در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا در مورد همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید

    1 بازدید

    انشا در مورد همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    هم نشین تو از تو به باید، تا تورا عقل و دین بیفزاید

    گویند که همنشینی سزد ما را، که عقل و دینمان بیفزاید؛ لیک یافتن چنین گوهری در این روزگار دلهره و هوسبازیِ هوسبازانِ دنیاطلب گرگ صفت ِدر پوستینِ میش، بسیار سخت است و اگر هم بیابی می بینی به هراز حیلت از تو دروند و در دسترس نیند، و در مقابل دزدان دین و دنیا بسیار و از عدد خارج و در گوشه و کنار هر کوی و برزن رها. این روزها دلیل و توجیه های بسیاری برای کسانی که در معرفت به خدا و دین کم دارند، می توان یافت و یا بافت و تراشید که از دین و خدا دور شد و از هر چه دین و مسلمانی فرار کرد؛ کردار برخی از نمایندگان خدا! و شمشیرکشان و نوچه های شان انسان را از هر چه دین و دین داریبیزار می کند. 

    امروز به اعمال "ریش بلندهای۱" مدعی دینِ طالبانی، داعشی و امثالهم که نگاه اجبار در دین دارند که نگاه کنی خواهی گفت که اگر اینان مورد تایید خدا هستند پس ما از چنین خدایی بیزاریم، اگر آنچه آنان از دین می گویند واقعا همان دین اسلام است که از چنین اسلامی نیز بیزاریم، اگر اینان نماینده انسانیتند، که از انسان بودن هم توبه، و بهتر است حیوان باشیم تا انسان.
    از مشخصات این انسان نماها این است که انگار نه واژه حق الناس را شنیده اند و نه به آن واژه هیچ معرفتی دارند، که حق الناس تنها مال و اموال مردم نیست بلکه آزادی آنان، اختیار آنان که خداوند به آنان عطا کرده، جان و آبروی شان و هزاران حق دیگر است که در دید اینان اصلا نمی آید و خود را قیم آنان دانسته و به انسان ها چون اطفال صغیر می نگرند که باید چون گله یی به سوی چرا برد و با ایمنی بازش گرداند. دیگر مشخصه آنان این است که سخت مسلح به اعمالی روتین و انتخابی از تکالیف دینی هستند و مقید به انجام به موقع آن، و انتظار دارند دیگران نیز مثل آنان باشند و مثل آنان عمل کنند که اگر کسی آینه یی مقابل این انسان نماها بگیرد و آنان را از حقیقیت خودشان آگاه کند خود نیز از خود بیزار خواهند شد.
    در حالی که دین و اعتقاد رابطه یی دو طرفه بین خالق و مخلوق است و به نوعی نرد عشق باختن بین عاشق و معشوق، و اصلا در این روند جایی برای اجبار و سخنی از این نوع روابط نیست، عده یی سخن از اجبار در
    دین و اعمالش می گویند گویی "لا اکراه فی الدین" را نه شنیده اند و نه می خواهند بشنوند،که چنانچه شرایط اجبار در میان آید، دیگر رابطه عاشق و معشوقی نیست بلکه رابطه، رابطه ی ارباب و رعیت می شود که البته رعیت تا چشم ارباب را دور دید از زیر تکلیف شانه خالی کرده و فرار می کند و تا اجبار هست عمل هم هست و تا برداشته شده همه چیز برباد می رود و انگار نه انگار که رابطه ایی وجود داشته است.  
    اما خدایا تو را شاکرم که آنقدر معرفت دادی که دین خود را از عده یی نگرفته باشیم که با نا امیدی از آنان، و دیدن پشت صحنه اشان، و واقعیت وجودی اشان، دین خود را نیز به همراه آنان وا نگذاریم. خدایا شکر که گرچه دین و ایمان خود را در ابتدا موروثی بدست آوردیم ولی در مراحل بعد به مقداری از معرفت مسلح مان کردی که حساب تو را از حساب مدعیانت جدا کنیم.
    خدایا همنشینی بهتر و بالاتر از تو نیست که هم عقل دادی و هم دین، که دو بال باشند برای پرواز به سوی تو و بازگشت به تو که سعادت ما نیز در لقای توست و این نهایتی است که ابدی شدن را به همراه خواهد داشت، خداگونه شدن.

    -------------------------------------------------------------
    ۱- یادش بخیر مرحوم بابا که از ریش بلندتر از چهار انگشت زیر چانه و داشتن سبیل در کل بیزار بود، و در مواجهه با افرادی که ریشی بلند تر از این مقدار داشتند، دیگر آنان را به نام شان صدا نمی کرد و "ریش بلند" شان می نامید.

    +  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 10:28 PM | جمعه بیستم تیر 1393   

    منبع مطلب : mostafa111.ir

    مدیر محترم سایت mostafa111.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا در مورد هم نشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیافزاید

    بسم الله الرحمن الرحیم

    تاثیر همنشینی با صالحان در تربیت

    چکیده

    اسلام به مسئله تعقل و تفکر اهمیت زیادی داده است، به گونه ای که آیات و روایات زیادی در رابطه با تعقل و تفکر وجود دارد. انسانها روح بسیار حساسی دارند و زود تحت تأثیر، واقع می شوند و متوجه اکثر تاثیراتی که دیگران بر آنها می گذارند نمی شوند. در بعضی از آیات و روایات  تاکید شده است که با بعضی از افراد رابطه دوستی برقرار نکنید و با بعض دیگر رابطه برقرار کنید.در انتخاب دوست، معیارهایی را باید در نظر گرفت که جاویدان باشد تا دوستی پایدار بماند. تعلیلی در سوره نساء آیه 140آمده است، که از آن استفاده می شود همنشین، انسان را مثل خودش می کند. بهترین نمونه برای همنشین بد مشرکان هستند، که از نیاکانشان کورکورانه تبعیت می کنند، و بالطبع کسانی که با انها همنشینی می کنند مثل آنها خواهند شد. و پیغمبران و جانشینان آنها و رهروان راه آنها بهترین همنشینان هستند. و وجود آنها و همنشینی مردم با آنها از بارز ترین دلائل تاثیر معلومات دین درمردم است.

    کلید واژه

    همنشین، صالحان، تربیت، تربیت عقلانی

    مقدمه

    مسئله مهمی که در زمان حاضر یعنی عصرتکنولوژی باید توجه داشت این است، که ادیان واقعی و بالخصوص دین اسلام که کامل ترین دین الهی است مخالف تعقل و تفکر نیستند؛ بلکه انسانها را تشویق به تعقل می کنند. و باید این مطلب را در اذهان مردم پیاده کرد، چرا که بعضی از مردم(به خاطر تبلیغات مسموم برخی از مخالفین دین) خیال می کنند، اگر انسان دینی را قبول کند، باید عقل خود را رها کند، و دستورات دین را کورکورانه عمل کند.    

    مثلا در یکی از کتب شهید مطهری(ره)چنین آمده است« در اروپا علیه اسلام تبلیغ می شد که اسلام دین جبری و قضا و قدری است و آزادی فرد را نفی می کند و علت انحطاط مسلمانان اعتقاد آنها به قضا و قدر جبری و کور است و می گفتند اسلام ضد علم است، دوری مسلمانان از علم را باید در تعلیمات خود اسلام جست.»[1]

    بنابراین؛ برای اینکه مردم را از گمراهی نجات داد، باید ابعاد فکری دین را  برای مردم بیان کرد، تا عمل آنها به دستورات دین از روی رغبت باشد. و یکی از بهترین و مهمترین منابع برای شناساندن ابعاد فکری دین و بالخصوص دین اسلام، قرآن کریم است، که کتاب هدایت بشر است (إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ أَقْوَم ) [2]. و در تمام زمینه های مفید در زندگی دنیوی و اخروی انسان بهترین راهها را نشان می دهد (وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنین)[3]

    در این نوشتار سعی می کنیم یکی از ابعاد تربیت عقلانی قرآن را تبیین کنیم. و آن بعد این است که همنشینی با انسانهای صالح و خوب چه نقشی در تربیت عقلانی انسان دارد یعنی از طرفی انسان از دوستان و همنشینان  خود  تاثیر پذیر است و از طرف دیگر اگر نیروی فکری انسان پرورش و استقلال یابد و قوّه ابتکار او زنده شود  باعث پیشرفت انسان در زندگی می شود پس اگر شخص صالحی که به دستورات دین عمل می کند(که از جمله دستورات دین استفاده از نیروی فکر و اندیشه است)همنشین ما شود چه تاثیراتی در پرورش قوه عقلانی ما می گذارد.     


    مفهوم شناسی موضوع تحقیق

    هم نشینی

    هرچند هم نشینی به معنای لغوی معاشرت و ارتباط بین دو نفریا چند نفر که با استمرار همراه است.[4]

    ولی مراد ازا ین لفظ در مطلب مورد بحث هر گونه معاشرت و ارتباط نیست بلکه معاشرت و ارتباطی مراد است که از روی علاقه و تمایل و انس نسبت به یکدیگر باشد به گونه ای که از لحاظ روانی تاثیراتی غیر مستقیم بر یکدیگر دارند مانند دوستان  و الا بعضی از افراد  با هم معاشرت و ارتباط دارند ولی هیچ گونه علاقه و تمایلی در معاشرت و ارتباط آنها وجود ندارد مثل افرادی که در یک مکان مشغول کار و فعالیت هستند که  هر روز با هم هستند ولی این با هم بودن آنها  از روی علاقه نیست.

    صالح

    مراد از صالح در مطلب مورد بحث همان معنی لغوی آن است؛ یعنی افراد شایسته و خوبی که در کار آنها فساد نیست، و عمل انها مورد رضای خداوند متعال است.[5] و واضح است که این لفظ، نیکوکاران، مومنین، پرهیزکاران و... که معنی لغوی برآنها منطبق است، را شامل می شود

    تربیت

    واژه «تربیت» در لغت به معنای پرورانیدن یا پرورش آمده است.[6]اما از نظر اصطلاحی تعریفهای بسیاری از سوی دانشمندان برای آن ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره کرده، در پایان تعریف جامعی ارائه خواهیم داد.

    پستالوزی دانشمند تعلیم و تربیت سویسی می گوید: «پرورش عبارت است از رشد طبیعی و تدریجی و هماهنگ همه نیروها و استعدادهای آدمی.»[7]

    هربرت اسپنسر فیلسوف مشهورانگلیسی گفته است: «تربیت عبارت است از آماده ساختن انسان برای آنکه بتواند یک زندگی کامل داشته باشد.»[8]

    جولز سیمون فیلسوف و استاد فرانسوی، می گوید: «تربیت طریقه ای است که عقل به وسیله آن عقل دیگر و قلب، قلب دیگر می شود.»[9]

    استاد شهید مطهری (ره) می فرماید:

     «تربیت عبارت است از پرورش دادن. یعنی استعدادهای درونی ای را که بالقوة در یک شی ء موجود است به فعلیت درآوردن و پروردن.»[10]

    برخی از دانشمندان تعریفهای دیگری از تربیت کرده اند، از جمله: «انتقال معلومات و مهارتها»، «تشکیل عادات و صفات معین در فرد»، «به فعلیت رساندن قوا و استعدادهای انسان»، «آماده کردن خودبرای زندگی دراجتماع معین»، «ایجاد محیط مساعدبرای ارضای رغبتهای فرد»[11]. «5»

    گوناگونی تعریفهای یاد شده، معلول اختلاف نظر در موضوع، روش و هدف تربیت، ویژگیهای مربّی و متربّی و ... و اینکه چه مقدار از مسائل یادشده در مفهوم تربیت مورد نظر قرار گرفته، می باشد.

    با توجه به تعریفهای مزبور و با ملاک قرار دادن تعریف شهید مطهری (ره) از تربیت، می توان تعریفی را که نسبت به تعریفهای دیگر کاملتر و از روشنی و جامعیت بیشتری برخوردار باشد، این گونه ارائه داد: «تربیت عبارت است از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای درونی انسان در جهت مطلوب و استفاده از روشهای صحیح و مناسب»[12].

    بر مبنای این تعریف، کار مربی فراهم کردن زمینه ها و عوامل مختلف جهت به فعلیت رساندن و پرورش استعدادهای ذاتی متربی است. تربیت به معنای عام آن هر چند شامل همه جانداران می شود، اما آنچه که هم اکنون به عنوان تعلیم و تربیت بین اندیشمندان جهان مورد بحث است، تنها شامل انسان می باشد. مربی در جریان تربیت باید هدفی را در نظر گرفته و متربی را به سوی آن سوق دهد، چه اینکه تربیت به معنای خاص آن، عملی ارادی و غیرتصادفی بوده که بدون تعیین هدف تحقق نخواهد یافت.[13]

    تربیت عقلانی

    تربیت عقلانی عبارت است از: پرورش و شکوفایی استعداد تعقّلِ نهفته در انسان به منظور دستیابی به حقیقت و واقعیّت.[14]

    البته  چنانچه از تعریف مشخص است تربیت عقلانی تنها در انسانها وجود دارد و در حیوانات وجود ندارد چرا که انسان در کنار قوایی که با حیوانات مشترک است  قوای عقلانی هم دارد که حیوان از آن برخوردار نیست.[15] 

    علم به همراه تفکر مفید است

    اگر هدف آموزگار فقط این باشد که یک سلسله معلومات، اطلاعات و فرمول در مغز متعلّم بریزد، آنجا انبار بکند و ذهن او بشود مثل حوضی که مقداری آب در آن جمع شده است، این نقص است. هدف معلم باید بالاتر باشد و آن این است که باید روحیه تعقل و خردمندی و استفاده بهینه از این نیروی خدادادی فراهم آید برنامه های تربیتی روش ها و تکالیف تربیتی باید به گونه ای باشد که متعلّم را به سوی تعقل و تفکر بکشاند تا با استفاده از این نیرو و توان الهی به راه صحیح رهنمون گردد،یعنی کار معلم در واقع آتشگیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا این تنور را داغ کنید، و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است، شما آتشگیره از خارج می آورید، آنقدر زیر این چوبها و هیزمها آتش می دهید تا خود اینها کم کم مشتعل بشود و تنور با هیزم خودش مشتعل گردد.[16]

    بنابراین مفهوم تعقل و تفکر چنین است که باید پویش فکری انسان را از لغزشگاه ها مصون دارد و مساعدت نماید تا به حقیقت هستی نایل آید. البته مایه اصلی تفکر، تعلیم و تعلم است.

    اهمیت تفکر و تعقل در اسلام

    در اهمیت تعقل و تدبر و تفکر آیات زیادی وارد شده است، که افراد را در موارد مختلف تشویق به این کار می کند.

     در یکی از این آیات است، که خداوند متعال به کسانی که تفکر می کنند؛ بشارت می دهد، که آنها هدایت شده و اولو الالباب هستند.«فَبَشِّرْ عِباد. الَّذینَ یَسْتَمِعونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبعونَ احْسَنَهُ اولئِکَ الَّذینَ هَدیهُمُ اللَّهُ وَ اولئِکَ هُمْ اولُوا الْالْباب »[17]

    پس بندگان مرا بشارت ده!همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. [18]

    پیام آیه

    کسانی که قبل از انجام هر کاری فکر می کند پشیمان از عاقبت کار خود نمی شوند چراکه با تفکرشان بهترین راه را انتخاب کرده اند .

    نکات آیه 

    1-این آیه که به صورت یک شعار اسلامی درآمده، آزاداندیشی مسلمانان، و انتخابگری آنها را در مسائل مختلف بخوبی نشان می دهد.

    2-از خصوصیات متفکرین این است به سخنان این و آن بدون در نظر گرفتن گوینده و خصوصیات دیگر گوش فرا می دهند

    3-متفکرین در مقام عمل  سخنان دیگران را نقّادی می کنند، سبک سنگین می کنند، ارزیابی می کنند،و با نیروی عقل و خرد بهترین آنها را بر می گزینند، آنها جویای حقند و تشنه حقیقت، هر جا آن را بیابند با تمام وجود از آن استقبال می کنند، و از چشمه زلال آن بی دریغ می نوشند و سیراب می شوند.

    4-متفکرین اولوالالباب هستند و به گفته صاحب قاموس قرآن، «مراد از اولی الالباب در قرآن صاحبان تفکر و اندیشه و درک اند.»[19]

    ودر سوره رعد درباره اولوالالباب می فرماید«پایان نیک سرای دیگر، از آن آنهاست . (همان) باغهای جاویدان بهشتی که وارد آن می شوند و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می گردند . (و به آنان می گویند:) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام آن سرا (ی جاویدان).[20]»

    انسان برترین عامل در تربیت

    قبل از ورود به اصل مطلب باید این نکته را متذکر شویم که عامل اصلی در روحیه افراد و اعمال آنها به ایمان و و اراده و معرفت آنها بستگی دارد. عوامل دیگر مانند محیط و وراثت و... عامل درجه دو است.

    انسان می تواند در محیط ناپاک، پاک زندگی کند، همانند آسیه در کنار فرعون، یا برعکس، در محیطهای پاک، انسان ناشایست باشد، همچون فرزندان یا همسران برخی انبیای الهی. وضع محیط، علت اصلی و تمام علت در خوبی و بدی افراد نیست، ولی اثر فوق العاده ای در روحیات و اعمال دارد، چرا که انسان، بسیاری از صفات خود را از محیط اطراف کسب می کند. محیطهای پاک غالباً (نه همیشه) افراد پاک پرورش می دهد و محیطهای آلوده غالباً افراد منحرف.

    اثرات همنشین در انسان

     تعلیلی در سوره نساء آمده است که از آن برای تاثیر همنشین در تربیت  انسان که یکی از جنبه های ان تربیت عقلائی است استفاده می کنیم

    وقَد نَزَّلَ عَلَیکُم فِی الکِتب ان اذا سَمِعتُم ءایتِ اللَّهِ یُکفَرُ بها ویُستَهزَا بها فَلا تَقعُدوا مَعَهُم حَتّی یَخوضوا فی حَدیثٍ غَیرِهِ انَّکُم اذًا مِثلُهُم انَّ اللَّهَ جامِعُ المُنفِقینَ والکفِرینَ فی جَهَنَّمَ جَمیعاً. [21]

    و خداوند (این حکم را) در قرآن بر شما نازل کرده که هر گاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! و گر نه، شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را همگی در دوزخ جمع می کند.[22]

    تبیین آیه

    صاحب المیزان می نویسد:(جمله «انَّکُم اذًا مِثلُهُم» تعلیلی است بر نهی از ارتباط دوستانه با کفّار؛ یعنی مسلمانان اگر با غیر مؤمنان مجالست کنند از نظر خوی و خصلت همانند آنان خواهند شد.)[23]

    و همچنین است اگر انسان با مومنان مجالست کند از نظر خوی و خصلت همانند آنان خواهند شد

    پیام آیه

    همنشین، انسان را مثل خودش می کند 

    نکته آیه

    تاثیراتی که یک همنشین بد بر انسان می گذارد؛ چنانچه از آیه هم مشخص است، در تمام جوانب است از آن جمله در تفکر و عدم تفکر.

    تبعیت کورکورانه مشرکان از نیاکان

    بهترین نمونه برای همنشینان بد  مشرکان بی فکر بودند که کورکورانه از پدرانشان و نیاکان پیروی می کردند .

    شهید مطهری در این زمینه می فرماید: «من یک وقتی آیات قرآن راجع به تقلید و پیروی کورکورانه از پدران را استخراج کردم، دیدم آیات خیلی زیادی است و چیزی که برای من جالب بود این بود که هیچ پیغمبری مردم را دعوت نکرد الّا اینکه مواجه شد با همین حرف که تو چرا می خواهی ما را از سنتهای گذشته پدرانمان منصرف بکنی؟

    با اینکه اقوام پیغمبران خیلی از نظر سنن، مختلف بودند و هر پیغمبری در میان قوم خود مسائلی را طرح کرده که با وضع زندگانی آنها مربوط بوده و با یک اشکالاتی مواجه بوده که مخصوص آن قوم بوده، ولی یک اشکال عمومی در میان همه اقوام بوده و همه پیغمبران دچار آن بوده اند و آن مصیبت تقلید از آباء و اجداد و گذشتگان و به قول امروزیها سنت گرایی بوده است.»[24]

    و یقینا افرادی را که همنشین این افراد می شدند از آنها در این زمینه پیروی می کردند بدون اینکه از فکر خود استفاده کنند که آیا این کار صحیح است یا نه؟

    مذمت قرآن بر تقلید کورکورانه

    و قرآن کریم در آیات زیادی اینگونه تبعیت را مذمت کرده که از آن جمله این آیه است :«وَ اذا قیلَ لَهُمُ اتَّبعوا ما انْزَلَ اللَّهُ قالوا بَلْ نَتَّبعُ ما الْفَیْنا عَلَیْهِ ابائَنا اوَ لَوْ کانَ اباؤُهُمْ لایَعْقِلونَ شَیْئاً وَ لایَهْتَدونَ.»[25]  

    و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟![26]

    پیام آیه

    هدف قرآن تربیت است به همین دلیل یک قانون و قاعده کلی در این زمینه ارائه می کند که:

    «معیار برای تشخیص درستی و نادرستی باید عقل و منطق باشد نه صرف گفتار دیگران.»

    نکات آیه

    1- قرآن هرگز مردم را جز به نام «ایُّهَا النّاس» ( عموم مردم ) یا «ایُّهَا الْمُؤْمِنون» ( مومنین ) خطاب نمی کند؛ قرآن در تمام زمینه ها لحن مؤدبی دارد. تنها دو سه جا است که قرآن زبان به یک تعبیری می گشاید که آنهم در واقع بیان واقعیت وجود اشخاص است. یکی آنجایی که بشر عقلش را، به کار نمی بندد. مثل همین آیه که تعبیر میکند از پدران به کسانی که نمی فهمند و یا در جای دیگر تعبیر تند تری دارد«بدترین جنبنده ها در نزد خدا چیست؟ انسانهایی هستند که خدا به آنها زبان داده ولی لالند، گوش داده ولی کرند، عقل داده ولی تفکر و تعقل ندارند.».[27] -[28]

    2- از ذیل آیه استفاده می شود که هدایت انسان متوقف بر تعقل و تفکر او است. و انسانهایی که از فکر خود استفاده نمی کنند گمراه هستند

    توضیح مطلب

    اقسام تربیت

    اساسا تربیت یا به شکل برنامه ریزی شده است  و یا تاثیر گذاری به شکل غیر رسمی و ناآگاهانه  و غیر مستقیم. تاثیر هم نشین از نوع دوم است .

    عدم توجه انسان نسبت به اکثر تغییرات

    انسانها روح بسیار حساسی دارند، زود تحت تأثیر، واقع می شوند. ممکن است بعضی اشخاص خودشان را گول بزنند و خیال کنند معاشرت در آنها تأثیر ندارد، ولی اشتباه است، انسان با روحی بسیار حساس و قابل تغییر آفریده شده. تغییرات روحی که در انسان پیدا می شود مگر خیلی زیاد باشد که خودش بفهمد و الّا کمتر خود شخص متوجه تغییرات و تبدیلات روحی خود می شود. انسان گاهی جسماً لاغر می شود و چند کیلو سبک تر می گردد و چاق می شود چند کیلو سنگین تر می شود، تا خودش را وزن نکند متوجه نمی شود.

    تغییرات و کم و زیادهای روحی به درجاتی نامحسوس تر و دقیق تر است و به طریق اولی فهمیده نمی شود و متأسفانه روح انسان به مانند وسیله ای نیست که انسان هر روز یک بار یا هفته ای یک بار و یا ماهی یک بار و حداقل سالی یک بار خودش را وزن کند و ببیند چقدر از لحاظ روحیه سبک تر یا سنگین تر شده. صلاح و فساد بدون آنکه خود اشخاص بفهمند از فردی به فردی سرایت می کند.

    میزان و تأثیر نقش تربیتی همنشین

    در رواشناسی اجتماعی ثابت شده است که گروه های همالان، (همسالان و دوستان) معمولا با تاثیر پذیری از اندیشه ها و نوع نگرشها و قضاوت های همدیگر متاثر اند خصوصا در دوره نوجوانی و جوانی تأثیر همسالان بر فرد بسیار شدید است و لذا در باب یک موضوع معمولا متفق القول اند. مثلا در یک گروه از نوجوانان می بینیم که اگرسردسته شان این اندیشه را داشته باشد که «به نظر من موسیقی و ... حلال است و داشتن دوست دختر اشکالی ندارد» این فکر به راحتی در هم گروه هایش رسوخ می کند بدون هیچ استدلالی!  

    و چه بسیار دیده شده بچه هایی که از خانواده های غیر مذهبی بوده اند ولی در اثر همنشینی با دوستان خوب، مذهبی شده اند و بچه هایی که از خانواده های مذهبی بوده اند بر اثر همین ارتباطات، انحراف پیدا کرده اند و نماز، حجاب، عفت و حیای آنها کم رنگ شده و حتی از نظر اعتقادی هم مشکلاتی پیدا کرده اند .

    اسلام و تاثیر پذیری از همنشین

    تاثیرپذیری انسان  از همنشین از نظر منطق اسلام تا آن حد است که در روایات اسلامی از پیامبر خدا حضرت سلیمان ع چنین نقل شده:" درباره کسی قضاوت نکنید تا به دوستانش نظر بیفکنید چرا که انسان بوسیله دوستان و یاران و رفقایش شناخته می شود" [29]

    امام امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در گفتار گویای خود می فرماید:هر گاه وضع کسی بر شما مشتبه شد و دین او را نشناختید به دوستانش نظر کنید، اگر اهل دین و آئین خدا باشند او نیز پیرو آئین خدا است، و اگر بر آئین خدا نباشند او نیز بهره ای از آئین حق ندارد.[30]

    و براستی گاه نقش دوست در خوشبختی و بدبختی یک انسان از هر عاملی مهمتر است، گاه او را تا سر حد فنا و نیستی پیش می برد، و گاه او را به اوج افتخار می رساند.

    علت تاثیر پذیری

     اکثر افرادی که تحت تاثیر دیگران کارهایی انجام می دهند افرادی هستند که می خواهند  عناصر اصلی شخصیت و هویت خود را تشکیل دهند.( مثل نوجوانان سنین 15 تا 21 سالگی) این افراد به دنبال معنی دادن به زندگی خود هستند وسعی می کنند  برای خود اهداف و آرمان ها و آرزوهایی در نظر بگیرند.

    در این حالت شدیدا به علم و معرفت نیازمندند ولی چون معمولا از دانش کافی برخوردار نیستند، تقلید از همسالان و بعضا الگوهای نامناسب تأثیر زیادی بر آنها می گذارد و در مقابل از نصیحت و اجبار و مانند آن گریزانند. در مدتی که دنبال معنا دار کردن زندگی خود هستند چون ریشه افکار و باورهای آنها محکم نیست، هر راهی را انتخاب کنند، امکان رها کردن و تغییر جهت در آنها سریع است. به همین جهت ما می بینیم نوجوانان ما به سرعت تغییر عقیده می دهند و گاهی شدیدا مذهبی، نمازخوان و با حجاب می شوند و زمانی هم بی اعتنا به این امور به دنبال کارهای دیگر هستند.[31]

    تبعیت کورکورانه در عصر حاضر

    مسأله تقلید کورکورانه مظاهر تمدن غرب توسط جوانان در عصر حاضر پدیده ای است که دارای علل متعدد و سابقه طولانی می باشد که یکی از مهترین این علل دوستان و همنشینان بد در انسان است

    به طور کلی، جوانانی که در محیط خانواده و تحت نظارت والدین خویش بسر می برند و همواره دریافت کننده ی محبت های پدر و مادر خویش می باشند. سعی می کنند هنجارهای حاکم بر خانواده و محیط خویش را رعایت کنند، اما اکنون که بهانه ی تحصیل یا کار از محیط با صفای خانه و خانواده جدا شدند، تحت تاثیر رفتار دوستان و همنشینان خود قرار می گیرند بدون اینکه فکر کنند آیا این کار درست است.

     در واقع از آنجایی که دوستان این افراد در کارها و الگوپذیری خود بدون فکر  از دیگران تقلید می کنند دیگران را هم به فکر کردن تشویق نمی کنند .

    به نظر می رسد از جمله مناسب ترین راهها برای مصونیت بخشیدن جوانان از بحران هویت و خارج ساختن آنان از باتلاق «الیناسیون» و از خود بیگانگی باز گرداندن آنها عرضه کردن فرهنگ ناب اسلامی در قالب فنون و هنرهای مختلف، از طریق گروه های همسال و جوانان متفکر، متدین و با اخلاق به آنان است،بسیاری از این جوانان تشنه ی محبت و مهربانی هستند و این اکسیر محبّت را هر کجا بیابند به آن سمت خواهند رفت اگر جوانان با مکتب حیات بخش اسلام و احکام نورانی آن و سیره ی معصومین(ع) آشنا شوند آن را با هیچ چیز عوض نخواهند کرد.[32]

    همنشین صالح

    بهترین همنشینان برای تربیت  خصوصا تربیت عقلانی  صالحان هستند که در راس آنها پیغمبران و جانشینان و رهروان راه آنها هستند که بیشترین تاثیر بر رشد و تربیت عقلانی انسانها در طول تاریخ داشتند چنانچه با ملاحظه تاریخ این مطلب بدست می اید که افراد با ایمانی که همنشین  پیغمبران بودند  از قدرت تعقل و تفکر خود استفاده می کردند که همه اینها به خاطرتاثیرات همنشینی این افراد با پیغمبران و جانشینان و رهروان راه آنها است     

    یکی از این  نمونه ها وجود پیغمبر اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم است در سوره آل عمران این گونه می فرماید :

     لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ .[33]

    خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند. [34]

    تبیین آیه

    قرآن از وضع دوران جاهلیت به" ضَلالٍ مُبینٍ":" گمراهی آشکار" تعبیر کرده است زیرا: ضلال و گمراهی انواع و اقسامی دارد، بعضی از وسائل گمراهی طوری است که انسان به آسانی نمی تواند باطل بودن آنها را بفهمد و گاهی چنان است که هر کس مختصر عقل و شعوری داشته باشد، فوری پی به آن میبرد.[35]

    پیام آیه

    بعثت پیغمبری که شما را هدایت کند نعمت است .

    نکات آیه

     روحیه قوم عرب پیش از ظهور پیغمبر با تعصب و قبیله گرایی آمیخته بود و با اندک حادثه ای جنگ بین طوایف بر پا می شد. تعلق خاطر فرد به قبیله او بسیار بود و آن چیزی که جهت برخوردهای اجتماعی او را تعیین می کرد، روح قبیله گرایی بود، نه طرفداری از حق و عدالت. اعضای قبیله موظف بودند تا همدیگر را تحت هر شرایطی حتی ظالم بودن یاری کنند.

    اساس گمراهی عرب در این بود که رفتار آنان بر هیچ مبنای عقلی و شرعی استوار نبود. علایم توحید در میانشان ناپدید بود و بی هیچ تفکری پیرامون ارزش بتهای ساخته دست خودشان، آنها را ستایش می کردند، رفتارشان جاهلانه و بی منطق بود و آنچه را انجام می دادند تنها به این دلیل بود که گذشتگان انجام داده اند وگرنه خاستگاه منطقی و عقلی نداشت.

    آری، اسلام با برچیدن اساس بت پرستی از عربستان به دوره جاهلیت پایان داد و با ترغیب مسلمانان به تفکر و پیروی از عقل به جای تقلید کورکورانه، انوار معرفت و آگاهی را بر عقل و دل مردم تابانید. عربها در سایه اسلام نه تنها از جاهلیت در آمدند، بلکه خود منادی توحید، دانش و اخلاق نیکو در سراسر جهان آن روز شدند و هر کجا قدم نهادند برادری و مساوات را با خود به ارمغان بردند.[36]

    وجود رهبران دینی بارز ترین دلیل تاثیر معلومات دین

    البته ازاصلی ترین دلائل پیشرفت مسلمانان تعلیمات اسلام در قالب آیات قرآن و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که در آیه از آن به عنوان تزکیه وتعلیم یاد کرده است اما این نکته مهم را نباید فراموش کنیم که وجود شخص پیغمبرو ائمه معصومین علیهم السلام و جانشینان و رهروان راه آنها و همنشینی مردم با آنها از بارز ترین دلائل تاثیر معلومات دین درمردم است چنانچه در اعترافات اروپاییان هم  این مطالب وجود دارد.

    گفتار گوستاولوبون در تأثیر تمدن اسلام در مغرب

    گوستاولوبون دانشمند شهیر فرانسوی در تأثیر تمدن اسلام در مغرب چنین می گوید

    «در قرن نهم و دهم میلادی یعنی همان وقتی که تمدن اسلام در مملکت اسپانیا منتها درجه ترقی و تعالی را پیموده در تمام مغرب زمین علمی و یا مراکز علمی وجود نداشت مگر کلیساها که بدست رهبانان جاهل که خود را عالم میدانستند اداره میشد و مردم را بخرافات مذهبی خود عادت میدادند؟!.

    از قرن دوازدهم که بعضی اشخاص حساس در پی فهم و دانش بودند پناه گاهی (برای اخذ علم و دانش) نداشتند مگر اسلام و مسلمین که از جمیع جهات آنها را استاد و بهتر و برتر از همه میدانستند و در مدارس آندلس میرفتند و تحت تعالیم مسلمین دانا میشدند.

    تمام اهل علم باید منّت دار مسلمانان باشند که خدمت بزرگی بعلم و دانش نمودند و توسعه در عالم دادند مسلمین عرب حق حیات بزرگی بما غربیها دارند و بایستی تمدن مغرب را تمدن العرب نامید انتهی»[37].

    از گفتار این دانشمند فرانسوی این نکته به دست می اید که در اروپا مردم- به خاطر رهبران بی خرد و کسانی که در خرافات به سر می بردند-  در جهل ونادانی به سر می بردند و از قدرت فکری و اندیشه  خود استفاده نمی کردند

    همنشین صالح در عصر غیبت

    در عصر غیبت که دست ما از امام معصوم خالی است تاثیرات صالحان خصوصا عالمان دین در تربیت انسانها مشهود است .

    اگرتوجه به این مطلب داشته باشیم  که در شهرهایی که عالمان دین در آنجا حضور دارند و مردم از همنشینی با آنها بهره مند می شوند مردمان آن منطقه از نظر پیشرفتهای مادی و معنوی قابل مقایسه با دیگران نیستند  و همه اینها به خاطر رشد عقل و استفاده از قدرت تفکر آنها است که به واسطه مصاحبت با کسانی که  مروج دینی هستند که انسان  را به تعقل و تفکر ترغیب می کند.

    قرآن کریم می فرماید«وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»[38]

    و ما این ذکر [قرآن ] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی و شاید اندیشه کنند![39]

    پیام آیه

    هدف از نزول قرآن تعلیم و تربیت است یعنی تبیین مفاهیم و تعالیم آن و بیدار ساختن اندیشه انسانها. 

    نکته

    زیر بنای همه تحولها

    مکتبهای مادی و کمونیستی که همیشه از ناحیه مذاهب راستین احساس خطر می کنند همیشه اصرار دارند که دعوت ادیان را دعوت به تخدیر افکار توده ها معرفی کنند، تعبیر رسوای آنها که" دین افیون توده هاست" معروف است.

    همچنین استعمارگران شرق و غرب به خاطر هراسی که از قیام توده های مؤمن در سایه افکار مذهبی و استقبال از شهادت در راه خدا داشته اند سعی می کردند که به روان شناسان و جامعه شناسان خود این مطلب را تلقین کنند، تا در کتابهای به اصطلاح علمیشان منعکس سازند که مذهب زائیده جهل و نادانی بشر نسبت به عوامل طبیعت است!

    ولی آیاتی از قبیل آیات مورد بحث که دعوت به تفکر و اندیشه می کند، بلکه عصاره دین و خمیرمایه تکامل و پیشرفت انسان را همین اندیشه و تفکر می داند مشت این دروغپردازان را باز می کند.[40]

    پس همنشینی با پیغمبران و جانشینان و رهروان راه که دعوت به تفکر و اندیشه می کند، مایه تکامل و پیشرفت انسان در زمینه های مادی و معنوی می شود

    نتیجه 

    به هر حال انسان موجودی تغییر پذیر و در نهایت تربیت پذیر ست. انسان بجز در موارد ذاتی، موجودی است که بر اثر عوامل تربیتی مثل خانواده، مدرسه، دوستان و همسالان و ... می تواند تحوّل و دگرگونی پیدا کند.

     انسان باید در ارتباطات خانوادگی، دوستانه و ... مراقبت کند. جوانان و خانواده ها اگردر گزینش دوستان مراقبت و مواظبت ننمایند، ممکن است توسط دوستان ناباب به گناه و خطا و کارهای ناصواب آلوده شوند. در ارتباطهای دوستانه همیشه باید دوستانی خوب برگزید، باید مراقبت کرد دوستانی برگزینیم که از جهات انسانی از ما برتر و والاتر باشند تا بر فضایل و کرامات ما افزوده تر شود و به قول معروف : همنشین تو از توبه باید تا تو را عقل و دین بیفزاید

    از سوی دیگر اگر دوستان ناباب و ناشایستی اختیار کنیم، بدون تردید فضایل و کمالات خود را -که یکی از مهمترین این فضائل تفکر و تعقل است- از دست خواهیم داد و به آلودگیهای آنان مبتلا خواهیم شد چراکه شخصیت هر فرد در چهره دوستانش تبلور می یابد. افراد را می توان از طریق دوستانشان شناخت، اگر دوستانشان صالح و شایسته باشند، آنان نیز شایسته و صالح خواهند بود، اگر بر عکس ناپاک و ناصالح باشند، آنها نیز ناصالح و خطاکار خواهند بود.[41]

    خاتمه

    نکاتی که در ارائه این مطالب به اقشار گوناگون باید در نظر داشت :

    الف : برای بیان این مقاله به گروه سنّی کودکان لازم است برای تفهیم مطلب از داستان و قصه های آموزنده و اگر امکان داشته باشد از شیوه های بصری بیشتر استفاده گردد .

    ب : برای بیان مطالب این مقاله به گروهها سنّی نوجوان و جوان به خاطر اینکه این گروه در حال رشد و بلوغ می باشند بیشتر لازم است تا مطالب به صورت استدلالی تر بیان گردد .

    منبع مطلب : kanoon1999.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kanoon1999.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا( درباره ی همنشینی)

    مقدمه=این انشا درباره ی مشخصات و خصوصیات یک هم نشین خوب است

    هم نشین یا دوست ما باید دارای خصوصیات خوبی باشد و خصوصیاتش از ما بهتر باشد تا ما او را الگوی خود قرار دهیم و چیزی از او یاد بگیریم البته دوستی با دیگران یکی از نیاز های مهم انسان است هم نشین خوب کسی است  که مارا به راه و کار نیک و خوب و درست هدایت کند و از کار های بد باز دارد. بار ها در احادیث پیامبران و امامان آمده است که از هم نشینی با افراد بد باید پرهیز کنیم ما باید تا می توانیم از دوست و هم نشین بد دوری کنیم زیرا دوست بد مایع دردسر است نه مایع دوستی و همدلی.دوست خوب باید از خدا بترسد و عالم و اهل دین باشد و از اخلاق خوبی برخوردار باشد دوست بد اگر پاک باشی تو را آلوده خواهند کرد ما باید در انتخاب دوست دقت کنیم و همه شرایط او را در نظر بگیریم تا یک دوست و یاور و هم نشین خوب پیدا کنیم هم نشین ما باید صالح باشد. دوست آن است که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی.

    نتیجه گیری = دوست خوب کسی است که با خدا باشد و هر کسی نمیتواند دوست خوبی باشد ما باید در انتخاب دوست دقت کنیم.

    گل اندر زیر پا گسترده پر کرد  مرا با هم نشینی مفتخر کرد

    چو عمرم مدتی با گل گذر کرد  کمال هم نشین در من اثر کرد

    منبع انشا = کار خود نویسنده


    منبع مطلب : hos4444.blogfa.com

    مدیر محترم سایت hos4444.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 9 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید