در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    حضرت عزیر چند سال به خواب رفت وقتی بیدار شد کدام فرشته از او سوال پرسید

    1 بازدید

    حضرت عزیر چند سال به خواب رفت وقتی بیدار شد کدام فرشته از او سوال پرسید را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    زندگینامه حضرت عزیر (ع)، پیامبری که پس از صد سال زنده شد!

    زندگینامه حضرت عزیر (ع)، پیامبری که پس از صد سال زنده شد!

    داستان زندگی حضرت عزیر علیه السلام
    یکی از پیامبران بنی اسرائیل، عزیر (به عربی:عُزَیر) نام داشت. نَسَبش به بنیامین فرزند حضرت یعقوب(ع) می رسد. عزیر شخصیتی است که در قرآن، در آیه ۳۰ سوره توبه ذکر شده است، که گفته می شود او به وسیله یهودیان بعنوان « پسرِ خدا» مورد تقدیس قرار گرفته است. حضرت عزیر به امر خدا در سن جوانی از دنیا رفت و بعد از صدسال زنده شد.


    عزیر از نسل هارون برادر موسی علیه السلام است که در بعضی منابع به ارمیا نیز از وی یاد می شود. عزیر در زمان پادشاهی هخامنشیان می زیسته است. در زبان عبری و متون یهودی، عزرا خوانده می شود.


    نام عزیر در قرآن
    قرآن صراحتاً عُزیر را یک پیامبر ندانسته است، ولی بسیاری از مفسران طبق احادیث، وی را یکی از پیامبران می دانند.
    اسم عزیر پیامبر، تنها یک مرتبه در قرآن مجید و آن هم در آیه ۳۰ سوره توبه آمده است. و یک مرتبه هم بصورت ضمنی در آیه ۲۵۹ سوره بقره (داستان خوابیدن و زنده شدن او و الاغ ش) به آن اشاره شده است. خداوند در قرآن اینگونه به داستان عزیر اشاره می کند:

    أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلَی قَرْیةٍ وَهِی خَاوِیةٌ عَلَی عُرُوشهَا قَالَ أَنَّی یحْیی هَذهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبثْتَ قَالَ لَبثْتُ یوْماً أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قَالَ بَلْ لَبثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَی طَعَامِکَ وَشَرَابکَ لَمْ یتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ ایةً لِلنَّاس وَانْظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کَیفَ نُنْشزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَینَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ( سوره بقره/ سوره۲، آیه ۲۵۹)

    عزیر پیامبر
    پدر و مادر حضرت عُزیر علیه السلام در منطقە بیت المقدس زندگی می کردند. خداوند دو پسر دوقلو به آن ها داد که اسم یکی را عزیر و اسم دیگری را عُذره گذاشتند. عزیر و عذره با هم بزرگ شدند تا به سی سالگی رسیدند. عزیر بعد از آنکه ازدواج کرد به قصد سفر از خانه بیرون آمد. پس از خداحافظی با بستگانش، مقداری انجیر و آب و میوە تازه با خود برداشت تا در سفر مصرف کند. در بین راه به روستایی رسید که بطور وحشتناکی درهم ریخته و خراب شده بود و حتی استخوان های ساکنان آن جا هم پوسیده شده بود.


    عزیر علیه السلام با دیدن این منظره ترسناک به فکر معاد و زنده شدن مردگان افتاد و با خود گفت:چطور خداوند این مردگان را زنده می کند؟ البته وی این سخن را از روی انکار نگفت بلکه از روی تعجب و حیرت گفت. او در این فکر بود که خداوند جانش را گرفت و در ردیف مردگان قرار داد.


    مرگ صد ساله و زنده شدن عزیر
    طبق  قرآن و بعضی منابع تاریخی، عزیر در سن جوانی به امر خدا، روح از بدنش جدا گردید و بعد از صد سال زنده شد.  بعد از زنده شدن عزیر از وی در مورد مدت زمانیکه بر او گذشت سوال شد. عزیر خیال میکرد یک روز یا کمتر خوابیده است. به وی گفته شد صد سال از جان دادنش گذشته است ولی غذا و خوراکی که همراهش بود هنوز فاسد نشده است. بعد از آن از سوی خدا به او گفته شد به استخوان های مرکبش که هم زمان با عزیر از دنیا رفته بود نگاه کند تا از چگونگی زنده شدن مردگان و معاد آگاه شود. حضرت عزیر (ع) بعد از این واقعه به توانا بودن خدا اقرار کرد. این ماجرا در سوره بقره ذکر شده است. مراغی از مفسران اهل سنت معتقد است عزیر قبض روح نشده بود بلکه در این مدت در حالتی شبیه بیهوشی به سر می برده است.

    زندگی عزیر بعد از مرگ صدساله
    عزیر زمانیکه بیدار شد روانه شهر خود گشت. به دلیل تغییراتی که در شهر بوجود آمده بود به دنبال خانه خویش می گشت. بعد از رسیدن به منزل خویش، برای اطمینان، از زنی سال خورده و نابینا خانه خود را جویا شد. زن سال خورده که مدت زیادی بود کسی از او خانه عزیر را جویا نشده بود، با شنیدن اسم عزیر گریه کرد و گفت این اولین بار است که کسی منزل عزیر را جویا می شود. او همانجایی را که عزیر احتمال می داد منزل عزیر معرفی کرد.


    عزیر و اثبات هویت خویش برای بنی اسرائیل
    عزیر برای آن که برای قوم بنی اسرائیل هویت خود را ثابت کند به تقاضاهای بنی اسرائیل برای اثبات ادعای زنده شدنش عمل کرد. او همچنین به دنبال درخواست زنی نابینا که از وی طلب سلامتی نموده بود، برای او دعا کرد و چشمانش بینا شد.


    عزیر برای جلب اعتماد فرزندان سالخورد ه اش، به درخواست آنها نشانه ای که روی کتفش بود را به آنان نشان داد. بنی اسرائیل که هنوز باور نمی کردند این فرد همان عزیر صدسال قبل است از او خواستند تورات را که بعد از سوزاندن بخت النصر به فراموشی سپرده شده بود برای قوم بنی اسرائیل بخواند. عزیر هم تورات را از حفظ برای آنان قرائت کرد. عزیر همچنین محل دفن توراتی را که از طرف پدرش سروحا در روزگار بخت النصر در خاک مدفون بود را به بنی اسرائیل نشان داد. آنان بعد از بیرون آوردن تورات، آن را با آنچه که عزیر از حفظ برای مردم قرائت کرده بود مقایسه کردند و اختلافی در آن ندیدند. همین مسئله باعث شد که بعضی از بنی اسرائیل عزیر را به خاطر تکریم و احترام، فرزند خدا بدانند.


    گردآوری: بخش مذهبی بیتوته

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    پیامبری که بعد از 100سال زنده شد !!!

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    «او کالذی مر علی قریة وهی خاویة علی عروشها قال انی یحیی هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه قال کم لبثت قال لبثت یوما او بعض یوم قال بل لبثت مائة عام فانظر الی طعامک و شرابک لم یتسنه و انظر الی حمارک و لنجعلک آیة للناس وانظر الی االعظام کیف ننشزها ثم نکسوها لحما فلما تبین له قال اعلم ان الله علی کل شی قدیر»

     سوره مبارکه بقره آیه ۲۵۹

      گفت چگونه خداوند این مردگان را زنده می کند؟ البته این سخن از روی انکار و تردید نبود بلکه از روی تعجب بود زیرا قرائن موجود در آیه نشان می دهد که او یکی از پیامبران ع بوده که در ذیل آیه می خوانیم خداوند با او سخن گفته است و روایات نیز این حقیقت را تایید می کند.
    در این هنگام خداوند جان او را گرفت و یکصد سال بعد او را زنده کرد !!!

    در باره اینکه او کدامیک از پیامبران بوده احتمالات گوناگونی داده شده است بعضی او را " ارمیا" و بعضی " خضر" دانسته اند ولی مشهور و معروف این است که" عزیر" بوده است و در حدیثی از امام صادق ع نیز این موضوع تایید شده است. همچنین در باره اینکه این آبادی کجا بوده است بعضی آن را بیت المقدس دانسته اند که بر اثر حملات" بخت نصر" ویران و در هم کوبیده شد اما این احتمال بعید به نظر می رسد.


    سرگذشت شگفت انگیز حضرت عزیر نبی
    صد سال خواب!
    عزیر چون وارد باغ خود شد،  آنگاه سبدی از انگور و سبد دیگری از انجیر و مقداری نان به همراه برداشت، سوار بر الاغ خود شد و راه منزل خویش را در پیش گرفت. عزیر در بازگشت خود غرق در اسرار آفرینش و عظمت موجودات بود و آنچنان در فکر فرو رفت، که راهش را گم کرد. چند لحظه بعد خود را در میان ویرانه ای دید که از دهکده خرابی حکایت می کرد، پراکندگی خانه های ویران، سقفها و دیوارهای فرو ریخته، وجود استخوانهای پوسیده و اسکلتهای متلاشی شده در سکوتی مرگبار، منظره وحشتناکی را ایجاد کرده بود. عزیر از الاغ خود پیاده شد و سبدهای میوه را کنار خود گذاشت و حیوان خود را بست و به دیوار خرابه ای تکیه داد، تا خستگی خود را بر طرف سازد و نیروی جسم و فکر خود را باز یابد.
    سکوت مطلق و نسیم ملایم فکر عزیر را آزاد ساخت تا درباره مردگان و وضع رستاخیز ایشان بیندیشد. عزیر با خود فکر می کرد که این بدنهای متلاشی شده که طعمه خاک گشته اند و ابرهای فراوان بر آنها باریده و جریان سیل آنها را به هر سو رانده، چگونه در روز قیامت بار دیگر زنده می شوند؟! با ادامه این تفکر و تامل، کم کم چشمهای عزیر گرم شد و پلکهایش به آرامی روی هم آمد عضلاتش سست گشت و در خواب عمیقی فرو رفت، آنچنان که گویا به مردگان ملحق شده است.

    صد سال تمام گذشت، کودکان پیر شدند و عمر پیران پایان یافت، نسل ها تغییر کردند، قصرها عوض شدند ولی عزیر هنوز به صورت جسدی بی روح در خواب بود، استخوانهای او پراکنده و اعضایش از هم گسیخته شد ! 

    خدا استخوانهای عزیر را فراهم و آنها را مرتب ساخت و از روح خود در آن دمید، برخی نوشته اند که نخست چشمان او زنده شد ! ناگهان عزیر با بدنی کامل و نیرومند از جای برخواست بر روی پای خود ایستاد. عزیر با خود اندیشید که از خوابی سنگین بیدار شده است. سپس به جستجوی الاغ خود پرداخت و به دنبال آب و غذا روان شد. فرشته ای به سوی او آمد گفت: فکر می کنی چقدر در خواب بوده ای؟ عزیر بدون دقت و تفکر در اوضاع گفت: یک روز یا کمتر از آن خوابیده ام. فرشته گفت: تو صد سال است که مانند این اجساد در این زمین بوده ای، بارانهای نرم و رگبارهای شدید بر بدنت باریده و بادهای بسیار بر تو وزیده،و خوراکت سالم مانده !!! 

     او دید الاغ وی با تمام شرایط و علائم روی دست و پای خود ایستاد و آثار زندگی در آن هویدا شد. عزیر با مشاهده این منظره گفت: "من می دانم که خدا بر هر چیز قادر است. "

    صد سال فراق!
    عزیر بر حیوان خود سوار شد و  بالاخره به خانه خود رسید. بر درب خانه پیرزنی را دید با کمر خمیده و اندامی لاغر که گذشت ایام پوست بدنش را چروکیده و بینایی چشمانش را فرو کاسته است. ولی با این حال در برابر مصائب دوران و جریان ماه و سال هنوز رمقی در بدن دارد. این پیرزن مادر عزیر است که عزیر او را در ایام جوانی و بهار زندگی رها کرده و رفته است.
    عزیر از پیرزن پرسید: آیا این خانه منزل عزیر است؟ پیرزن گفت: آری این منزل عزیر است و به دنبال این سخن صدای گریه او بلند و اشکش روان شد و گفت: عزیر رفت و مردم او را فراموش کرده اند و سالیان متمادی است که غیر از تو، نام عزیر را از کسی نشنیده ام. عزیر گفت: من عزیرم، خدا صد سال مرا از این جهان به وادی مردگان برد و اکنون بار دیگر مرا به صحنه وجود آورده و زنده نموده است.

    آزمایش عزیر
    پیرزن از گفته عزیر مضطرب شد و در اولین برخورد، ادعای عزیر را منکر شده، سپس گفت: عزیر مرد صالح و شایسته ای بود و دعای او همواره مستجاب می شد. هر چیزی را که از خدا می خواست حاجتش بر آورده می شد، برای هر بیماری واسطه می شد، شفا می گرفت. اگر تو عزیر هستی از خدا بخواه بدن من سالم و چشم من بینا گردد. عزیر دعا کرد و ناگهان مادر او بینایی و سلامت و شادابی خود را باز یافت. 

    امیرالمومنین علی (ع) می فرماید «هنگامی که عٌزیز از خانواده ی خود خارج شد، پنجاه سال داشت وزن او باردار بود، حق تعالی اورا صد سال میراند و سپس زنده کرد وقتی به خانه ی خود بازگشت کرد،پسری صدساله داشت ،درحالی که خود عٌزیرهمچنان پنجاه ساله بود. پس پسراو بزرگتر از خوداو بود.»

     عزیر همان مرد نیرومند با بدن سالم و قوی نزد بستگان خود حاضر شد ولی اقوام عزیر او را نشناختند و منکر وی شدند و ادعای او را دروغی بزرگ شمردند و در صدد آزمایش او بر آمدند، یکی از فرزندان عزیر گفت: پدر من خالی در کتف خود داشت و با این نشان شناخته می شد و به این صفت معروف بود. بنی اسرائیل شانه او را باز کردند، دیدند خال هنوز باقی است و با همان اوصافی که به خاطر داشتند و یا شنیده بودند تطبیق می کند.


    بزرگ بنی اسرائیل گفت: ما شنیده ایم زمانی که بخت النصر به بیت المقدس حمله کرد و تورات را سوزاند، فقط افراد انگشت شماری و از آن جمله عزیر تورات را از حفظ بودند، اگر تو عزیری، آنچه از تورات محفوظ داری برای ما بخوان. عزیر تورات را بدون هر گونه تغییر و انحراف و کم و زیاد از حفظ خواند، در این موقع بود که بنی اسرائیل، ادعای او را تصدیق و تکریم کردند و با او پیمان بستند و به وی تبریک گفتند ولی گروهی از بنی اسرائیل که در نهایت بدبختی بودند با این وجود ایمان به حق نیاوردند، بلکه به کفر خود افزودند و گفتند: "عزیر پسر خداست".!!!

    معرفی اجمالی حضرت عزیر نبی (ع)

    یکی از پیامبران بنی اسرائیل است که نسبش به بنیامین فرزند یعقوب (ع)میرسد . نام پدرش "خلقیا " بود

    عزیرهمان عزرا یا "اسدراس" است که به امر اردشیر اول ، پادشاه هخامنشی بقیه یهود مقیم ایران را به همراه خود به فلسطین آورد . اردشیر او را تقویت و وسایل مهاجرتش را فراهم آورد .

    او در در سال چهارم سلطنت "یوتاتیم " پادشاه آل یهود می زیست و به او وحی شد تا بنی اسرائیل را به سوی حق دعوت کند

    ارمیا (عزیر ) اعلامیه را در بیت المقدس برای آل یهود قرائت کرد : تقوای الهی پیشه کنید و شریعت موسی را به پا دارید تا مورد رحمت قرار گیرید وگرنه به دست سپاه بابل کشته و اسیر میشوید و اگر به تورات عمل نکنید تمام کتب موجود میان شما جمع آوری و سوزانده میشود !!!

    وقتی خبر به یوتاتیم (پادشاه یهود ) رسید دستور داد اورا هرجا یافتند دستگیر و به قتل برسانند . سرانجام همانطور که ارمیا فرموده بود ،  بخت النصر (پادشاه بابل) بیت المقدس را تسخیر کرد و تمام اموال و جواهرات مردم را غارت و یوتاتیم را دستگیر کرد و به بابل فرستاد

    سپس برادرش صدقیا را به جایش نشاند. صدقیا ، ارمیای نبی را ۱۰سال به زندان افکند  ـ اما وی بدست بخت النصر آزاد شد و آل یهود هم به اسارت درآمدند - بخت النصر به ارمیای نبی احسان بسیار کرد

    محل دفن ارمیای نبی

    در ۶۰ کیلومتری شهرستان شاهرود به طرف خراسان  ، دو روستا وجود دارد = یکی به نام  اسرائیل و دیگری ارمیان ، که گفته میشود قبر حضرت ارمیا در آنجا واقع شده است

    "تشریف بردید التماس دعا "

    برگرفته از  ویکی فقه (دانشنامه حوزوی ) - قرآن حکیم (ترجمه آیت الله مکارم شیرازی )

    منبع مطلب : www.sokhanedel2.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.sokhanedel2.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ...... 1 ماه قبل
    -1

    حضرت عذیر وقتی بعد از صد سال زنده شد چه فرشته ایی بالی سر او بود

    عزراییل یا جبرییل

    0
    جبرييل 22 روز قبل

    جبرييل

    برای ارسال نظر کلیک کنید