در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    استفاده از ویژگی های استدلال در یک عضو برای سایر عضوها را چه می نامند

    1 بازدید

    استفاده از ویژگی های استدلال در یک عضو برای سایر عضوها را چه می نامند را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    arguments-proofs-geometry-استدلال-و-اثبات-در-هندسه

    arguments-proofs-geometry-استدلال-و-اثبات-در-هندسه

    استدلال و اثبات در هندسه

    با نام و یاد خدا استدلال و اثبات در هندسه را شروع می کنیم امیدوارم خوب یاد بگیرید

    درس اوّل: استدلال

    راه های استدلال :

    الف ) شهودی – حواس پنج گانه :

    یک روش نتیجه گیری کلی است که بر اساس مشاهدات محدودی صورت می گیرد.

    اگر هوا ابری باشد ، باران خواهد آمد. هم اکنون باران می بارد نتیجه گیری هوا ابری است .

    استدلال

     یعنی دلیل آوردن و استفاده از دانسته های قبلی، برای معلوم کردن موضوعی که در ابتدا مجهول بوده است.

    حتی در بسیاری از کارهای روزمره نیز به استدلال نیاز پیدا می کنیم.

    راه های متفاوتی برای استدلال کردن هست که اعتبار و قابل اعتماد بودن آنها می تواند یکسان نباشد. به استدلالی که موضوع موردنظر را به درستی نتیجه بدهد، اثبات می گوییم .پس معنی استدلال و اثبات در هندسه را آموختیم

    ب ) تجربه :

    یک روش نتیجه گیری است بر اساس جقایقی که درستی آنها را قبلا پذیرفته ایم .

    مانند: تجربه ثابت کرده که اگر دو عدد فرد را جمع کنیم جواب عددی زوج است پس همواره می توان نتیجه گرفت که جمع دو عدد فرد زوج است .

    مثال :

    اگر سه مثلث رسم کنیم که همگی ارتفاع ها درون مثلث باشند

    آیا می توان نتیجه گرفت در هر مثلث، محل برخورد هر دو ارتفاع درون مثلث است؟

    یک مثال بزنید که نتیجه ی بالا را نقض کند.

    مثال :

    هرچند به طور معمول در ریاضیات و به ویژه در هندسه استفاده از شکل، ترسیم و شهود به تشخیص راه حل ها و ارائه ی حدس های درست کمک زیادی می کند، امّا به تشخیصی که براساس این روش ها حاصل می گردد، نمی توانیم به طور کامل اطمینان کنیم.

    مواردی از درس علوم (مثل آزمایش تشخیص گرما و سرمای آب) مثال بزنید که حواس ما خطا می کند. در مورد نتایجی که از این مثال ها می گیرید، با یکدیگر بحث کنید.

    مثال :

    نیما و پژمان مشغول دیدن مسابقات وزنه برداری بودند. وزنه برداری می خواست وزنه ای 100 کیلویی را بلند کند.آنها هر دو عقیده داشتند که او نمی تواند وزنه را بلند کند؛ برای ادعای خود استدلال های متفاوتی می کردند.

    نیما: زیرا هفته ی پیش این وزنه بردار تمرینات بهتری انجام داده بود، با این حال نتوانست وزنه ی 90 کیلویی را بلند کند.

    پژمان: امروز دوشنبه است. من بارها مسابقات این وزنه بردار را دیده ام. او هیچ گاه در روزهای زوج موفق نبوده است.

    استدلال کدام یک قابل اعتمادتر است؟ درباره ی استدلال ها بحث کنید.

    مثال :

     چون من تا به حال هیچ وقت تصادف نکرده ام، در سفر آینده نیز تصادف نخواهم کرد. این استدلال مشابه کدامیک از استدلال های زیر است؟

    الف)چون برخی مثلث ها قائم الزاویه اند؛ پس مثلث های متساوی الاضلاع هم قائم الزاویه اند.

    ب) همه ی فیلم های جنگی که تاکنون دیده ام، جذاب بوده اند. فیلمی که دیروز دیدم جذاب بود، پس فیلم جنگی بوده است.

    ج)چون تمام بچه های خاله های من دختر هستند، پس بچه ی خاله ی کوچکم هم که به زودی به دنیا می آید دختر خواهد بود.

    د)چون همه ی قرص های مسکن خواب آور است، پس در این قرص ها ماده ای هست که باعث خواب آلودگی می شود.

    مثال :

    حمید و وحید می دانستند که علی، حسن، حسین و باقر برادرند و: علی از حسین بزرگ تر و حسن از باقر کوچک تر است و باقر از علی کوچک تر و حسن نیز از حسین کوچک تر است. هر دو نفر اعتقاد داشتند که علی از حسن بزرگ تر است؛ اما استدلال های متفاوتی می کردند.

    حمید: در تمام خانواده هایی که دو فرزند به نام های علی و حسن داشته اند، علی فرزند بزرگ تر بوده است.

    وحید: چون علی از حسین بزرگ تر و حسن از حسین کوچک تر است، پس علی از حسن بزرگ تر است.

    استدلال کدام یک درست است؟ درباره ی درستی استدلال ها بحث کنید.

    هم نهشتی را از پایه ی هفتم و هشتم یادبگیر و مرور کن

    درس دوم: آشنایی با اثبات در هندسه

    در درس گذشته آموختید که دیدن و استفاده از حواس یا ارائه ی مثال های متعدد و همچنین توجه به ابعاد ظاهری برای ایجاد اطمینان از درستی یک موضوع کفایت نمی کند و باید از دلیل های منطقی و قانع کننده کمک گرفت و با استدلال، درستی آن موضوع را ثابت کرد.

    در روند استدلالمان از اطلاعاتِ مسئله(فرض یا داده ها) و حقایق و اصولی که درستی آنها از قبل برای ما معلوم شده است، برای رسیدن به خواسته ی مسئله (حکم) استفاده می کنیم.

    مهرداد: آیا در هر لوزی زاویه های روبه رو با هم برابر است؟

    سعید: بله، من در یک کتاب هندسه دیدم که اثبات کرده بود در متوازی الاضلاع زاویه های روبه رو، با هم مساوی است و لوزی هم نوعی متوازی الاضلاع است.

    در این مسئله و اثبات آن، فرض، حکم و استدلال را در زیر کامل کنید:

    فرض: شکل لوزی است.

    حکم: _زاویه های روبرو _ برابر است.

    استدلال:

    لوزی نوعی __متوازی الاضلاع __ است.

    …………………………………………………..  ⇐  ⇐    در لوزی زاویه های روبه رو ___برابر___ است .

    در متوازی الاضلاع ___زاویه های روبرو_____ برابر است.

    اولین اقدامی که برای اثبات انجام می دهیم، تشخیص فرض، حکم و واقعیت های مرتبط با آن مسئله است که از قبل آنها را می دانستیم.

     نکته :

    اگر در یک مثلث دو زاویه نابرابر باشد، ضلع روبه رو به زاویه ی بزرگ تر، بزرگ تر است از، ضلع روبه رو به زاویه ی کوچک تر.

    تعریف :

    وقتی خاصیتی را برای یک عضو از یک مجموعه ثابت کردیم، اگر تمام ویژگی هایی که در استدلال خود به کار برده ایم، در سایر عضوهای آن مجموعه نیز باشد، می توان درستی نتیجه را به همه ی عضوهای آن مجموعه تعمیم داد.

    مسئله:

    حمید، سعید و بهرام هر کدام مقداری پول دارند. مجموع پول های حمید و بهرام برابر 5000 تومان و مجموع پول های سعید و بهرام نیز برابر 5000 تومان است. به نظر شما پول حمید بیشتر است یا پول سعید؟ دلیل خود را توضیح دهید.

    محدب

     یک چندضلعی محدب است؛ اگر هر پاره خطی که دو نقطه ی دلخواِه درون آن چندضلعی را به هم وصل می کند، به طور کامل درون آن چند ضلعی قرار بگیرد

    مقعر

    یک چند ضلعی مقعر است ، اگر هر پاره خطی که دو نقطه ی دلخواه درون آن چند ضلعی را به هم وصل می کند ، یک یا چند ضلع از چند ضلعی را قطع کند در واقع کمی از پاره خط بیرون از چند ضلعی قرار بگیرد.

    مسئله :

    ثابت کنید هر نقطه که روی نیمساز زاویه قرار دارد، از دو ضلع آن زاویه به یک فاصله است.

    یادآوری: فاصله ی یک نقطه از یک خط برابر است با طول پاره خطی که از آن نقطه بر خط عمود می شود.

    راهنمایی: یک زاویه ی دلخواه بکشید و نیمساز آن را رسم، و یک نقطه روی این نیمساز مشخص کنید. ثابت کنید فاصله ی این نقطه از دو ضلع زاویه با هم برابر است و سپس دلیل آن را که این نتیجه برای همه ی نقاطِ روی نیمساز درست است، بیان کنید.

    درس سوم: هم نهشتی مثلث ها

    تعریف هم نهشتی

    اگر بتوانیم شکلی را با یک یا چند تبدیل هندسی ( تقارن ، دوران و انتقال ) طوری بر شکل دیگر منطبق کنیم که کاملا همدیگر را بپوشانند می توانیم بگوییم که این دو شکل با یکدیگر هم نهشت اند .

    هم نهشتی را با علامت ≅  نشان می دهند .

    حالت های هم نهشتی

    حالت اول (ض ز ض)     : دو ضلع و زاویه ی بین از یک مثلث با دو ضلع و زاویه ی بین از مثلث دیگر برابر باشند آن دو مثلث با هم ، هم نهشت اند.

    حالت دوم (ض ض ض)  : سه ضلع از یک مثلث با سه ضلع از مثلث دیگر برابر باشند این دو مثلث با هم هم نهشت اند.

    حالت سوم (ز ض ز)     : دو زاویه و ضلع بین از یک مثلث با دو زاویه و ضلع بین از مثلث دیگری برابر باشند آن دو مثلث هم نهشت اند.

    حالت های هم نهشتی مثلث های قائم الزاویه

    حالت اول ( و ز  )    : اگر وتر و یک زاویه ی حاده ( تند ) از یک مثلث با وتر و یک زاویه ی حاده ( تند ) از مثلث دیگری برابر باشند آن دو مثلث هم نهشت اند .

    حالت دوم ( و ض )  : اگر وتر و یک ضلع زاویه ی قائمه از یک مثلث با وتر و یک ضلع زاویه ی قائمه از مثلث دیگری برابر باشند آن دو مثلث هم نهشت اند .

      برای حل مسائل ابتدا فرض و حکم را مشخص نموده و سپس برای جواب مسئله باید از فرض به حکم برسیم.

    در این میان باید از استدلال های منطقی استفاده کنیم مانند استفاده از هم نهشتی ، فیثاغورس ، خطوط موازی و مورب و … در این صورت مسئله به آسانی حل می شود در واقع از فرض استفاده شده و به حکم رسیده ایم

    در هر متوازی الاضلاع ____زاویه های_____ روبه رو، مساوی اند.

    درس چهارم: حل مسئله در هندسه

    برای حل مسائل هندسی، راه حل کلیّ وجود ندارد؛ امّا می توان مراحلی را مشخص کرد که برای حل مسئله ی هندسه، توصیه می شود.

    قدم های حل مسئله

    1 صورت مسئله را به دقت بخوانید و مفاهیم تشکیل دهنده ی آن را بشناسید.

    2 اگر مسئله فاقد شکل است، با توجه به صورت مسئله، یک شکل مناسب برای آن رسم کنید.

    3 داده های مسئله(فرض) و خواسته های آن (حکم)را تشخیص دهید و در یک جدول بنویسید .

    4 برای رسیدن از فرض به حکم، راه حلی پیدا کنید. روش های مختلفی برای این کار هست که آنها را به مرور می آموزید.

    یکی از راه های اثبات برابری دو پاره خط، استفاده از مثلث های هم نهشت است.

    نکته :

    در یک دایره اگر دو کمان برابر باشند، وترهای نظیر آنها با هم برابرند و اگر دو وتر برابر باشند، کمان های نظیر آنها نیز با هم برابرند.

    درس پنجم: شکل های متشابه

    هرگاه در دو چندضلعی همه ی ضلع ها به یک نسبت تغییر کرده باشد (کوچک یا بزرگ شده، یا بدون تغییر باشد) و اندازه ی زاویه ها تغییر نکرده باشد، آن دو چند ضلعی با هم متشابه اند.

    تشابه را با علامت ∼ نشان می دهیم .

    به نسبت دو ضلع متناظر در دو شکل متشابه، نسبت تشابه می گویند.

    دوست داری فصل دوم ریاضی نهم رو یادبگیری؟

    استدلال و اثبات در هندسه

    سوالات

    1 -درستی یا نادرستی عبارت های زیر را مشخص کنید .

    الف )محل بر خورد عمود منصف های هر مثلث همواره درون آن قرار دارد .

    ب ) رابطه ی فیثا غورس در هر مثلثی ، صادق است .

    ج ) اگر دو زاویه مکمل باشند ، آنگاه آن دو زاویه قائمه اند .

    د ) فاصله ی هر نقطه روی عمود منصف یک پاره خط از دو سر آن پاره خط یکسان است .

    الف ) 8

    ب ) 10

    ج ) 12

    د ) 14

    استدلال و اثبات در هندسه

    منبع مطلب : www.nabket.ir

    مدیر محترم سایت www.nabket.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    استدلال

    استدلال یا گَواه‌آوری (Reasoning)، ترکیب قانون‌مند قضیه (های) معلوم برای رسیدن به قضیه (های) تازه است. در استدلال، ذهن بین چند قضیه، ارتباط برقرار می‌کند تا از پیوند آن‌ها، نتیجه زاده شود و به‌این‌ترتیب نسبتی مشکوک و مبهم به نسبتی یقینی تبدیل شود به عبارتی دیگر به تجمیع تصدیقات (به جملات خبری گفته می‌شود که بر سلب یا ایجاب مطلبی دیگر امر دارد. مانند: جیوه فلز است. انسان حیوان نیست.[۱]) برای اثبات تصدیقی دیگر استدلال گفته می‌شود.

    انواع استدلال[ویرایش]

    تمثیل سرایت دادن حکم یک موضوع به موضوع دیگر به دلیل مشابهت آن دو به یکدیگر است. واژهٔ تمثیل در این بافت به معنای تشبیه کردن یا مانند کردن چیزی به چیزی دیگر به‌کار رفته‌است. در استدلال تمثیلی می‌کوشیم تا براساس همانندی بین دو چیز، حُکمی را که برای یکی از آن‌ها درست می‌دانیم برای دیگری هم درست بدانیم. نکتهٔ درخورِ توجه در این استدلال آن است که این استدلال برپایهٔ همانندی است نه محتوا. استدلال تمثیلی برپایهٔ وجه‌شبه بین دو چیز است؛ برای نمونه گُمان می‌کنیم شخصی به‌نام حسین تیزهوش است. حسین برادری به‌نام حسن دارد. وجه‌شبه حسین و حسن برادری آن‌ها نسبت به یکدیگر است؛ ازهمین‌رو، می‌گوییم چون حسن برادر حسین است، حسن هم تیزهوش است. چنین استدلالی تنها براساس برادری بین حسین و حسن پایه‌گذاری شده‌است.

    هرچه همانندی میان دو پدیده بیشتر باشد، استدلال تمثیلی اُستوارتر و نیرومندتر است؛ اما نتیجهٔ آن هیچ‌گاه قطعی نیست. برای نقد استدلال تمثیلی می‌توان دو روش را به‌کار گرفت:

    ۱- نگاه کردن به جنبه‌های گوناگون؛ برای نمونه اگر کسی بگوید: «سخنان انسان‌های بزرگ که در گذشته می‌زیسته‌اند مانند مواد آرایشی‌اند که پس از مدتی دیگر نباید آن‌ها را استفاده کرد». می‌توانیم در پاسخ بگوییم: ما دربارهٔ سخنان آن‌ها گفت‌وگو می‌کنیم که پیامد اندیشهٔ بشر است نه دربارهٔ مواد آرایشی. آنگاه، به جنبه‌های گوناگونِ میان این دو پدیده بنگریم و بگوییم: برخی از سخنان بزرگان بخشی از اندیشه بشر را در بر می‌گیرند که پس از گذشتِ سده‌ها هنوز درست هستند.

    ۲- یافتنِ استدلالی دیگر دربرابرِ آن استدلال؛ روش رویارویی با استدلال تمثیلی نادرست، یافتنِ استدلال تمثیلی، دربرابر آن است؛ برای نمونه در رد استدلال گفته‌شده در بالا، می‌توان گفت: خیر، سخنان بزرگان همانند اشیایِ زیرخاکیِ ارزشمندی‌اند که بسیار گران‌ب‌ها هستند و چه‌بسا با گذشت زمان به ارزش آن‌ها افزوده می‌شود.[۲]

    استقرا نوعی استدلال است که در آن ذهن از جزء به کل سیر می‌کند. البته در منطق جدید این تعریف رد شده‌است. یعنی چند مورد جزئی را مشاهده می‌کند و سپس یک حکم کلی می‌دهد. مثلاً در چند مورد آب را حرارت می‌دهیم و می‌بینیم که در صد درجه سلسیوس (سانتی‌گراد) می‌جوشد و از این نتیجه می‌گیریم که هر آبی در صد درجه سلسیوس می‌جوشد.

    واژهٔ استقرا به معنای جست‌وجو، کاوش و در پِی چیزی رفتن است. ازآنجاکه در استقرا یک‌به‌یک جامعهٔ آماری را بررسی نمی‌کنیم و تنها نمونه‌هایی از آن را به‌کار می‌گیریم، پایهٔ استقرا براساس گمانه‌زنی است؛ برای نمونه: بیِنگارید که مادر یک خانواده هر روز ساعت ۱۲ نهار می‌پزد. به مدت یک هفته کار او را بررسی کردیم و نتیجه گرفتیم که مادر این خانواده هر روز ساعت ۱۲ نهار می‌پزد؛ اما، این نتیجه یقینی نیست چرا که تمام روزهای عمرِ این مادرِ خانواده را بررسی نکردیم و ممکن است روزی بیاید که در ساعت دیگری نهار بپزد؛ بنابراین، نتیجهٔ بدست‌آمده از استدلال استقرایی همواره یقینی نیست. استدلال استقرایی بر دو گونه است:

    ۱- استقرای تام; بررسی و پژوهیدنِ تمام موارد یک جامعه آماری و دادن یک حکم کلّی؛ برای نمونه: اگر میزان تیزهوشی تمام دانش‌آموزانِ یک کلاس را بررسی کنیم و به این نتیجه برسیم که همهٔ دانش‌آموزان آن کلاس، تیزهوش هستند؛ چنین نتیجه‌گیری برگرفته از استقرای تام است. در استقرای تام تمام موارد یک جامعهٔ آماری در اختیارِ ما قرار دارند. باید به این نکته توجه داشت که نتیجه در استقرای تام، یقینی است.[۳]

    ۱- استقرای ناقص; بررسی و پژوهیدنِ چندین مورد در یک جامعهٔ آماری که موارد بررسی‌نشده را هم نیز در بر می‌گیرد. برای نمونه بدون بررسی کردنِ تمام شهروندان یک کشور، چند تن از آن‌ها را دارای صفتی بدانیم و سپس حکم کنیم که تمام شهروندان آن کشور دارای آن صفت می‌باشند؛ به‌این دلیل که این بررسی تمام شهروندان آن کشور را دربرنمی‌گیرد نتیجهٔ برگرفته از استقرای ناقص گمانی و احتمالی است، نه یقینی.[۴]

    در استقرا معمولاً تمام موارد یک جامعهٔ آماری در اختیار ما قرار ندارند. ازاین‌رو، در استدلال استقرایی از قوی یا ضعیف بودن آن سخن می‌گوییم. در اینجا به دو مورد از ویژگی‌های یک استقرای قوی نگاه می‌اندازیم:

    ۱- نمونه‌ها باید تصادفی و گوناگون باشند و نشان‌دهندهٔ تمام موارد آن موضوع باشند. برای نمونه می‌خواهیم دربارهٔ نوع حکومت‌داری کشورها در دنیا پژوهش کنیم. اگر در این پژوهش تنها به سراغ چند کشور ویژه برویم، نتیجهٔ بدست‌آمده بیانگرِ نوع حکومت‌داری کشورها در دنیا نخواهد بود. مثلاً ممکن است تنها کشورهایی بررسی شود که حکومت‌داری آن‌ها براساس لیبرالیسم است و چنین استقرایی قوی نخواهد بود.

    ۲- شمارِ نمونه‌ها باید در سنجش با کل جامعهٔ آماری نسبت مناسبی داشته باشد. برای نمونه نتیجهٔ بدست‌آمده دربارهٔ نوع حکومت‌داری کشورها از ۳۰ کشور که از ۱۹۶ کشور برگرفته‌شده، نمی‌تواند نشان‌دهندهٔ نوع حکومت‌داری کشورها در دنیا باشد. اما اگر همین آمار از ۱۸۰ کشور گرفته‌شده بود، به میزان زیادی تعمیم‌پذیر به تمام کشورها در دنیا بود. توجه داشته باشید که اگر استدلال استقرایی را به درستی به‌کار نگیرید، ممکن است دچار تعمیم شتاب‌زده شوید.

    وقتی ذهن از قضیه‌های کلّی به نتیجه‌های جزئی می‌رسد و به عبارت مختصرتر از کلّ به جز می‌آید؛ آن را قیاس می‌نامند. مثال:

    یا

    در استدلال قیاسی از حداقل دو قضیهٔ درست، ضرورتاً و بدون هیچ تردیدی قضیهٔ درست دیگری به نام نتیجه به دست می‌آید.

    اساسی‌ترین و اعتمادپذیرترین شکل استدلال در منطق، استدلال قیاسی است؛ چرا که نتیجه‌دهی قیاس همواره یقینی است. قیاس گفته‌ای است که چند گزاره (منطق) را دربرمی‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که اگر آن را بپذیریم، ذهن انسان از آن گزاره (منطق) وادار به پذیرش گفتهٔ دیگری یعنی نتیجه می‌شود. در این تعریف چند نکته درخور توجه است:

    این نوع استدلال را نوعی استدلال استقرایی می‌دانند. رُخدادی را در نظر بگیرید. برای بیان علت و چرایی چنین رخدادی می‌توانیم مجموعه‌ای از دلایل را اقامه کنیم. حال تمام این دلایل را یک‌به‌یک بررسی می‌کنیم. آن دلیلی که به‌بهترین شکل می‌تواند آن رُخداد را تبیین کند، به‌عنوان چرایی و دلیل آن رُخداد برگزیده می‌شود. واژهٔ رُبایشی، ترجمهٔ مناسبی برای واژهٔ انگلیسی Abductive می‌باشد زیرا به‌گونه‌ای از میان بهترین تبیین‌ها برای چرایی یک رُخداد، آن را که از همه بهتر است، می‌رُباییم. واژهٔ رُبایشی در اینجا معنای استعاره‌ای دارد و استعاره از برگزیدن بهترین تبیین از میان مجموعه‌ای از تبیین‌ها است.

    شکل صوری این استدلال چنین است:

    I مجموعه‌ای از اطلاعات (واقعیات، مشاهدات، مفروضات و…) است.

    H پدیده I را تبیین می‌کند.

    نظریهٔ دیگری نمی‌تواند به خوبی H؛ پدیده I را تبیین کند.

    بنابراین احتمالاً H صادق است.

    برای هر مجموعه معین از شواهد و اطلاعات، تبیین‌های متنوعی می‌توان ارائه داد ولی بهترین تبیین احتمالاً درست‌ترین آنهاست. ما در زندگی روزمرهٔ خود از این نحوهٔ استدلال، بسیار استفاده می‌کنیم. هنگامی که از روی رفتار و واکنش‌های یک فرد، نتیجه‌ای دربارهٔ وضعیت ذهنی او می‌گیریم در واقع می‌گوییم که این نتیجه بهتر از تبیین‌های بدیل، رفتار این فرد را توضیح می‌دهد. یا مثلاً این مورد را در نظر بگیرید: مردی در یک اتاقک در جنگل در حالی که تمامی در و پنجره‌ها از داخل قفل هستند، به دارآویخته شده و مرده‌است، در حالی که یک یادداشت مبنی بر خودکشی هم کنار او قرار دارد بهترین تبیین برای این مجموعه از واقعیت‌ها این است که او خودکشی کرده‌است؛ ولی این تنها تبیین نیست، تبیین‌های دیگری غیر از خودکشی هم وجود دارد. مثلاً اینکه این فرد در حال تمرین نمایشنامه‌ای در مورد خودکشی بوده و برای اینکه تنها باشد درها را قفل کرده و متأسفانه در طی تمرین، فاجعه‌ای به‌بار آمده‌است یا شاید سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» به طریقی او را کشته و طوری صحنه‌سازی کرده که به نظر خودکشی برسد یا شاید یک روح خبیث شیطانی در جنگل زندگی می‌کرده و این فرد را کشته‌است. برخی از این تبیین‌ها به نظر مسخره می‌آیند ولی همهٔ آن‌ها با شواهد سازگار هستند.[۵]

    استدلال‌های غیررسمی[ویرایش]

    یک استدلال از مجموعه‌ای از ادعاها تشکیل شده‌است و پرسش‌ها، اوامر، فریادها و اندرزها را نمی‌توان جزئی از استدلال دانست زیرا موجب هیچ ادعایی نمی‌شوند؛ اما باید آگاه باشیم که در زبان روزمره، اوامر و پرسش‌های دستوری و مانند آن ممکن است توان ایجاد ادعاها را داشته باشند. دو مثال:

    ۱- شما از دوستی می‌خواهید که در ساعت ۳ صبح در ساحل شما را ملاقات کند تا با هم یک زیردریایی را تماشا کنید و دوست شما با عصبانیت پاسخ می‌دهد "فکر می‌کنی من احمق هستم؟" این جملهٔ اخیر واقعاً نوعی پرسش نیست. اتفاقاً شما احمق به نظر خواهید رسید اگر سعی کنید به آن پاسخ جدی بدهید.

    ۲- وقتی بازیکن فوتبالی بازی‌های محشری را یکی بعد از دیگری انجام می‌دهد و یکی از طرفداران فریاد می‌زند که «عجب هافبک بزرگی» در واقع آن هوادار دارد می‌گوید که «او هافبک فوق‌العاده‌ای است.»[۶] گاهی اوقات باید به ورای صورت‌های لفظی جملات نگاه کنیم. اگر منظور واقعی از آنچه گفته شده، بیان یک ادعا است باید آن را بخشی از یک استدلال تلقی کرد.[۶]

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    پانویس[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    seti 1 ماه قبل
    1

    استفاده از ویژگی های استدلال در یک عضو برای سایر عضو ها را مجموعه تعمیم می نامند

    مهدی 1 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید