در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    اولین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران که ترور گردید چه نام داشت؟

    1 بازدید

    اولین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران که ترور گردید چه نام داشت؟ را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    محمدولی قرنی

    محمدولی قرنی

    سید محمدولی قرنی (زاده ۱ فروردین ۱۲۹۲ در تهران – درگذشته ۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ در تهران)[۳][۴] سرلشگر نیروی زمینی شاهنشاهی و نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تا ۷ فروردین ۱۳۵۸ بود.

    او در سال ۱۳۰۹ وارد دانشکده افسری شد و پس از شرکت در کودتای ۲۸ مرداد به ریاست رکن دوم ارتش شاهنشاهی رسید. در مهرماه سال ۱۳۳۶ موفق به اخذ درجه سرلشکری شد، ولی کمتر از یکسال بعد در تیرماه ۱۳۳۷ در پی کشف طرح کودتا علیه شاه دستگیر و پس از محاکمه و سه سال زندان از ارتش اخراج گردید.[۵]

    قرنی حدود دو دهه بعد در اوج انقلاب بار دیگر وارد کارزار شد و به انقلابیون پیوسته و ریاست جناح نظامی شورای انقلاب را بر عهده گرفت. او پس از انقلاب رئیس ستاد مشترک ارتش شد ولی به علت اختلاف با کابینه دولت موقت استعفا داده و برکنار شد.[۶] محمدولی قرنی چند ماه پس از انقلاب در روز سوم اردیبهشت ۵۸ به ضرب گلوله اعضای گروه فرقان در خانه‌اش ترور شد.[۶]

    کودکی و نوجوانی[ویرایش]

    محمدولی قرنی در سال ۱۲۹۲ در تهران به دنیا آمد و پدرش را که یکی از مدیران مخابرات تهران بوده‌است در ۱۰ سالگی از دست داد، از آن پس در کنار مادرش زندگی سختی را آغاز کرد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان گلبهار اصفهان به اتمام رساند و پس از یکسال، تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان دارالفنون تهران آغاز و در دبیرستان نظام (دبیرستان ارتش) به پایان رساند. در سال ۱۳۰۹ وارد دانشکدهٔ افسری ارتش «مدرسهٔ صاحب‌منصبی» دورهٔ دهم و در سال ۱۳۱۱ با درجه ستوان دومی در رشته توپخانه فارغ‌التحصیل شد.[۷]

    دوران حکومت پهلوی[ویرایش]

    سرلشکر محمدولی قرنی، در زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فرمانده نظامی تیپ گیلان بود. او از عواملی بود که در کودتا دست داشت، به همین جهت در فاصله کوتاهی پس از کودتا به درجه سرتیپی و مقام ریاست رکن دوم ارتش رسید.[۸] در اسفندماه سال ۱۳۳۶ در مقام فرمانده رکن دوم ارتش به اتهام طرح توطئهٔ کودتا علیه رژیم بازداشت شد؛ اما با وجود جرایم سنگینی که به وی نسبت داده شد و علی‌رغم اظهارات دادستان ارتش سپهبد آزموده که اقدام او را خطرناک‌تر از توطئهٔ سازمان نظامی حزب توده توصیف کرده بود، تنها به سه سال زندان و اخراج از ارتش محکوم شد. قرنی در دی ماه ۱۳۳۹ مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد.[۷]

    او در آن دوره قصد داشت کودتایی را با حمایت آمریکا بر ضد محمدرضا پهلوی اجرا نماید. در مورد چگونگی لو رفتن کودتا منابع مختلف روایت‌های متفاوتی ذکر کرده‌اند.[۹] برخی افسران ارشد نظامی از جمله سپهبد تیمور بختیار، سپهبد حاج علی کیا و سپهبد مهدیقلی علوی مقدم را که رقابت‌های شدیدی با وی داشتند مسؤول این کار می‌دانند.[۱۰] به عقیده گروهی دیگر دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به دلیل نشان دادن حسن نیت خود به شاه این اطلاعات را افشا نموده‌اند. نظریه بعدی نیز دستگاه‌های امنیتی انگلیس یا شوروی را به علت جلوگیری از بروز یک کودتای آمریکایی در ایران عامل لو رفتن کودتا می‌داند. منابع منتشر شده آمریکایی ضمن تأیید اطلاع داشتن آمریکا از نقشه کودتا، افشای این اطلاعات از سوی آمریکا را رد می‌کند.[۱۱] یکی از برجسته‌ترین تحلیل‌ها راجع به کودتای ناکام قرنی آن است که ایالات متحده با طرح‌ریزی این برنامه کودتا، می‌توانست شاه را از وجود یک اپوزیسیون قدرتمند هراسناک کرده و او را نسبت به انجام اصلاحاتی که مانع از سقوط حکومت پهلوی و بر سر کار آمدن دولتی بی‌طرف یا حامی شوروی گردد، تحریک کند.[۱۲] در نهایت با لو رفتن کودتا وی به سه سال حبس محکوم شد.[۱۳]

    پس از آزادی از زندان از آمریکا قطع امید کرده و به چهره‌های ملی-مذهبی همچون سید محمود طالقانی، نهضت آزادی و سید هادی میلانی نزدیک می‌گردد که این امر موجب دستگیری مجدد وی شد. وی این بار قریب ۹ ماه در زندان انفرادی به سر برد و مجدداً در دادگاه نظامی به سه سال زندان محکوم شد. پس از آزادی از زندان در این مرحله، زندگی مادی وی بشدت متشنج و ضعیف می‌گردد. وی از آن زمان به بعد تحت کنترل شدید ساواک قرارگرفت.[۱۳]

    همسر سپهبد محمدولی قرنی در مصاحبه‌های پس از ترور همسرش گفته بود:[۷]

    انقلاب ۱۳۵۷ ایران[ویرایش]

    اواخر سال ۱۳۵۶ و اوائل ۱۳۵۷ که آغاز جنبش انقلابی مردم بود، او هنوز رابطه خود را با سید محمود طالقانی و نهضت آزادی و روحانیون مخالف حفظ کرده بود. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ به اتفاق دیگر امیران و افسران ملی جناح نظامی شورای انقلاب را تشکیل می‌دهد برخی از افسران این شورا عبارت بودند از: سرلشکر ناصر فربد (ریاست شورا)، سرهنگ نصرالله توکلی، سرهنگ عزت‌الله ممتاز، سرتیپ حمید ایران نژاد.[۱۴]

    روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و آغاز به کار دولت موقت، بنا به پیشنهاد جناح نظامی انقلاب، سرلشکر قرنی در سمت نخستین رئیس ارتش ملی اسلامی ایران ایران پس از انقلاب قرار گرفت. او همزمان به عضویت در شورای انقلاب انتخاب می‌شود. قرنی از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تا ۷ فروردین ۱۳۵۸ به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش فعالیت می‌کند.

    ناآرامی‌های کردستان در زمان او آغاز شد و او در این قضیه با تصمیم‌گیری به موقع توانست جلوی پیشروی مخالفان انقلاب را بگیرد.[۷] در همین دوران گروه‌های چپ مانند حزب توده، مجاهدین خلق و چریک‌های فدائی خلق در موضع جبهه دموکراتیک ملی ایران خواستار انحلال ارتش و تغییرات در آن بودند که از اینرو برای بازسازی ارتش و نگهداری آن فضای بسیار تندی را رقم زده و مانع از انجم وظایف در ارتش می‌شدند.[۷]

    سرلشکر قرنی در پاسخ به این نظرات در مصاحبه‌ای اظهار داشت که اگر ارتش ملی را به هر وسیله تضعیف کنند، استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر می‌افتد: «در ارتش شکلی به وجود می‌آورم که دشمنان کشور نتوانند کوچک‌ترین لطمه‌ای به ایران وارد کنند. ارتش بر مبنای ایدئولوژی اسلامی و عدل، باید به تدریج و با مرور زمان صورت بگیرد. ارتش ایران سابقهٔ ۲۵ ساله دارد که شاهد تخلفات افراد گوناگون بوده‌است و به همین منظور پاکسازی‌هایی صورت گرفته‌است و این روند برای اصلاح و سالم ماندن ارتش همچنان ادامه خواهد داشت.»[۷][نیازمند منبع]

    سرلشکر شادمهر که در دوران ریاست سپهبد قرنی بر ستاد کل ارتش، قائم مقامی او را بر عهده داشت دربارهٔ چگونگی استعفا و برکناری قرنی می‌گوید:

    «یک روز به من گفت استعفای من را بنویس. من که موقعیت او را درک می‌کردم برایش نوشتم. استعفای خود را به قم نزد امام راحل (ره) برد. امام استعفای او را گرفت و گفت خیر شما بفرمایید سرکارتان. چند روز بعد بازرگان ایشان را به دفتر خود دعوت کرد و گفت می‌خواهم شما را به عنوان سفیر به اسپانیا بفرستم. سرلشکر قرنی در پاسخ گفته بود اتفاقاً زمان شاه هم همین مسئولیت و همین کشور را برای من در نظر گرفته بودند که من نپذیرفتم. بازرگان گفته بود اگر بگویم استعفایت را قبول کرده‌ام چه فرمایش داری؟ گفته بود من که به شما استعفا ندادم؛ من به امام استعفا دادم؛ بازرگان گفته بود اگر بگویم که امام استعفای شما را پذیرفته‌است چه فرمایش داری که سرلشکر قرنی با شنیدن این حرف از همان دفتر بازرگان به من تلفن کرد و گفت من رفتم منزل دیگر نمی‌آیم؛ من هم بلند شدم از ستاد بیرون آمدم. می‌خواستند برای من ماشین بیاورند گفتم نمی‌خواهم و با تاکسی به منزل رفتم.»[۱۵]

    ترور[ویرایش]

    محمدولی قرنی در سوم اردیبهشت ۱۳۵۸ به دست گروه فرقان در خانه‌اش ترور شد. از حمید نیکنام و همفکرانش به عنوان ضارب و عامل ترور نام برده می‌شود.[۱۶] مقبره او در قم در حرم حضرت معصومه است.[۱۳] او از نخستین قربانیان پس از پیروزی انقلاب است. در تهران و چند شهر دیگر خیابانی به نام او کرده‌اند.[۶]

    روایت محسن شجاعی، راننده و محافظ سپهبد قرنی، که تنها شاهد ماجرا بوده، از نحوه ترور وی به ضرب گلوله حمید نیکنام در کتاب «مرزبان؛ زندگی‌نامه شهید قرنی» این گونه آمده‌است: «یک روز متوجه شدم یک گروه نقاش به خانه ایشان آمده تا جاهایی از منزل را رنگ کند. به نقاش گفتم: شما که دارید اینجا کار می‌کنید، مواظب باشید که یک‌وقت در حیاط را باز نکنید. کُلتم کنارم بود و لب حوض نشسته بودم. یکی از نقاش‌ها روی نردبان بود و دیگری هم داشت نقاشی می‌کرد. یک پسربچه هم همراهشان بود که سطل‌ها را تمیز می‌کرد.

    تیمسار یک سینی چای آورد. گفتم: اینها که بالا نشسته‌اند، مدام دارند ما را کنترل می‌کنند؛ منظورم کسانی بودند که از بالکن یکی از اتاق‌های هتل واقع در روبه‌روی خانه مشرف بودند. تیمسار قرنی گفت: تو چقدر به اینها گیر می‌دهی… حدود ۸:۳۰ و ۹ صبح بود، همین‌طور که داشتیم چای می‌خوردیم در خانه را زدند، تا من بلند شوم که در را باز کنم، پسربچه‌ای که کمک نقاش‌ها بود، بی‌اختیار دوید و در را باز کرد. تا من بیرون برسم، یکی از فرقانی‌ها، اسلحه کلاشینکف را زیر گلویم گذاشت. کُلتم که کالیبر ۴۵ داشت را از من گرفت و با ضربه‌ای خشابش را بیرون پراند و خشاب را گوشه باغچه انداخت و کُلتم را پرتاب کرد طرف دیگر حیاط…

    مهاجمین مرا هُل دادند و به رویم رگبار بستند، من هم اشهدم را خواندم و به دیوار چسبیدم. فقط مدام می‌گفتم: تو را به خدا به تیمسار کاری نداشته باشید، آدم خوب و خیرخواهی است. گفتند: ساکت شو حرف نزن و بعد داخل خانه دویدند. دو تیر شلیک کردند و سوار موتور شدند و به سرعت از محل رفتند….

    دو گلوله به سینه و پای قرنی اصابت کرده بود. پیکر وی با وانتی به بخش جراحی بیمارستان مهر منتقل شد اما سرلشکر قرنی چند لحظه بعد از انتقال به بخش جراحی درگذشت.»

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سالروز ترور نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش پس از انقلاب اسلامی - ایسنا

    سالروز ترور نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش پس از انقلاب اسلامی - ایسنا

    به گزارش ایسنا، محمدولی قره‌نی سال ۱۲۹۲ در تهران به دنیا آمد و پدرش را که یکی از مدیران مخابرات تهران بوده است در ۱۰ سالگی از دست داد. از آن پس در کنار مادرش زندگی سختی را آغاز کرد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان «گلبهار» اصفهان به پایان رساند و پس از یک سال، تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان «دارالفنون» تهران آغاز کرد و در دبیرستان نظام (دبیرستان ارتش) خاتمه داد.

    سال ۱۳۰۹ وارد دانشکدهٔ افسری ارتش «مدرسهٔ صاحب‌منصبی» دورهٔ دهم و در سال ۱۳۱۱ با درجه ستوان دومی در رشته توپخانه فارغ‌التحصیل شد.

    قره‌نی در زمان شاه و نظام طاغوت تا درجه سرلشکری ارتقا یافت اما زمانی که متوجه اسلام‌زدایی و ستم‌کاری شاه و جنایات و خیانت‌های آمریکا در ایران شد، به تمام مزایای مادی و منزلت سرلشکری پشت پا زد.

    سرلشکر محمدولی قره‌نی، نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان عضو شورای انقلاب بود.

    وی سال ۱۳۰۹ وارد دانشکده افسری شد و پس از کودتای ۲۸ مرداد به ریاست رکن دوم ارتش رسید. در مهرماه سال ۱۳۳۶ موفق به اخذ درجه سرلشکری شد ولی کمتر از یک‌سال بعد در تیرماه ۱۳۳۷ در پی کشف طرح کودتا علیه رژیم شاهنشاهی پهلوی دستگیر و پس از محاکمه و تحمل سه سال زندان از ارتش اخراج شد.

    سپهبد قره‌نی سوم اردیبهشت ۱۳۵۸ به دست گروه «فرقان» به شهادت رسید. از «حمید نیکنام» و همفکرانش به عنوان ضارب و عامل ترور نام برده می‌شود. این ارتشی نخستین شهید ترور پس از پیروزی انقلاب شکوه‌مند اسلامی است.

    مزار وی در قم و حرم حضرت معصومه (س) قرار دارد.

    غائله کردستان در زمان او آغاز شد و او در این قضیه با تصمیم‌گیری قاطع و به موقع توانست جلوی پیشروی ضد انقلاب را بگیرد.

    اواخر سال ۱۳۵۶ و اوایل ۱۳۵۷ که آغاز جنبش انقلابی مردم بود، او هنوز رابطه خود را با آیت الله طالقانی و گروه نهضت آزادی و روحانیون مخالف حفظ کرده بود. روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز رسمی دولت، سرلشکر قره‌نی به ریاست ستاد ارتش منصوب شد. پس از انتصاب به ریاست ستاد ارتش روز ۲۴ بهمن ۵۷ به دفتر ستاد ارتش آمد و پس از پایین کشیدن عکس شاه و بالا بردن عکس امام خمینی (ره)، گفت: «ارتش شاهنشاهی که می‌گفتند، مجهزترین ارتش دنیاست و شاید هم از لحاظ وسایل و تجهیزات، چنین بود، ظرف چند ساعت متلاشی شد؛ زیرا ایمان و آرمان نبود.»

    قره‌نی، غیر از چند تن، کلیه امرای ارتش را بازنشسته کرد و گفت: «دیگر در ارتش از ارتشبد و سپهبد خبری نیست» و در مقابل طبق دستور او تعدادی روحانی به سازمان‌های ارتشی راه یافتند و گفت، «ارتشیان باید از روحانیون تبعیت کنند.‌» وقتی همه امرا را بازنشسته کرد، مخالفان او در مطبوعات او را مورد اتهاماتی قرار دادند.

    سپهبد قره‌نی در اواخر سال ۵۷ حمله عراق را پیش‌بینی می‌کرد و نگران شایعاتی بود که در آن روزها درباره تضعیف و حتی انحلال ارتش به گوش می‌رسید که ارتش ایران از هر سو هدف قرار گرفته بود، قره‌نی یک برنامه همبستگی مردم با ارتش ترتیب داد، سربازان در خیابان‌های پایتخت رژه می‌رفتند و شعار می‌دادند: «ارتش فدای مردم» و گروهی از مردم در پاسخ آنها می‌گفتند: «مردم فدای ارتش.» هدف سرلشکر قره‌نی از این کار بردن ارتش به میان مردم و بالا بردن روحیه سربازان بود.

    انتهای پیام

    منبع مطلب : www.isna.ir

    مدیر محترم سایت www.isna.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مشرق نیوز

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 10 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید