کرد زیرا چنین ویژگی هایی را در شعر این شاعران به شکل مطلوب نمی توان یافت. 

    با این حال با بررسی تاریخ شعر معاصر از دوره مشروطیت به بعد به چهره هایی بر می خوریم که نمونه های قابل قبولی را از تحول در همه اجزای شعر در دفتر شعر و شاعری خود ثبت کرده اند. از جمله این شاعران علامه دهخدا است که قدیمی ترین نمونه شعر تحول یافته معاصر نیز به لحاظ لفظ و معنا، قالب و وزن و قافیه، مخاطب، نگاه و جهت گیری فکری و اجتماعی و به کارگیری زبان محاوره مردم در شعر از آن اوست. این شعر که با عنوان «کنسرت ایرانی به اشتراک دوشیزگان قوچانی» مشهور است، نخستین بار در نشریه صور اسرافیل میرزا جهانگیرخان شیرازی چاپ و منتشر شد. ادوارد براون محقق انگلیسی نیز آن را به عنوان یک شعر جدید در کتاب تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطه آورده است. دهخدا این شعر را درباره حادثه ای که در ۱۳۲۳  در قوچان خراسان رخ داده، سروده است. در این سال تعدادی از دختران قوچانی ربوده می شوند. در اینجا دهخدا با سرودن شعری در واقع نخستین واکنش اعتراض آمیز ایرانیان مسلمان نسبت به این واقعه را نشان می دهد. این شعر همان گونه که پیشتر ذکر شد، نخستین نمونه شعر فارسی است که در آن ویژگی هایی وجود دارد که آن را از اشعار قبل از خود متمایز می کند. یکی از آن ویژگی‌ها، انسجام و یکپارچگی آن است. این شعر به لحاظ ساختمان در محور عمودی و طولی از انسجام معنایی برخوردار است. افزون بر این موضوع آن یک مساله سیاسی و اجتماعی روز و یک حادثه ملی و وطنی به شمار می رود. این شعر در میان اشعاری که در آن زمان به لحاظ موضوع و مضمون در خدمت مدح شاهان و امیران بود، تازگی داشت. در واقع زبان شعر به زبان محاوره مردم آن روزگار نزدیک است و مخاطب شعر نیز دربار و درباریان نیستند، بلکه مردم کوچه و بازارند و به ظاهر دهخدا این شیوه شعر را همچنین باید از شعرها و ادبیات شفاهی خود مردم اقتباس کرده باشد.

    سرانجام علامه دهخدا

    علی اکبر دهخدا سرانجام پس از سال ها کوشش در راه جمع آوری لغت نامه فارسی و خدمت به سیاست، فرهنگ، علم و ادب ایران در هفتم اسفند ۱۳۳۴ خورشیدی در تهران چشم از دنیا فروبست.

    منابع:

    ۱. تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت، ادوارد براون، ترجمه محمد عباسی، انتشارات معرفت

    ۲. دیوان علامه دهخدا، به کوشش سیدمحمد دبیر سیاقی،‌ ۱۳۷۰، ص ۷

    ۳. ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما، محمدرضا شفیعی کدکنی، ترجمه حجت الله اصیل، نشر نی، ۱۳۷۸

    ۴. مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی، انتشارات فرانکلین، ۱۳۴۵

    ۵. معین، محمد، دهخدا(از مجموعه مقاله های مقدمه لغت نامه)، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷

    منبع مطلب : www.irna.ir

    مدیر محترم سایت www.irna.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 10 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید