در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ارتباط مردم با امام زمان در زمان غیبت صغری چگونه بود

    1 بازدید

    ارتباط مردم با امام زمان در زمان غیبت صغری چگونه بود را از سایت نکس درجه دریافت کنید.

    غیبت صغرا

    غیبت صغرا

    غیبت صُغرا (به عربی: الغیبة الصغری) در ادبیات شیعی به معنای غایب شدن کوتاه مدت است و بنابر باور شیعیان دورانی است که در آن مهدی زندگانی مخفی و فقط از طریق نمایندگان چهارگانه خود با شیعیان ارتباط داشته‌است. این دوره از سال ۲۶۰ ه‍.ق (۸۷۴ م) آغاز و در ۳۲۹ ه‍.ق (۱–۹۴۰ م) پایان یافته‌است.[۱]

    حسن عسکری مدت شش ساله امامت خود را در خفا و تقیه زندگی می‌کرد؛ زیرا خلیفه وقت، معتمد عباسی، ارتباطات او را محدود کرده بود و از طریق جاسوسان خود، وی را به‌شدت زیر نظر داشت. از این رو، بیشتر شیعیان از تماس با او محروم بودند و صرفاً برگزیدگانی از شیعیان می‌توانستند شخصاً با او در تماس باشند.[۲] حسن عسکری سرانجام در سال ۲۶۰ق/ ۸۷۴م کشته شد.[۳]

    از دیدگاه امامیه سلسله امامت با امام دوازدهم خاتمه می‌یابد. بنابر منابع کهن امامیه، حسن عسکری فرزند خود را به صورت علنی به امامت بعد از خود منصوب نکرد؛[۴] بلکه به اشاره و تنها به برخی خواص او را معرفی کرد.[۵] از سوی دیگر، پیروان او از ستم عباسیان به ستوه آمده بودند. خلیفه معتمد در جستجوی فرزند حسن بود و می‌کوشید تا او را بیابد و دستگیر کند. باورهای شیعیان دربارهٔ حجت بن الحسن در سطح جامعه مشهور و مطرح بود؛ از جمله آنکه آنان در انتظار قیام او هستند. از این رو، حسن عسکری فرزند خویش را پنهان می‌ساخت و تنها برخی از خواص توانستند فرزند او را ببینند.[۶]

    در منابع روایی امامیه نام و گواهی بسیاری از شیعیان که فرزند حسن عسکری را به چشم خود دیده‌اند، ثبت و ضبط شده‌است. بنابر روایتی منسوب به محمد بن عثمان، سفیر دوم امام دوازدهم امامیه، عسکری چهل نفر از پیروان مورد اعتماد خود را گرد هم آورد و فرزندش را به آن‌ها نشان داد.[۷]

    به باور شیعیان دوازده امامی، پس از کشته شدن حسن عسکری در سال ۲۶۰ ق. فرزندش محمد بن الحسن بر پیکر پدر نماز گزارد[۸] و از آن روز غیبت صغرا آغاز شد و تا سال ۳۲۹ ق. ادامه یافت. برخی منابع این دوره را «غیبت صغیره»[۹] و برخی دیگر «غیبت صغرا»[۱۰] خوانده‌اند. پس از کشته شدن حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) در سال ۲۶۰ هجری و سن ۲۸ سالگی،[۱۱] از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه —که در زمان حیاتشان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند— به‌طور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه به وجود آمد.[۱۲] در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌است یا این فرزند در گذشته‌است؛[۱۳] بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامان نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ عثمان بن سعید، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد.[۱۴] دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاه اقلیت شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی‌اند.

    از دیدگاه تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است به‌طور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت.[۱۵][۱۶][۱۷] به نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورتبندی نهایی خود برسد و پس از آن هم توجیه‌ها و تبیین‌های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد.[۱۸] شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند.[۱۹] کلینی (و. ۳۲۹ ه‍.ق / ۹۴۱ م). در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی —که در خلال دوره سفرا (موسوم به غیبت صغرا) گرد آورد— به موضوع غیبت و علت آن پرداخت.[۲۰] به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغرا» و «غیبت کبرا» را به کار برد.[۲۱] پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱–۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.[۱۹] از دیگر سو، متخصصان علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه‍.ق / ۱۰۲۳ م). و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴–۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.[۲۲]

    چگونگی ارتباط امام با شیعیان در دوران غیبت[ویرایش]

    شرایط بحرانی که امامان شیعه در زمان عباسیان با آن روبه رو شدند، ایشان را واداشت تا ابزار جدیدی را برای ارتباطات با شیعیان و اعضای جامعه خود جستجو کنند. متون شیعه امامیه حاکی از آن است که جعفر صادق نخستین امامی است که نظام زیرزمینی ارتباطات (التنظیم- السری) را در جامعه خود به کار گرفت[۲۳] در زمان حسن عسکری نیز او از طریق وکلای خود با شیعیان در ارتباط بود.

    نواب اربعه[ویرایش]

    شیعیان دوارده امامی عقیده دارند در این مدت چهار نفر نائب خاص محمد بن الحسن بوده‌اند و شیعیان از طریق آن‌ها با امامشان در ارتباط بوده و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند. این چهار نفر عبارت‌اند از: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سَمُری (سَیمُری).[۲۴][۲۵]

    ۱- ابوعَمروی، عثمان بن سعید عمروی اسدی که به مدّت چند سال کوتاه (بین ۵ تا ۷ سال )نائب بود و در حدود سال ۲۶۷ هجری ق مرد.
    ۲- ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمروی؛ وی در حدود ۴۰ سال مقام نیابت خاصّه را به عهده داشت و در سال ۳۰۵ هجری درگذشت.
    ۳- ابوالقاسم، حسین بن روح نوبختی که در حدود ۲۱ سال متصدّی مقام سفارت بود و در شعبان سال ۳۲۶ مرد.
    ۴- ابوالحسن، علی بن محمد سمری به مدّت ۳ سال عهده‌دار این منصب بوده و در نیمه شعبان سال ۳۲۹ درگذشت.

    وکالت این افراد عام و مطلق بوده‌است. البته در این دوران در موارد خاص و در شهرهای مختلف افراد دیگری نیز بوده‌اند که وکالت امام را بر عهده داشته‌اند که برخی معتقدند این وکالت بدون واسطهٔ نواب خاص بوده‌است.[۲۶] از جملهٔ این افراد احمد بن حمزة بن الیسع،[۲۷] محمد بن ابراهیم بن مهزیار،[۲۸] محمد بن صالح[۲۹] و ابومحمد وجنائی[۳۰] را می‌توان نام برد.

    به عقیده شیعیان امامی، غیبت صغرا با مرگ نایب چهارم یعنی علی بن محمّد سمری پایان پذیرفت و همراه با آن غیبت کبرا آغاز گردید. در سال ۳۲۹ هجری، محمد بن الحسن پایان سفارت و نمایندگی و شروع غیبت تامّه (کبرا) را رسماً اعلام کرد و چنین گفت: که ظهوری، مگر به إذن خداوند عزّ و جلّ نخواهد بود.[۳۱]

    منبع‌شناسی[ویرایش]

    به نوشته جاسم حسین احادیث مربوط به پنهان‌زیستی محمد بن الحسن را بسیاری از گروه‌های شیعه گردآوری کرده‌اند. پیش از سال ۲۶۰ ه. /۸۷۴ م. در آثار سه مذهب واقفیه، زیدیه جارودیه و امامیه موجود است. از واقفیه، انماطی ابراهیم بن صالح کوفی از اصحاب محمد باقر کتابی به نام «الغیبه» نوشت. علی بن حسین طائی طاطاری و حسن بن محمد بن سماعه هر یک کتابی به نام «کتاب الغیبه» نوشتند و موسی کاظم را به عنوان امام غائب معرفی کردند. از زیدیه ابوسعید عباد بن یعقوب رواجینی عصفری (و. ۲۵۰ ه. /۸۶۴ م). در کتابی به نام «ابوسعید عصفری» احادیثی در خصوص غیبت، ائمه دوازده‌گانه و ختم ائمه به دوازده می‌آورد بی آنکه نام آن‌ها را برشمرد. از امامیه علی بن مهزیار اهوازی (وکیل نقی و تقی) (مرگ حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ ق)، دو کتاب به نام‌های «کتاب الملاحم» و «کتاب القائم» نوشت که هر دو دربارهٔ غیبت امام و قیام او با شمشیر مطالبی دارد. حسن بن محبوب سراد (م. ۲۲۴ ه. / ۸۳۸ م). کتاب «المشیخه» را در موضوع غیبت می‌نویسد. فضل بن شاذان نیسابوری (۲۶۰ ه. / ۸۷۳ م). کتاب «الغیبه» را نوشت که ظاهراً مطالب آن از کتاب «المشیخه» نقل شده‌است. وی که دو ماه پیش از حسن عسکری می‌میرد، امام دوازدهم را قائم می‌داند.[۳۵][۳۶] به نوشته پوناوالا منابع پیش از دوران موسوم به غیبت کبرا بسیار پراکنده و ناکافی‌اند و مشکلی که پژوهشگران در هنگام بررسی این منابع با آن مواجه می‌شوند، میزان تاریخی بودن این منابع است.[۱۲]

    در خلال دوره سفارت موسوم به غیبت صغرا (۲۶۰–۳۲۹ ه. /۸۷۴–۹۴۱ م). فقه‌دانان و مبلغان بر اساس اطلاعات کتب پیشین و فعالیت‌های سازمان وکالت نوشته‌اند که در کتب تاریخی این دوره یافت نمی‌شود. ابراهیم بن اسحاق نهاوندی (م. ۲۸۶ ه. /۸۹۹ م). که مدعی نیابت امام دوازدهم بود کتابی در موضوع غیبت نوشت. عبدالله بن جعفر حمیری (م. بعد از ۲۹۳ ه. / ۹۰۵ م). که خود کارگزار نقی و حسن عسکری و نواب اول و دوم بود کتاب «الغیبه و الحیره» را نوشت. ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م). کتاب «الامامه و التبصره من الحیره» و کلینی (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م). بخش عمده‌ای از کتاب حجت اصول کافی را به غیبت اختصاص داد.[۳۷][۳۸]

    از سال (۳۲۹ ه. /۹۴۱ م). با پایان سفارت و آغاز دوره موسوم به غیبت کبرا (نهان‌زیستی بلند) چندین اثر برای تبیین نهان‌زیستی و علت طولانی شدن آن نگاشته شد. به گفته جاسم حسین پنج اثر در این زمان نگاشته شد که اساس عقاید بعدی امامیه دربارهٔ غیبت را تشکیل می‌دهد. نخستین کتاب الغیبه نعمانی توسط ابوعبدالله محمد بن جعفر نعمانی (م. ۳۶۰ ق). با استفاده از آثار یادشده بدون توجه به اعتقادات نویسندگان آن آثار تدوین شده‌است. دومین اثر کمال‌الدین و تمام‌النعمة است که توسط شیخ صدوق (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه‍.ق / ۹۲۳ تا ۹۹۱ م). بر اساس اصول اربعمائه گردآوری شده‌است و با توجه به جایگاه پدرش، علی بن بابویه، اطلاعاتی از دوران وکلا و ارتباط مخفی آن‌ها با امام غایب از طریق چهار سفیر ارائه می‌دهد. سومین مورد «الفصول العشرة فی الغیبة» توسط شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه‍.ق / ۱۰۲۲ م). نوشته شد و اطلاعات تاریخی در مورد دوران غیبت و پانزده دیدگاه پدیدار شده در میان امامیه در دوران غیبت و از میان رفتن همه آن‌ها جز اثنی عشریه بیان می‌کند. همچنین در کتاب الارشاد به سبک کلینی و نعمانی به نقل احادیث و توجیه طولانی شدن عمر محمد بن الحسن می‌پردازد. چهارمین اثر توسط سید مرتضی (۳۵۵–۴۳۶ ه‍.ق /۱۰۴۴–۱۰۴۵ م). شاگرد شیخ مفید با عنوان «مسئلة وجیزة فی الغیبة» نوشت. این اثر و کتاب دیگری با نام «البرهان علی صحة طول عمر الامام الزمان» تألیف محمد بن علی کراجکی (م. ۴۴۹ ق. / ۱۰۵۷ م). فاقد اطلاعات تاریخی هستند. پنجمین اثر الغیبة نوشته شیخ طوسی (۳۸۵–۴۶۰ ق. / ۱۰۶۷ م). بر مبنای کتابی به نام «الاخبار الوکالة الاربعة» نوشته احمد بن نوح بصری اطلاعات تاریخی معتبری از فعالیت‌های مخفی سفرا ارائه می‌دهد و نیز به شیوه حدیثی و عقلی اثبات می‌کند امام دوازدهم همان محمد بن الحسن است که باید در غیبت به سر برد و سایر ادعاها در خصوص غیبت دیگر افراد نظیر علی بن ابیطالب، محمد بن حنفیه و موسی کاظم مردود است. این کتاب مأخذ اصلی نویسندگان بعدی شیعه امامی و بخصوص بحار الانوار محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷–۱۱۱۰ ق). بوده‌است.[۳۹][۴۰]

    به نوشته جاسم حسین منابع غیرشیعه بر کتاب «المسترشد» اثر ابوالقاسم بلخی معتزلی (م. حدود ۳۰۱ ق. / ۹۱۳ م) اتکا دارد که معتقد است حسن عسکری بی وارث از دنیا رفت و ظاهراً اطلاعات خود در خصوص دسته‌بندی شیعه پس از سال ۲۶۰ را از حسن بن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه‍.ق) گرفته‌است. این کتاب مبنای اطلاعات المغنی عبدالجبار معتزلی (م. ۴۱۵ ق. / ۱۰۲۴ م) و ابوالحسن اشعری (م. ۳۲۴ ق. / ۹۳۵ م) قرار گرفت و کتاب اشعری مرجع سایر کتاب‌های اهل سنت نظیر ابن حزم (م. ۴۵۶ ق. / ۱۰۳۷ م). و شهرستانی (م. ۵۴۸ ق. / ۱۱۵۳ م). دربارهٔ دسته‌بندی‌های شیعه بوده‌است.[۴۰][۴۱]

    بیان موضوع در منابع تاریخ عمومی مسلمانان متفاوت است. محمد بن جریر طبری (۲۲۴–۳۱۰ ق. / ۹۲۲ م). که معاصر دوران غیبت بود در تاریخ طبری اشاره‌ای به موضوع امام دوازدهم و فعالیت‌های شیعیان امامی نمی‌کند در حالی که به فعالیت‌های سایر گروه‌های شیعه نظیر اسماعیلیه می‌پردازد و حتی کاربرد حدیث مهدی قائم توسط این گروه‌ها در کسب قدرت را پی می‌گیرد. جاسم حسین علت ذکر نشدن فعالیت‌های امامیه در این کتاب را مخفیانه بودن آن می‌داند. مسعودی (حدود ۲۸۳ – ۳۴۶ ق. / ۸۹۶–۹۵۷ م). در مروج‌الذهب، التنبیه و الاشراف و نیز اثبات و الوصیه که به وی منسوب است به فشارها و سخت‌گیری‌های عباسیان علیه امامان شیعه که منجر به وقوع غیبت شد می‌پردازد. ابن اثیر (۵۵۵–۶۳۰ه‍.ق / ۱۲۳۲ م) در الکامل فی التاریخ به اختلافات میان وکلای محمد بن الحسن در دوران غیبت و تأثیر غلو در بروز آن می‌پردازد. به عقیده جاسم حسین ممکن است وی اطلاعات خود را از کتاب «تاریخ الامامیه» اثر یحیی بن ابی طی (م ۶۳۰ ق. / م. ۱۲۳۲) گرفته باشد.[۴۲][۴۳]

    به نوشته ساشادینا بسیار مشکل است که مرزی میان مطالب تاریخی از یک طرف با تذکره‌نویسی و مطالب اعتقادی شیعه از طرف دیگر در کتاب‌های نویسندگان شیعه تعیین کرد. زیرا زندگی‌نامهٔ امامان در کتاب‌های نویسندگان شیعه، آکنده از داستان‌هایی به سبک تذکره‌هایی‌است که عارفان برای مرشدان و قدیسان خود می‌نویسند. برای مطالعه دربارهٔ امام دوازده شیعیان باید به منابعی اتکا کرد که نه می‌توان آن‌ها را کاملاً تاریخی و نه می‌توان کاملاً زندگی‌نامه‌های مذهبی و تذکره‌ای دانست. به هر حال این منابع بیشترین کمک را به پژوهشگران در راه درک دوره‌ای می‌کند که ایدهٔ منجی آخرالزمان را به عقیدهٔ غالب در مذهب شیعه تبدیل کرده‌است.[۴۴]

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    پانویس[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    خبرگزاری شبستان

    خبرگزاری شبستان

    به گزارش خبرگزاری شبستان،در روایات تصریح شده که برای امام زمان (علیه السلام) دو غیبت صغری و کبری است.[۱] در غیبت صغری مردم از طریق نواب اربعه با امام زمان(علیه السلام) ارتباط برقرار کرده[۲] و مشکلات خویش را با آنها در میان می گذارند و حضرت(عج) به مشکلات و مسایل مردم پاسخ می دهد. البته غیبت صغری بدان معنا نیست که مردم با حضرت حجت(عج) ارتباط نداشته باشند، ولی ارتباط در زمان غیبت مردود است.[۳]

    در زمان غیبت کبری در خصوص ارتباط مردم، به ویژه یاران امام(ع) با ایشان دو مبنا وجود دارد. برخی عقیده دارند که در زمان غیبت کبری ارتباط و ملاقات حضوری با امام زمان(علیه السلام) امکان ندارد[۴]

    بر اساس این نگرش هر گونه ملاقات با امام زمان(عج) امکان نداشته و به حسب ظاهر کسی حق ندارد که ادعای ارتباط و ملاقات حضوری را داشته باشد. این نگرش ریشه در روایات دارد؛ زیرا روایات، ملاقات حضوری را نفی کرده است.[۵]

    از سوی دیگر از برخی متون استفاده می شود که حضرت(عج) مکان معیّنی ندارند، از این رو به حسب ظاهر امکان ندارد که یاران حضرت(عج) در یک مکان جمع شوند. گرچه ممکن است با بهره مندی از امدادهای الهی این کار صورت گیرد. از روایات دیگر نیز استفاده می شود که هر گاه شرایط ظهور امام(عج) فراهم شد و ۳۱۳ نفر[۶] وجود داشتند، حضرت(عج) ظهور می کند.

    حال معلوم نیست ۳۱۳ همگی زنده اند و یا برخی از آنها از دنیا رفته و در هنگام ظهور رجعت می کنند و یا برخی از ۳۱۳ نفر بعداً متولد می شوند. از این رو، نمی توان گفت: یاران امام(عج) در زمان غیبت با حضرت(عج) در یک مکان جمع می شوند.

    برخی عقیده دارند که در زمان غیبت کبری ملاقات با امام زمان(علیه السلام) امکان دارد.[۷] بر اساس این نگرش نمی توان گفت یاران امام(عج) در یک مکان جمع شده و با حضرت(عج) ارتباط دارند، زیرا آنچه از متون دینی استفاده می شود، آن است که در زمان غیبت کبری، فقیهان و مجتهدان واجد شرایط، نیابت عامه امام(عج) را بر عهده دارند و مردم مسایل شرعی و سیاسی خویش را از آنان می پرسند.

    البته هدایت و ارشاد و رهبری مردم توسط امام زمان(علیه السلام) انجام گرفته، زمین لحظه ای از وجود مقدس امام زمان(علیه السلام) خالی نیست. نفع امام(عج) به همگان می رسد و حضرت(عج) به طور ناشناس در مکان های مختلف حضور پیدا کرده،[۸] به مشکلات مردم رسیدگی می کند.

    امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «امام قائم(عج)… در مراسم حج شرکت می کند و مردم را می بیند، اما مردم او را نمی بینند و نمی شناسند.»[۹] ولی در عین حال نمی توان گفت که یاران امام در حضور ایشان جمع شده و با حضرت(عج) ارتباط داشته و در خصوص برنامه های ظهور بحث می کنند.

     در زمان حضور امام(عج)، یاران امام(عج) با حضرت(عج) ارتباط دارند، همچنین ممکن است در زمان غیبت با بهره گیری از امدادهای غیبی، ارتباط برقرار نمایند، ولی دلیل قاطعی در خصوص جمع شدن یاران امام(عج) در زمان غیبت وجود ندارد.

    پی نوشت ها:

     1. اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۴۶؛ اعلام الوری، ص ۴۴۴؛ ارشاد، ص ۳۴۶؛ مهدی موعود، ص ۹۳۱ – ۹۳۳٫

     2. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص ۶۷۳٫

     3. محمد رضا حکیمی، خورشید مغرب، ص ۵۳ – ۵۴٫

     4. مجله حوزه، ویژه امام زمان(علیه السلام)، ص ۷۲ به بعد.

     5. کمال الدین و تمام النعمه، ص ۵۱۶٫

     6. لطف الله صافی، منتخب الاثر، ص ۵۹۴ – ۵۹۶٫

     7. تنزیه الانبیاء، سید مرتضی، ص ۱۸۲٫

     8. کتاب الغیبه، نعمانی، ص ۱۴٫

     9. کمال الدین و تمام النعمه، ص ۳۰۷٫

    منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

    منبع مطلب : shabestan.ir

    مدیر محترم سایت shabestan.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    نا شناس 1 ماه قبل
    1

    این سوال رو معلمون داده برای همین من دربدر دنبال این سوال هستم

    نا شناس 1 ماه قبل
    2

    این سوال رو معلمون داده برای همین من دربدر دنبال این سوال هستم

    1390 1 ماه قبل
    1

    نمیدونم امید وارم دوستان در نظرات جواب رو بفرستن

    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    اوففففففففففف

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید