در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    به شعری که هر بیتش قافیه ای جداگانه داشته باشد چه می گویند

    1 بازدید

    به شعری که هر بیتش قافیه ای جداگانه داشته باشد چه می گویند را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    آشنایی با ساختار و قالب‌های شعری

    منظور از قالب یک شعر، شکل آرایش مصرع ها و نظام قافیه آرایی آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعریف می گنجد و نه در قالب، ولی شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هایی رسیده اند و شکلهایی خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند. به این ترتیب در طول تاریخ، چند قالب پدید آمده و ؛ شاعران کهن ما کمتر از محدوده این قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخیر، یک تحوّل جهش وار داشته ایم که اصول حاکم بر قالبهای شعر را تا حدّ زیادی دستخوش تغییر کرده است.
    قالب شعر به شکل شعر گفته می‌شود که بر دو نوع است:
    شکل ظاهری و شکل درونی (یا شکل ذهنی). شکل ظاهری که شامل وزن یا بی‌وزنی، تساوی مصرع‌ها و یا کوتاهی و بلندی آنها، قافیه‌ها : - در صورتی که قافیه‌ای وجود داشته باشد - و صداها و حرکات ظاهری کلمه می‌شود.
    قالب در شعر کلاسیک فارسی، شکل ظاهری است که قافیه به شعر می‌بخشد. طول هر مصرع، چیدمان هجاهای هر مصرع، تعداد ابیات، آرایش مصرع‌ها، قافیه آرایی آنها و حتی عاطفه انتقالی شاعر به خواننده دیگر عوامل تعیین کننده قالب ظاهری شعرند.

    هر یک از سطرهای یک شعر را یک بیت گویند . کمترین مقدار شعر یک بیت است .

    هر بیت شامل دو قسمت است هر یک از این بخش ها را یک مصراع گویند . کمترین مقدار سخن موزون یک مصراع است .
    باز آی و بر چشمم نشین ، ای دلستان نازنین     
    کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود .
       

    به پایان هر مصراع یا در پایان هر بیت اگر واژه یا واژه هایی با یک معنی بعد از قافیه تکرار شود به این واژه ها ردیف گویند . این تکرار تأثیر موسیقی شعر را قوی تر می کند .
    مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید                       که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
                 

    به کلمات آخر ابیات که آخرین حرف اصلی آنها یکی باشد در واقع کلماتی با یک آهنگ را قافیه گویند . اگر بیتی دارای ردیف باشد قافیه قبل از ردیف قرار می گیرد .قافیه و ردیف حاصل شعر سنتی است . قافیه اجباری است اما ردیف اختیاری است .
    سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند                       همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
     

    - مثنوی
    - قصیده
    - غزل
    - مسمط
    - مستزاد
    - ترجیع بند
    - ترکیب بند
    - قطعه
    - رباعی
    - دو بیتی
    - تک بیت
    - چهار پاره  
    - تصنیف
    - مفرد
    - تضمین

    اولین قالب شعری است که از نیمة قرن سوم هـ . ق در ادبیات فارسی به تقلید از شعر عربی پدید آمد و تا روزگار ما مورد توجه شاعران بوده است . شعری است که مصراع اول با مصراع های زوج آن با هم قافیه است . تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است . محتوای قصیده می تواند مدح ، ستایش ، وصف و پند و اندرز و حکمت و عرفان و رثاء و مرثیه باشد . از قصیده سرایان معروف ، رودکی ، منوچهری و ناصرخسرو و سنایی و قصیده سرای معاصر ملک الشعرای بهار و امیری فیروزکوهی است .
    قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونیهایی شده است که می‏توان به اجمال به شرح زیر بیان کرد:
    الف) در رزوگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغه‏های شاعرانه پرداخته می‏شده است.
    ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می رسیده است.
    ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان در آورد.
    د) سنایی غالب قصیده را به مضامین دینی و عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوه‏ی او به وسیله‏ی عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.
    ه) سعدی و به تبع او سیف فرغانی قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.
    و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعه‏ی کتاب‏خوان نقش بسزایی داشته است. شاخصترین قصاید از این نوع را می توان دردیوان ملک‏الشعرا بهار سراغ گرفت.

    قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده می‌شود. به چند بیت ابتدایی قصیده تشبیب، نسیب و یا تغزل گفته می‌شود که همان نقش مقدمه را ایفا می‌کند. تخلص به حلقه واسطه میان تغزل و مدح یا تنه اصلی شعر گفته می‌شود. ابیات پایانی قصیده نیز معمولا به ثنا و دعا اختصاص دارند. به لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود. یعنی مصرع اول بیتی در اواسط قصیده با مصرع های زوج هم قافیه می‌گردد. پس از آن شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده نماید. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع سود برده اند. [۴]

    ---------*           -----------*
    ---------             -----------*

    از جهت شکل قرار گرفتن قافیه درست مانند قصیده است با این تفاوت که تعداد ابیات غزل حداقل 5 بیت و حداکثر تا 17 – 12 است. درون مایه و محتوای غزل ، عاشقانه ، عارفانه و یا آمیزه ای از هر دو و یا مضمون اجتماعی است . غزل از قرن ششم پدید آمده و تا امروز از قالب های رایج شعر فارسی است .غزلسرایان معروف ، سعدی ، مولوی ، حافظ و از غزلسرایان معاصر ، شهریار و رهی معیری و . . .   می باشند .
    زاهد خلوت‌نشین، دوش به می‌خانه شد        از سر پیمان گذشت، با سر پیمانه شد
    صوفی مجلس که دی، جام و قدح می‌شکست        باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد
    شاهد عهد شباب، آمده بودش به خواب        باز به پیرانه‌سر، عاشق و دیوانه شد
    مغ‌بچه‌ای می‌گذشت، راه‌زن دین و دل        درپی آن آشنا، ازهمه بیگانه شد
    گریۀ شام و سحر، شکر که ضایع نگشت        قطرۀ باران ما، گوهر یک‌دانه شد

    منزل حافظ کنون، بارگه پادشاست
        دل بر دل‌دار رفت، جان بر جانانه شد

    ---------*           -----------*
    ---------             -----------*
    نخستین بیت قصیده و غزل را " بیت مطلع " و بیت آخر را " بیت مقطع " گویند که معمولا" شاعر تخلص خود را در بیت آخر ذکر می کند .
    عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ          قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

    شعری است حداقل دو بیت که فقط مصراع های زوج هم قافیه اند . قطعه دارای وحدت موضوعی است و موضوع آن معمولا" مطالب اخلاقی ، اجتماعی ، تعلیمی ، مدح و هجو است . قطعه در تمام دوره ها در شعر فارسی رواج داشته است . انوری در قرن 6 ، سعدی در گلستان ، پروین اعتصامی ( معاصر ) از قطعه سرایان معروفند .آرایش قافیه در قطعه
    ---------            -----------*
    ---------             -----------*
    خلید خار درشتی به پای طفلی خرد                به هم برآمد و از پویه بازماند و گریست
    بگفت مادرش این رنج اولین قدم است               ز خار حادثه تیه وجود خالی نیست
     

    شعری است که هر بیت آن قافیة مستقل دارد . این قالب خاص ایرانیان است و از آغاز شعر فارسی تا امروز مورد توجه شاعران بوده است . درون مایه و محتوای آن حماسی ، اخلاقی ، عاشقانه ، عارفانه و تاریخی است .نمونة مثنوی حماسی مثل شاهنامه ، عاشقانه : لیلی و مجنون ، عارفانه : مثنوی معنوی ، اخلاقی : بوستان سعدی است .
    شکل آرایش مثنوی
    ---------*           -----------*

    چهار مصراع است که مصراع سوم آن معمولا" قافیه ندارد . درون مایه ای عارفانه ، عاشقانه یا فلسفی دارد . مناسب ترین قالب برای لحظه های کوتاه شاعرانه است و در همة دوره ها رواج داشته است . رباعی یک قالب خاص ایرانی است و خیام ، عطار ، مولوی و بابا افضل سرایندگان نامدار رباعی اند .
    وقت است که در بر آشنایی بزنیم             تا بر گل و سبزه تکیه جایی بزنیم
    زان پیش که دست و پا فروبندد مرگ            آخر کم از آن که دست و پایی بزنیم

    دو بیت است که گاه مصراع سوم آن قافیه ندارد . این قالب صورت کامل شدة شعر هجایی در عصر ساسانی است . درون مایة عاشقانه و عارفانه دارد و رایج ترین قالب در میان روستائیان است . باباطاهرعریان از معروف ترین شاعران دوبیتی گو به شمار می آید. دوبیتی وزنی خاص دارد و از این نظر با رباعی متفاوت است .
    به صحرا بنگرم ، صحرا تَه وینم          به دریا بنگرم دریا تَه وینم           
    به هر جا بنگرم کوه و در و دشت     نشان از قامت رعنا ته وینم
     

    غزل­ هایی است هم وزن با قافیه ­های متفاوت که بیت یکسان مُصرَّعی آن­ها را به هم می­پیوندند. به هر غزل یک «خانه» یا «رشته» و به بیت تکراری میان آن­ها «ترجیع» یا «برگردان» می­گویند.
    قالب ترجیع بند ویژه­ی شعر فارسی است. درون مایه ­های ترجیع بند عشق، مدح و عرفان است.

    ------------×       ------------×
    ------------        ------------×
    ------------       ------------×
    ------------#
    ------------#
    ------------+    ------------+
    ------------       ------------+
    ------------      ------------+
    ------------#
    ------------#

    دردا که به لب رسید جانم ----- آوخ که ز دست شد عنانم
    کس دید چو من ضعیف هرگز ----- کز هستی خویش در گمانم
    پروانه ام اوفتان و خیزان ----- یکبار بسوز و وارهانم
    گر لطف کنی به جای اینم ----- ورجور کنی سرای آنم
    بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله کار خویش گیرم
    زان رفتن و آمدن چگویم ----- می آیی و می روم من از هوش
    یاران به نصیحتم چه گویند ----- بنشین و صبور باش و مخروش
    ای خام، من این چنین در آتش ----- عیبم مکن ار برآورم جوش
    تا جهد بود به جان بکوشم ----- و آنگه به ضرورت از بن گوش
    بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم
    ای بر تو قبای حسن چالاک ----- صد پیرهن از جدائیت چاک
    پیشت به تواضع است گویی ----- افتادن آفتاب بر خاک
    ما خاک شویم و هم نگردد ----- خاک درت از جبین ما پاک
    مهر از تو توان برید هیهات ----- کس بر تو توان گزید حاشاک
    بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم

    شعری است که به آخر هر مصراع آن واژه یا واژه­ هایی افزوده شود. افزوده­ های معنی مصراع پیشین و یا پسین خود را کامل می­ کنند.
    هرکه گدای در مُشکوی توست          پادشاست
    شه که به همسایگی کوی توست     چون گداست

    شعری است که از رشته ­های گوناگون پدید می­آید. قافیه­ ی رشته­ ها متفاوت است و در هر رشته همه­ ی مصراع­ ها به جز مصراع آخر هم قافیه­اند. به هر بخش رشته می­گویند و به مصراع آخر هر رشته، بند گویند. در ضمن تمام بندها با هم هم قافیه می­باشند.

    ------------+ ------------+
    ------------+ ------------+ رشته
    ------------+ ------------# بند
    ------------× ------------×
    ------------× ------------× رشته
    ------------× ------------# بند

    بوی جوی مولیان آید همی ------ یاد یار مهربان آید همی
    این شعر منسوب به رودکی را که همراه با چنگ خوانده میشده شاید بتوان تصنیف دانست و از آن به بعد نیز عده ای از شاعران اشعار خویش را همراه با عود و چنگ می خوانده اند.
    در قرن ششم و هفتم تصنیف سرائی معمول بوده چنانکه دولتشاه سمرقندی نوشته است عبدالقادر عودی برای ابن حسام هروی (متوفی به سال 737- هـ . ق) تصنیفی سرود.
    در روزگار صفویه نیز سرودن تصنیف معمول و متداول بوده است از جمله تصنیف سازان می توان به شاهمراد خوانساری اشاره کرد که تصنیف های متعددی را سرود.
    در عهد زندیه تصنیف های زیادی درباره رشادت لطفعلی خان زند سروده شد.
    در زمان ناصرالدین شاه قاجار نیز ترانه های زیادی دهان به دهان برگشت که می‌توان به تصنیف هائی که درباره ظل السلطان در دوران حکومتش در اصفهان و یا تصنیف درباره ی ماشین دودی شهر ری اشاره شد اما مشهورترین تصنیف ساز دوره قاجاریه میرزا علی اکبر خان شیدا بود که همراه با تصنیف، سه تار می زد.
    عارف قزوینی تصنیف ساز و شاعر معروف اولین کسی بود که تصنیف را برای مقاصد سیاسی و میهنی سرود
    ملک الشعرای بهار و رهی معیری نیز از تصنیف سازان معروف بودند.

    هر شعری حداقل یک بیت دارد.
    "مفرد" شعری تک بیتی است که شاعر تمام مقصود خود را در همان یک بیت بیان می کند.
    "مفرد" یا همان "تک بیت" اغلب برای بیان نکته های اخلاقی به کار می رود.
    در "مفرد" گاهی دو مصراع هم قافیه هستند و گاهی دارای قافیه نیستند.
    بعضی از شعرا دارای تک بیت های زیادی هستند، مانند سعدی که در پایان دیوانش به تعداد زیادی از این "مفرد" ها بر می خوریم که تحت عنوان "مفردات" تقسیم بندی شده اند.
    بعضی گفته‌اند که "مفرد" در واقع همان ضرب المثل است که به شعر بیان شده است.

    پای ملخی نزد سلیمان بردن ----- زشت است ولیکن هنر است از موری
    ***
    مردی نه به قوت است و شمشیر زنی ----- آن است که جوری که توانی نکنی


    تضمین به طور کلی به این معنی است که قطعاتی از شعر شاعر دیگری را در داخل شعر خود بیاورند.
    در بین شاعران قدیمی چون حافظ و سعدی و ... تضمین به این معنا بوده است که با ذکر اسم شاعر، مصراع یا بیتی از شعر او را در میان غزل یا قصیده خود بیاورند.
    مثلاً سعدی غزلی دارد که این گونه شروع می شود:
    من از آن روز که در بند تو ام آزادم ----- پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
    و حافظ در غزلی مصراع اول این غزل را به این صورت تضمین کرده است.
    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ----- ناز بنیاد مکن تا نَکَنی بنیادم

    و در آخر، مصراع سعدی را تضمین می کند و می گوید:
    حافظ از جو ر تو، حاشا که بگرداند روی ---- من از آن روز که در بند تو ام آزادم

    اما تضمین در بین شعرای سده ی اخیر به این معنی است با شعری از شعرای قدیمی مسمط بسازند.
    مثلاً غزلی از سعدی یا حافظ را تضمین می کنند و با اضافه کردن ابیاتی هم وزن و هم قافیه مصراع های اول آن شعر، شعری می سرایند که در قالب مسمط چهار یا پنج یا شش مصراعی است.
    این نوع تضمین در قدیم مرسوم نبوده و در سالهای اخیر متداول شده است.

    یکی از تضمین های معروف مربوط به ملک الشعرای بهار است ک غزلی از سعدی را تضمین کرده است.
    قسمتی از این شعر در زیر آورده شده است:
    ابیاتی نیز مربوط به غزلی از سعدی است که ملک الشعرای بهار آن را در بین شعر خود آورده است.
    سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟ ----- یا چو شیرین سخنت نخل شکر باری هست؟
    یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟----- هیچم ار نیست، تمنای توام باری هست
    مشنو ای دوست! که غیر از تو مرا یاری هست ----- یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
    لطف گفتار تو شد دام ره مرغ هوس----- به هوس بال زد و گشت گرفتار قفس
    پایبند تو ندارد سر دمسازی کس----- موسی اینجا بنهد رخت به امید قبس
    به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس----- که به هر حلقه‌ی زلف تو گرفتاری هست
    بی‌گلستان تو در دست بجز خاری نیست----- به ز گفتار تو بی‌شائبه گفتاری نیست
    فارغ از جلوه‌ی حسنت در و دیواری نیست----- ای که در دار ادب غیر تو دیاری نیست!
    گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست----- در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
    روز نبود که به وصف تو سخن سر نکنم----- شب نباشد که ثنای تو مکرر نکنم
    منکر فضل تو را نهی ز منکر نکنم ----- نزد اعمی صفت مهر منور نکنم
    صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟----- همه دانند که در صحبت گل خاری هست

    شعر نیمایی شعری است با مصراع های کوتاه و بلند که قافیه در آن نظم خاصی ندارد . درون مایة شعر نیمایی احساسات و تجربیات فردی ، عشق ، سیاست و . . . است . بنیانگذار شعر نیمایی ، نیما یوشیج است و مهدی اخوان ثالث ، فروغ فرخزاد ، سهراب سپهری و . . . از برگزیدگان شعر نیمایی‌اند.

    "هدیه"
    من از نهایت شب حرف می زنم
    من از نهایت تاریکی
    و از نهایت شب حرف می زنم
    **
    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
                                                      سرها در گریبان است
    کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
    نگه جز پیش پا را دیده نتواند
    که ره تاریک و لغزان است
    "مهدی اخوان ثالث"
    ***
    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
    و یک دریچه که از آن
    به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

    شکل شاملوئی که بدان شعر سپید گویند. این نوع از شعر وزن و آهنگ دارد منتها عروضی نیست و قافیه در آن جای ثابتی ندارد. اغلب شعرهای احمد شاملو چنین است.

    شعر موج نونه تنها وزن عروضی ندار بلکه آهنگ و موسیقی آن حتی مانند شعر سپید هم مشخص نیست و در حقیقت فرق آن با نثر در معنای آن است.
    در شعر سپید تشبیهات و استعارات با زبان شعر بیان می شود و جز لطافت و تاثیرگذار معنوی، در ظاهر فرقی با نثر ندارد.

    منبع مطلب : www.islamicartz.com

    مدیر محترم سایت www.islamicartz.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    قالب های شعری

    قالب های شعری

     قالب های شعری

    بیت : کمترین مقدار شعر یک بیت است.

    مصراع: هر بیت شامل دو قسمت است هریک از این بخش ها یک مصراع نام دارد کمترین مقدار سخن موزون یک مصراع است.

    وزن شعر: آهنگ خاصی که در تمام مصراعهای یک شعر یکسان است همان وزن شعر نامیده می شود.

    ردیف: کلمات هم معنی و مستقلی که در پایان مصراعها عیناً تکرار می شود ردیف نام دارد.

    شعری که ردیف دارد (مردّف) خوانده می شود.

    قافیه : کلمات هم آهنگ و هم وزن مصراعهای شعر را قافیه گویند

    سروچمان من چرا میل چمن نمی کند                   همدم گل نمی شود،یاد سمن نمی کند

                               قافیه    ردیف                                                  قافیه     ردیف

    .قافیه اجباری و ردیف اختیاری است ،ردیف همواره تابع قافیه است و بعد از آن می آید.

    مصرّع : بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد مصرّع نام دارد.

    قالب : شکلی که قافیه به شعر می بخشد قالب نام دارد،تفاوت قالب ها،تفاوت درچگونگی قافیه ی آنهاست.

    ( شعر سنتی قالبهای متفاوتی دارد و شعر نیمایی (نو) قالب مشخصی ندارد.

    قطعه

    قطعه: قالبی است که در آن قافیه ها فقط در پایان مصراعهای زوج می آید حداقل ابیات قطعه دو بیت است.

    موضوع قطعه : درون مایه قطعه معمولاً مطالبی اخلاقی ، اجتماعی ، تسلیمی ، حکایت، مدح و هجواست.

    نام گذاری قطعه: به این نام بدان سبب است که گویا پاره ای از میان یک قصیده است.

    پیدایش قطعه به آغاز شعر فارسی بر می گردد .زیرا در شعر رودکی، پدر شعر فارسی ، قطعات زیبایی یافته می شود.

     قطعه در تمام دوره ها در شعر فارسی رواج داشته شاعرانی که به قطعه سرایی شهرت داشته اند:

    انوری، سعدی ، ابن یمین و پروین اعتصامی

    شکل قافیه در قطعه:

                                                           ×

                                                            ×

                                                           ×

                                                            ×

                                

    مثنوی :

    مثنوی : شعری که در آن هر بیت قافیه هایی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد مثنوی ،یا دوگانی نام دارد.

    مثنوی به سبب امکان نوکردن قافیه در هر بیت برای سرودن منظومه های بلند مناسب تراست.

    مثنوی از قدیمترین قالبهای شعر فارسی و مخصوص زبان فارسی است و در همه ادوار از آن استفاده می شده است .

    موضوع مثنوی:

     حماسی و تاریخی : شاهنامه فردوسی،اسکندر نامه نظامی

    اخلاقی و تعلیمی: بوستان سعدی

    عاشقانه و بزمی: خسرو شیرین نظامی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی

    عارفانه : مثنوی معنوی مولانا ، منطق الطیر ، عطار نیشابوری

    شکل قرار گرفتن قافیه درقالب مثنوی:

                             *                                   *

                             +                                   +

                             #                                  #

                             ×                                ×

                                

    شعر نیمایی / نو:

    شعر نو: شعریست با مصراعهای کوتاه و بلند که قافیه و ردیف درآن نظم مشخصی ندارد و بسته به احساس نیاز شاعر است از این رو

    دریافت و احساس وزن شعر نیمایی نیازمند دقّت بیشتری است.

    موضوع شعر نیمایی: درون مایه شعر نیمایی احساسات و تجربیات فردی ،عشق ، سیاست ، فلسفه و ... است

    سرایندگان بزرگ شعر نو فارسی:

    نیما یوشیج: مهدی اخوان ثالث ،فروغ فرخزاد،سهراب سپهری،احمد شاملو،و... از برگزیدگان شعر نو هستند.

    دوبیتی

    دوبیتی : قالب شعری است که از دو بیت با قافیه هایی در مصراعهای اول ،دوم و چهارم درست شده است. -

    وزن دوبیتی: وزن دوبیتی معمولاً مفاعیلن ،مفاعیلن، مفاعیل است و با رباعی فرق دارد. -

    روش تشخیص رباعی از دو بیتی : 1- وزن 2- موضوع -

    دوبیتی را در فارسی ((ترانه)) هم می گویند. -

    موضوع دوبیتی : موضوع دوبیتی عارفانه و عاشقانه است. -

    دوبیتی را بهترین قالب شعری در نزد روستاییان خوش ذوق و خوش لهجه است. -

    معروفترین شاعران دوبیتی گو: بابا طاهر عریان و فایز دشتستانی -

    شکل قرار گرفتن قافیه درقالب دوبیتی:

     ____________   ×       ___________×

    ____________           ____________×

    چهار پاره

    چهار پاره : دوبیتی هایی است با قافیه های مختلف که در معنی به هم پیوسته اند و معمولاً مصراعهای زوج هر دوبیتی هم قافیه -

    است.

    موضوع چهار پاره: درون مایه چهار پاره بیشتر اجتماعی و غنایی ( احساسی ) است. -

    این قالب پس از مشروطه در ایران رواج یافت و تلاشی بود در جهت ایجاد یک نوع قالب جدید که بتواند موضوع و -

    درونمایه ای تازه داشته باشد.

    سرایندگان معروف چهار پاره: خانلری و فریدون مشیری -

    شکل قافیه درقالب چهار پاره:

    ____________       ___________*

    ____________       ___________ *

    ____________     ___________×

    ____________     ___________ ×  

    رباعی                .

    رباعی :قالب چهار مصراعی است که مصراع سوم آن معمولاً قافیه ندارد.

    وزن رباعی : رباعی در زبان فارسی بر وزن های زیادی آمده است که معروفترین آنها مفعول مفاعلن مفاعیل و فعل

    یا(لا حول و لاقوه الا بالله ) میباشد.

    معمولاً در رباعی لب کلام شاعر ، آخرین مصراع است و سه مصراع دیگر مقدمه سخن است .

    موضوع رباعی: درون مایه رباعی فلسفه ، عشق یا عرفان است .

    رباعی مناسب ترین قالب برای ثبت لحظه های کوتاه شاعرانه است و در همه دوره ها رواج داشته است و یک قالب خاص ایرانی است.

    رباعی سرایان بزرگ شعر فارسی : عمر خیام (بهترین رباعی سرا) عطار، مولوی و بابا افضل کاشانی

    شکل قالب رباعی   همانند دو بیتی است .

    غزل :

    شعری است که قافیه آن در دو مصراع بیت اول و مصراعهای دوم تمام بیت ها رعایت شده باشد و تعداد ابیات آن بین 5 تا 12 بیت

    باشد.

    موضوع غزل : درون مایه غزل عاشقانه، عارفانه یا آمیزه های از این دو است و یا مضمونی اجتماعی دارد.

    (بیان عواطف و احساسات وصف طبیعت یا گفت و گو از ایام جوانی)

    پیدایش غزل : غزل در قرن 6 هجری قمری رواج یافت بدین گونه که تغزل قصاید به صورت قالبی مستقل درآمد و غزل نام

    گرفت.محتوای غزل در آغاز عاشقانه بود سپس عارفانه (قرن 7 و 8) و بدنبال آن در دوره مشروطیت جنبه اجتماعی به خود گرفت .غزل

    در روزگار ما نیز همواره از قالبهای درجه اول و محبوب شعر فارسی بوده است.

    تخلّص شاعری : شاعر در پایان غزل نام خود یا تخلص شاعری خویش را می آورد.

    غزل سرایان بزرگ شعر فارسی:

    شهریار- هراتی . رهی معیری . صائب تبریزی . حافظ . سعدی . مولوی . سنایی غزنوی

    شکل قالب غزل :

    ______________*     ____________*

    ______________       ____________*

    ______________       ____________*

                           

    قصیده :

    شعری است که مصراع اول و مصراعهای زوج آن با هم هم قافیه است وتعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است (تا هفتاد و هشتاد بیت)

    موضوع قصیده: غالباً ستایش ، نکوهش وصف طبیعت با مسائل اخلاقی است.

    هر قصیده چهار بخش دارد:

    الف) تغزل : مقدمه قصیده است بامضامینی چون عشق ، یاد جوانی و وصف طبیعت

    ب) تخلص: رابطه میان مقدمه باتنه اصلی قصیده است.

    ج) تنه اصلی: مقصود اصلی شاعر با محتوایی چون مدح ،رثا، پند و اندرز، عرفان ، حکمت و...

    د) شریطه: دعای جاودانگی ممدوح در پایان قصیده است.

    مطلع: بیت اول قصیده را گویند.

    مقطع: بیت آخر قصیده را گویند.

    به گفته ای قصیده مهمترین قالب شعری است چون میزان قوت و توانمندی شاعر را در شاعری می سنجد.

    قصیده سرایان بزرگ شعر فارسی:

    رودکی ، فرخی سیستانی ، منوچهری،ناصر خسرو،مسعود سعد سلمان،انوری ،خاقانی

    قاآنی، ملک الشّعرای بهار، دکتر مهدی حمیدی ، امیری فیروزکوهی، و مهرداد اوستا

     شکل قرار گرفتن قافیه در قالب قصیده  همانند غزل است

    مسمط:

    مسمط:در اصطلاح شعری است که در ابتدای آن  رشته ای (سه,پنج,هفت مصراعی) با ابیات هم وزن و هم قافیه وسپس مصراعی با همان وزن با قافیه ای جداگانه درپایان این رشته آورده می شودو مجددا رشته دیگری آغاز می گردد.مجموعه تک مصراع ها دارای یک قافیه می باشند.

    بنیان گذار مسمط "منوچهری دامغانی",شاعر قرن پنجم است.

    درمسمط,هر بخش را یک"رشته" ومصراع آخر را"بند" می گویند.بندحلقه ی ارتباط همه ی رشته ها به یکدیگر است.

    درون مایه مسمط غالبا تغزل,مدح,اشعار سیاسی,ملی و میهنی است.

    شکل قافیه در مسمط:

              

                                *                                                *

                               *                                               *   

                                                     +

                             #                                  #

                             #                                  #

                                               +

                                 

            

    ترجیع بند:

    ترجیع بند: مجموعه ابیاتی است(حدود پنج تا بیست بیت) یا می توان گفت غزل هایی است که هم وزن با قافیه هایی متفاوت که بیت یکسان مُصَرعی آنها را به هم می پیوندد.

    به هر غزل یک«خانه» وبه بیت تکراری «ترجیع» می گویند.

    ترجیع بند خاص شعر فارسی است و درون مایه هایی چون مدح ،عشق و عرفان دارد.

    قدیم ترین ترجیع بند از فرخی سیستانی و زیباترین آن ها از سعدی(قرن 7) وهاتف اصفهانی است.

     شکل قافیه در قالب ترجیع بند:

         

                             *                                   *

                                                                   * 

                                                                    *  

                                                                  *  

                                             

                                              

                               +                                  + 

                                                                    + 

                                                                    + 

                                                                

                                            

                                             

                                                               

    ترکیب بند:

    ترکیب بند:شعری است چند بخشی که هر بخش آن از نظر قافیه درون مایه همانند قصیده یا غزل است. این بخش ها را بیت مُصَرع متاوت ونا مکرری به می پیوندد. قدیم ترین ترکیب بنداز قطران تبریزی(قرن 5) است.

    جمال ترین عبدالرزاق اصفهانی ،محتشم کاشانی و وحشی بافقی از سرایندگان مشهور این قالب هستند.

                                *                                   *

                                                                   * 

                                                                    *  

                                                                  *  

                                             ×

                                              ×

                               ∆                                  ∆ 

                                                                   ∆ 

                                                                   ∆   

                                                                 ∆ 

                                            #

                                             #

    مستزاد:

    مستزاد:در آخر هر مصراع شعری (معمولاً رباعی ،غزل ،قطعه) عبارات کوتاهی آورند که با آن مصراع ها از نظر معنی متناسب باشد.ازنظرقافیه هم باید با آن قالب شعری متناظر باشد.

    قدیمی ترین مستزادها از قرن پنجم هجری پدید آمده انداز جمله می توان مستزاد مسعود سعد سلمان، عطار وابن حسام  را نام برد.درعصر مشروطه نیز این قالب در شعر نسیم شمال،بهار و ادیب الممالک فراهانی رواجی خاص داشته است.

    اهمیت مستزاد از آن روست که در پیدایش شعر نیمایی اثر داشته است.

    مفرد

    مفرد(تک بیت):شعری که یک بیت دارد

    تک بیتی است که شاعر تمام مقصود خود رادر همان یک بیت بیان می کند. در مفردگاهی دو مصراع می توانندهم قافیه باشند و یا نباشند.

    بعضی گفته اند که«مفرد» درواقع همان کلمات قصار ویا ضرب المثل است که به شعر بیان شده است.

    سعدی تک بیت های زیادی دارد که تحت عنوان«مفردات» درآخر دیوانش آمده اند:

    بس قامت خوش که زیر چادر باشد              جون باز کنی مادر مادر باشد

    پای ملخی نزد سلیمان بردن                       زشت است ولیکن هنر است از موری

                  

    تضمین

    تضمین:در معنی قدیم این است که شاعری در ضمن شعر خود،بیت یا مصراعی از شاعر دیگری را بگنجاند. اما تضمین در معنای جدیدآن،این است که به همه ی ابیات شعر معروفی(معمولا غزل)مصراع هایی بیفزاید تا تبدیل به قالب مسمط شوند وآن ممکن است مربع،مخمس یا مسدس باشد.

    تضمین شیخ بهایی از غزل خیالی بخارایی به صورت مسمط مخمس(مخمس تضمین) نیز معروف است:

    تاکی به تمنای وصال تو یگانه                  اشکم بودازهر مژه چون سیل روانه

    خواهد به سرآید غم هجران تو یانه            «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

                               جمعی به تو مشغول وتو غایب ز میانه»

    تصنیف

    تصنیف:شعری که بیشتر به منظور خواندن آوازی خوانده می شده است.

    بوی جوی مولیان آیدهمی               یاد یار مهربان آید همی

    این شعر منسوب به رودکی است که همراه با چنگ خوانده می شده شاید بتوان تصنیف دانست واز آن به بعد نیز عده ای از شاعران اشعار خویش را با چنگ می خوانده اند.

    در قرن ششم وهفتم تصنیف سرایی معمول بوده هم چنان که دولت شاه سمرقندی نوشته است با عود و چنگ می خوانده اند.

    در روزگار صفویه نیز سرودن تصنیف متداول بوده است از جمله تصنیف سازان دوره ی صفویه می توان شاهمراد خوانساری را نام برد.

    عارف قزوینیتصنیف ساز وشاعر معروف،اولین کسی بود که تصنیف را برای مقاصد سیاسی و میهنی سرود. ملک الشعرای بهار ورهی معیری نیز از تصنیف سازان معروف بودند.

    نمونه ای از تصنیف بهار:

    ز من نگارم/ خبر ندارد/به حال زارم/ نظر ندارد

    خبر ندارم/من از دل خود/دل من از من/خبر ندارد

    کجا رود دل که دلبرش نیست/کجا پردمرغ/ که پر ندارد

    امان از این عشق /فغان از این عشق/که غیر خون/جگر ندارد

    همه سیاهی/همه تباهی/مگرشب ما/سحر ندارد

    بهار مضطر مثال دیگر/که آه وزاری /اثر ندارد

                                             

           وجوه انقلاب ادبی نیما

     تحول در فرم بیرونی شعر:

    1-تحول درفرم بیرونی شعر2.تحول درفرم درونی و صورت ذهنی شعر3-تغییر شیوه ی معنا پردازی4-تحول در کیفیت ونظام ایماژی،ساختار زبانی،سیستم موسیقایی وعاطفه5-انقلاب در جهان بینی شاعرانه

    اما در اینجا با توجه به اینکه شکل ظاهری شعر مورد نظر است فقط به فرم بیرونی شعر نیما می پردازیم علاقه مندان می توانند برای مطالعه ی بیشتر به کتاب «چشم انداز شعر معاصر ایران»از دکتر سید مهدی زرقانی مراجعه کنند.

    تحول فرم بیرونی شعر:

    تحول نیما به درستی دریافته بود که التزام به تساوی مصراع ها در موارد زیادی،هم معانی وهم عاطفه ی شعر راقربانی می کند وانگار شعر در اختیار قواعد قرار می گیرد نه قواعد در خدمت شعر.هم چنین قافیه اجباری را هم چون زنجیری می دید که دست وپای احساس ،عاطفه وحتی تخیل واندیشه یشاعر را می بندد. از طرفی این را هم می دانست که قافیه ،مقوم انسجام شعر وتولید کننده ی موسیقی کناری آن است وطبعا حذف کلی قافیه از شعر،کلی از امکانات زبانی را از شاعر می گیرد،لذا تساوی مصراع را غیر لازم وقافیه را اختیاری اعلام کرد که کاربرد ابزاری داشته باشد نه اینکه هدف شعر شود. این گونه بود که نظام تقسیم بندی شعر به انواع ادبی کلاسیک:قصیده ،مثنوی ،غزل،قطعه و...بر هم خورد و نظام جدید،دستگاه آزادتری را در اختیار شاعر قرار داد که بی توجه به قیدهای تحمیلی،شعر خود را بسراید و بگذارد شعر،خود،قالب وفرم بیرونی اش را تنظیم کند.

    منبع مطلب : adabiat5421.blogfa.com

    مدیر محترم سایت adabiat5421.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سلام خی 6 ماه قبل
    0

    سلام خسته نباشید عالی بود‌ لطفا کمی در مورد وزن شعر توضیح دهید اصلا نمیدانم یعنی چه مثل رباعی در وزن لا حول ولا قوت الا ممنونم

    مهدی 8 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید